خانه / روانشناسی زنان / نگاهی به اضطراب و اختلالات اضطرابی
در بروز اضطراب عوامل ارثی، زیستی (بیالوجیک) و عوامل محیطی دخیل اند. عکاس: حکیم مظاهر

نگاهی به اضطراب و اختلالات اضطرابی

   داکتر اسماعیل درمان، ماستر روانشناسی بالینی و مشاوره

 معمولاً در مکالمات روزانه به کلمه “استرس” و “اضطراب” بر می خوریم، و اینکه چقدر بعضی از مسایل، مشکلات، و حوادث سبب “استرس” و “اضطراب” ما و یا دیگران می شوند. درینجا به تعریف کلمه “اضطراب” از  نقطه نظر طبی ولی به زبان ساده پرداخته شده و نشانه های (اعراض) مربوط به آن تذکر داده می شود.

 اضطراب بصورت ساده عبارت است از يک احساس منتشر ولی ناخوشايند و مبهم تشویش و نگرانی که علت یا منشاء آن شناخته شده نیست. اضطراب همچنان شامل عدم اطمينان، درماندگی (ناچاری)، تنش، و برانگيختگی جسمی می شود. فردی که مضطرب است بیشتر نگران تهدیدهای احتمالی است که فکر میکند تحت کنترول او نیستند.  منظور از ناشناخته بودن منشأ اینست که شخص مضطرب است، ولی مشخصاً علت آنرا نمیداند و توضیح قانع کننده برای اضطراب خود ندارد. این نوع تجربه بر رفتار، خٌلق (مزاج)، و تفکر فرد تاثیر میگذارد.

اگر موقعیت یا حادثه ی که قبلاً در فرد سبب استرس گردیده، یا سبب آسیب او شده، یا سبب خجالت و درماندگی (ناچاری) او گردیده، دوباره بوقوع بپیوندد، میتواند سبب اضطراب شود. مثلاً اگر محصلی در امتحان نتیجه خوب نگرفته، احتمال میرود که در امتحان بعدی اضطراب داشته باشد، چون فکر میکند که شاید عین همان نتیجه را بدست بیاورد.

نرخ اضطراب در میان انسان‌ها تقریباً بالاست و بسیاری انسانها در طول زندگی اضطراب را با مقادیر زیاد یا کم تجربه می کنند. اگر این اضطراب موقتی باشد (که البته بعضی اینرا معادل همان “استرس” در نظر می گیرند)، و زندگی و کار روزانه شخص را مختل نسازد، بعنوان یک اختلال روانی در نظر گرفته نمی شود. لیکن در صورتیکه بصورت مزمن و مداوم تجربه شود، و اضطراب بیش از حد عادی آن باشد، و در زندگی فرد مشکل ایجاد کند، در آنصورت یک اختلال محسوب می شود.

تحقيقات و بررسی‌ها نشان می‌دهند که اضطراب در زنان نسبت به مردان  بیشتر بوده (حدود 55 تا 60 فیصد مراجعین که از اضطراب شاکی اند) و معمولاً از سنین کودکی و نوجوانی شروع می شود، ولی در افراد کلانتر از بیست سال نیز شروع آن دیده شده است.

در بروز اضطراب عوامل ارثی، زیستی (بیالوجیک) و عوامل محیطی دخیل اند. عکاس: حکیم مظاهر

استرس و اضطراب: همانطور که اشاره شد، استرس و اضطراب از جمله کلماتی هستند که ما معمولاً در جریان زندگی روزمره برای توصيف بعضی از حالات و احساسات از آنها استفاده می کنیم. بطور مثال، در زمان سخنرانی در یک جلسه یا محفل، در جریان امتحان، به‌هنگام مشکلات مادی، درگیری یا اختلاف نظر با همکاران یا رییس دفتر، و غیره. برای تجربه ی که در هر یک از حالات فوق به ما دست داده معمولاً استرس یا اضطراب را بصورت مترادف بکار میبریم، چون باور بر اینست که تفاوت میان آنها موجود نیست، ولی در حقیقت میان این دو تفاوت وجود دارد. استرس همان فشار روانی ست که وقتی به مرحله مزمن برسد، برای فرد يا فامیل و دوستانش رنج و ناراحتی بوجود آورد، يا مانع رسيدن او به اهدافش شود، و يا در انجام کارهای روزانه و عادی او اختلال ایجاد کند، به آن اضطراب میگویند.

اضطراب چه زمانی بروز میکند: بدن ما توان مشخصی در مقابل چالشها، مشکلات، و فشار دارد و این توان از یک فرد تا فرد دیگر متفاوت است. زمانیکه این فشار از محدوده ی عادی آن بیرون شد، و شرایط استرس زا در زندگی بیش از حد طولانی شد، و یا این شرایط بطور پی در پی بوقوع پیوست، و یا سیستم عصبی بدن قادر به محدود ساختن یا کنترل تنش نشد، در آنصورت فرد توان مقابله را از دست داده و آسیب پذیری آن در برابر امراض جسمی و اختلالات روانی (مثلاً افسردگی و اضطراب) بیشتر میگردد.

زندگی در شرایط پراسترس، معروض بودن با چالشهای مثل فقر دوامدار، بی امنیتی، بیکاری، خشونت فامیلی یا اجتماعی، رفتارهای مخرب که اعتماد بنفس اطفال و نوجوانان را ضربه میزند، مهاجرت، بی خانمان (بی جای) شدن، و غیره حادثاتی که بطور مداوم بر شخص فشار وارد می کنند، می توانند سبب بروز اضطراب شوند.

برای معلومات بیشتر به بعضی از علایم شایع اضطراب اشاره میشود:

  • احساس خستگی – این احساس با استراحت نیز کاملاً رفع نمیشود و شخص بعد از استراحت چند ساعته هنوز احساس خستگی میکند.
  • عصبی بودن و بی‌قراری – شخص زود حوصله اش را از دست میدهد. خانمهای متاهل معمولاً شکایت از این می کنند که با سر و صدای کودکان شان زود عصبانی میشوند و گاه حتی دست به لت و کوب اطفال خود میزنند. فرد احساس آرامش کامل ندارد.
  • ترس و نگرانی – شخص از هرچیز نگران می شود و به حوادث بد و واقعات منفی فکر میکند.
  • بی خوابی يا بدخوابی – شخص ممکن است احساس خواب آلودگی کند، ولی وقتی به بستر رفت، برایش مشکل است که بخواب رود. یا اینکه شخص بعد از بخواب رفتن، چندین مرتبه در طول شب بیدار میشود.
  • تپش قلب – ضربان قلب فرد زیادتر میشود. اگر صدای بلند یا نسبتاً بلند بصورت ناگهانی به گوشش برسد، زیادتر از حد معمول تکان میخورد.
  • تنفس نامنظم و سريع
  • سردرد و سرگیجه – در هنگام تنش و فشار عصبی، برای بعضی افراد سردردی نیز پیدا می شود. این شکایت در میان مراجعین افغان بسیار معمول است. بعضی از مراجعین حتی از سرگیجه و گنیست شکایت می کنند، که این البته بسیار جدی نیست و ناشی از کدام مشکل مغزی نمیباشد.
  • مشکل در تمرکز و حافظه – مثلاً فراموش کردن یک مطلب بعد از خواندن آن، فراموش کردن ساعت ملاقات، یا چیزهای از این قبیل. فرد احتمالاً از این شکایت میکند که بعد از تماشای یک فلم، چیز زیادی به خاطرش نمیماند، یا اینکه یادآوری اینکه بعضی از وسایل اش را کجا گذاشته برایش مشکل است.
  • لرزش يا پرش عضلات – تکان خوردن بعضی از عضلات بدن یا داغ شدن بعضی از اعضا (مثل دست، شانه، پا) نیز شایع است، ولی ناشی از کدام مرض مربوط به عضلات نیست.

 علل اضطراب: به طور کلی به سه بخش عمده تقسیم میشوند:

عوامل ارثی: تحقیقات انجام شده نشان میدهد که ژنتیک یکی از عوامل عمده اضطراب است و بهمین دلیل احتمال بروز اضطراب در فرزندان افراد مضطرب بالاتر است. البته الگو قرار دادن رفتار پدر و مادر و يادگیری و تکرار کارهای آنان نقش مهمی در اضطراب فرزندان دارد (عامل اجتماعی – براساس نظریه آلبرت بندورا)، ولی تحقيقات و بررسی‌های انجام‌شده بر روی حيوانات و دوگانگی هایی که با هم يا جدا از هم زندگی می‌کنند و از والدين مضطرب به دنيا آمده‌اند، نشان می‌دهند که عوامل ژنتيکی نقش مهمی دارند. آنچه مهم است اینست که تنها یک ژن علت اضطراب دانسته نمی شود، بلکه ترکیب یا مجموعه ی از ژنها باعث چنین پیامدی می شوند.

عوامل بیولوژیک (زيست‌شناختی) و جسمی: بر اساس مطالعاتی که تا حال انجام شده، مقدار بعضی از هورمونها در افراد مضطرب غيرعادی است. هورمون ها سهم بسیار حیاتی در تنظیم متابولیزم (سوخت و ساز) بدن ایفا می کنند. بنابراين هر آنچه که بتواند در سيستم هورمونی اختلال ایجاد کند، میتواند برای بدن خطرساز باشد. آدرنالین و کورتیزول دو نوع هورمون هستند که از غدوات بالای گرده ها افراز می شوند و بی نظمی در مقدار آنها (مثلاً افزایش شان) میتواند باعث اضطراب یا شدت آن شود.

عوامل محيطی و اجتماعی: بر اساس نظریه “طبیعت و تربیت،” جدا از علل ارثی و جسمی، عوامل محیطی و اجتماعی نیز در بوجود آمدن اضطراب دخیل هستند، مثلاً تحقیقات نشان داده که خشونتهای خانوادگی نه تنها روی ارتباط زوج تاثیر بد میگذارد، بلکه سبب مشکلات رفتاری و عاطفی (منجمله اضطراب) در میان اطفال میشود. همچنان احساس جدايی، طرد شدگی، فشارهای اجتماعی، و غیره نقش دارند.

از میان عوامل محیطی تغییرات ناگهانی و غيرمنتظره چون حوادث طبیعی (زلزله، سیل)، مرگ یا فقدان یک عضو نزدیک فامیل، بیماری، جنگ، بیجا شدن… را نام برد.

 اول – اختلال اضطراب منتشر: در اضطراب منتشر شخص بطور مستمر و مداوم نگران اینست که کدام حادثه ی بوقوع می پیوندد. بسیاری از این نگرانیها مربوط به مسایل عادی روزمره هستند و بهمین دلیل تنوع شان زیاد است. بطور مثال شخص نگران این است که مبادا فرزندش مریض شود، یا اینکه یکی از آشنایان وفات کند، و… نشانه ها (علایم) و شکایات (اعراض) شایع این نوع اضطراب، که باید حداقل شش ماه بطول انجامیده باشند و از کنترل شخص بیرون شده باشند، عبارت اند از: بی قراری، خستگی زودرس، مشکل داشتن در تمرکز، تنش عضلات، عصبانی شدن، بی خواب شدن یا چندین بار بیدار شدن در طول شب.

 دوم – اختلال پانیک یا هراس: کسانی که از این نوع اضطراب رنج میبرند بصورت ناگهانی دچار حملات اضطرابی می شوند که معمولاً هر حمله چند دقيقه يا گاهی بيشتر به طول می‌انجامد. معمولاً هر حمله تا ده دقیقه به اوج خود میرسد. علایم شایع این حملات عبارت اند از: تپش شدید قلب، عرق کردن، احساس خفگی یا نفس تنگی، احساس درد یا ناراحتی در قفسه سینه، احساس گیجی یا عدم تعادل، ترس از مردن یا از دست دادن کنترل و غیره.

  سوم – ترسهای (فوبیا) خاص: یکی از انواع بسیار شایع اضطراب اند. درین نوع ترس مرضی شخص از مواجهه با بعضی موقعيت‌ها، فعاليت‌ها يا اشياء اجتناب می‌کند و ترس زیادش واضحاً غیرمنطقی است. بعبارت دیگر، این افراد یا از چیزهای میترسند که مردم دیگر نمیترسند و یا اینکه ترس شان در مقایسه با اشخاص دیگر به مراتب بیشتر است. ترس این افراد میتواند بسیار متنوع باشد، مانند ترس از بعضی حيوانات (عنکبوت، موش، چلپاسه، مار،…)، بلندی (ارتفاعات)، دريا، خون، رعد و برق،… هر چيزی می‌تواند باعث اين نوع اضطراب (که خطر خاصی به دنبال ندارد) بشود. ترس از مکان‌های بسته مانند مارکت های سرپوشیده یا فروشگاههای کلان نیز میتواند همراه با ترس فوق دیده شود. اين اختلال معمولاً در نوجوانی شروع می‌شود، ولی سابقهٔ آن می‌تواند به دوران کودکی و تجربهٔ اضطراب جدايی در آن زمان برگردد.

 چهارم – ترس از اجتماع یا فوبیای اجتماعی: درین اختلال، شخص در مقابل جمع و در موقعیت های که رفتارش زیر نظر دیگران قرار دارد دچار اضطراب شدید می شود و از این می ترسد که مبادا دچار اشتباه یا شرمساری شود. این موقعیت ها میتواند در هنگام سخنرانی، غذا خوردن، یا موارد مشابه دیگر بوجود بیابید. این افراد میدانند که ترس شان بیجا و غیرمنطقی است، ولی قادر به کنترل آن نیستند. در نتیجه آنها معمولاً از جمع دوری کرده و بیشتر بطرف انزوا و گوشه گیری کشیده می شوند.

 پنجم – اختلال وسواسی-اجباری: درین اختلال افکار یا تصاویر تکراری و مزاحم توسط فرد تجربه شده و سبب مضطرب شدن او می شوند و این افکار لزوماً راجع به مسایل عادی و روزمره زندگی نیستند. با آنکه فرد کوشش میکند که با این افکار مزاحم مقابله کند، ولی معمولاً درینکار موفق نمیشود. در بسیاری موارد، فرد بطرف عادات وسواسی گرایش پیدا میکند و این سبب میشود که عمل یا اعمالی را بطور مکرر (وسواس عملی) انجام دهد تا اضطراب و تنش درونی اش کاهش یابد. مثلاً فرد با آنکه دستهایش را شسته، ولی فکر میکند که هنوز دستهایش کثیف اند و بهمین دلیل بطور مرتب دستهایش را میشوید. در بعضی موارد این وسواس آنقدر شدید است که سبب شاریدگی جلد یا بوجود آمدن زخم در دستهایش میگردد. درینگونه موارد نیز فرد متوجه است که اعمالش توجیه منطقی ندارد، ولی قادر به کنترل آنها نیست.

 ششم – اختلال استرس پس از حادثه (رویداد): این اختلال در بعضی افرادی دیده میشود که شاهد جنگ، حادثات دلخراش، شکنجه، سوانح طبیعی، و واقعات مشابه دیگر بوده ولی قادر به دفاع از خود یا افراد نزدیک به خود نبوده و دچار ترس، وحشت، بی پناهی، و ناچاری شدیدی شده باشند. اشخاص مصاب به این اختلال معمولاً از محلی که حادثه را تجربه کرده اند دوری میکنند (مثلاً در محلی که یکی از اعضای نزدیک فامیل خود را از دست داده اند یا خودشان زخمی شده اند یا شکنجه شده اند)؛ بعضی از آنها خوابهای وحشتناک می بینند یا همان حادثه ای را که تجربه کرده اند در خواب می بینند؛ در به خواب رفتن مشکل دارند؛ علاقه شان به زندگی و فعالیتهای روزمره کمتر می شود؛ عصبانی می شوند؛ در تمرکز کردن مشکل دارند؛ و غیره.

هر یک از این اختلالاتی که بصورت مختصر به آنها اشاره شد در نوشته های بعدی بصورت جداگانه و مفصل توضیح داده شده و در قسمت تداوی آنها مطالبی به نشر خواهد رسید.

یادداشت: نشر مطالب روان آنلاین با ذکر منبع آزاد است!

درباره‌ی اسماعیل درمان

اسماعیل درمان، ماستر روانشناسی بالینی و مدیر وبسایت روان آنلاین است. شما می‌توانید از طریق صفحۀ «تماس با ما» یا صفحۀ فسبوک روان آنلاین به او و گروه کاری روان آنلاین پیام بفرستید. خوانندگانی که نمی‌خواهند نام شان ذکر شود این را در پیام خود مشخص کنند. گروه روان آنلاین به حفظ هویت خوانندگان احترام می‌گذارد.

این نیز جالب است

کشمکش‌های نهان پشت نام‌ها

نگاهی دیگر به کمپین اخیر برخی از زنان کشور

۷ نظر

  1. با سلام. اینجانب دانشجوی ارشد زبان و ادبیات هستم و مقاله ای را در حال نوشتن هستم که موضوع آن بررسی اضطراب در برخی شاعران معاصر است. از جناب آقای اسماعیل درمان خواهش می‌کنم درباره‌ی اضطراب در زندگی معاصر و همچنین تآثیر ان بر روی هنرمندان–و سبک زندگی و نقش آن در اضطراب مرا راهنمایی کنند. خواهش می کنم مرا راهنمایی کنید.

  2. با سلام و درود. لطفا درمان اظطراب بدو ن دارو را شرح دهيد . من تمام علائم اظطراب را دارم ولي خسته شدم از دارو مصرف كردن . ممنون ميشم اگه درمانش را بفرماييد بدون دارو.

    • سلام بر شما. تداوی/درمان بدون دارو بیشتر درمان رفتاری-شناختی است که نوع مروج روان درمانی بوده و معمولا مفید است. برای این کار نیاز است تا به روان شناس مراجعه کنید – نه روانپزشک – بخصوص روان شناسی که در این حوزه تجربه و تخصص داشته باشد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *