خانه / روانشناسی / سخن اول

سخن اول

از کجا شروع کنیم؟

اسماعیل درمان

نوشتن در باب روانشناسی و صحت روانی را هیچ زمانی ساده نیافته ام و فکر میکردم این کار برای من که محصل این رشته ام، مشکل است. ولی ظواهر امر نشان میدهد که نظریه پردازان این علم از ابتدای اساس گذاری این علم از یکسو با فلسفه و انسان شناسی کلنجار میرفته اند، و از سویی دیگر با عصب شناسی (نیورالوژی)، بیالوژی، فزیولوژی و علوم دیگر. ساختار بیالوژیک و روانی انسان بصورت کٌل پیچیده است و این پیچیدگی زمانی بیشتر میشود که انسان دست به مطالعه خود میزند. بهمین دلیل نیاز بوده تا یک علم از علم دیگر و یا شاخه های علوم متفاوت ولی مرتبط بهره گیرد. برای رشد و اثبات یک فرضیه و ارتقای آن در سطح یک نظریه (تیوری) نه تنها نیاز به کاوش ذهن پیچیده انسان است، بلکه احتیاج به اینست که تحقیق و مطالعه در سطوح مختلف صورت گیرد تا بتوان در شناخت روان انسان به نتایج شفافتر، ارزشمندتر، معتبرتر، و کاملتر رسید.

این پیچیدگی همچنین سبب شده تا روانشناسی در همان آوان تولد و رشد ابتدایی آرام آرام به چندین شاخه تقسیم شود تا اینکه کار را برای نظریه پردازان آسانتر ساخته و اینکه آنها بتوانند در هر حوزه ای بصورت دقیقتر و موثرتر تمرکز و تحقیق کنند. امروزه می بینیم که روانشناسی بصورت عمده به روانشناسی بالینی (کلینکال)، مشاوره، تطبیقی، رشد، سازمانی، طفل و نوجوان، کلانسال، عمومی، تراما، نابهنجاری (غیرنورمال یا ابنارمل) و….بخشبندی گردیده که هرکدام از این رشته ها زیربخش ها یا شاخه های فرعی خود را دارند.

از میان تمام موارد دیگر، مورد دیگری که مطالعه و تطبیق روانشناسی را بعنوان یک علم با مشکلات و موانع دچار می سازد، کمبود و یا عدم تحقیق سامانمند و منظم در افغانستان است. میدانیم که این علم از آزمایشگاه ویلهم وونت در آلمان، پاولف در روسیه، مازلو و اسکینر و بندورا در امریکا، فروید و یونگ در اتریش و بعد امریکا، پیاژه در سویس، و….سربرآورد. یک نگاه کوتاه به نامهای نظریه پردازان و محققین این مکتب نشان میدهد که که این علم – به مانند بسیاری از علوم دیگر – تا حد زیادی متاثر از تفکر غربی است و در تمدن غرب به پویایی و رشد رسیده است و تمدن شرقی – حداقل در قرن بیستم – در آن سهم آنچنانی نداشته است. این تفاوت نه تنها در تیوری بلکه در نوع برخورد با مشکلات روانی و تداوی آنها به مشاهده میرسد.

با آنکه این تفاوت سالها مورد بی توجهی قرار گرفت، ولی به تدریج نقش پررنگ فرهنگها، باورها، سنت ها و عرف و عادتها در شکل دهی شخصیت انسان واضح تر شد و بتدریج روانشناسان و نظریه پردازان این علم به این نتیجه رسیدند که باید مطالعات بیشتری روی تفاوتها انجام شود تا بتوان نظریات ارایه شده را ویرایش و تکمیل کرد. با ورق زدن مختصر دستنامه یا کتابچه تشخیصی و آماری چاپ آمریکا (DSM-IV)- که به عنوان مرجع معتبر مورد استفاده توسط داکتران عقلی-عصبی و روانشناسان معروف است – متوجه می شویم که نقش فرهنگ بصورت بارزی مورد بحث و توجه قرار گرفته است و امروزه بر آن تاکید بیشتری صورت میگیرد.

ولی مساله اینست که آنچه تا بحال انجام شده به هیچ وجه کافی نیست. با آنکه علاقمندی برای تدقیق و تحقیق در شناخت فرهنگها و جوامع شرقی بیشتر و بیشتر گردیده، پژوهش کافی درین زمینه هنوز انجام نشده، یعنی لازم است در باره فرهنگ شرقی و روانشناسی انسان شرقی کار بیشتری انجام شود. بالاخص وقتی پای افغانستان در میان می آید دست ما بشدت خالیست.

سالها جنگ و بحران و کشمکش و خونریزی و کشتار دسته جمعی و صدها مشکل دیگر در افغانستان در افزایش اختلالات روانی سهم بزرگی داشته،  ولی این را نیز نمیتوان نادیده گرفت که حتی ساکنین مترقی ترین کشورها نیز به نوعی با اختلالات روانی دست به گریبان اند. احتمالاً تفاوت در پایین بودن یا بالا بودن نرخ این اختلالات و نوع آنهاست. بطور نمونه، اختلالات خوردن (پرخوری یا بی اشتهایی عصبی) نرخ نسبتاً بالایی در آمریکا و چند کشور دیگر دارد، در حالیکه احتمال داده می شود افسردگی، اضطراب، و صدمه روانی ناشی از جنگ در کشورهای جنگ زده، منجمله افغانستان، بیشتر باشد.

مشکل همانطور که گفتم از این ریشه میگیرد که هیچ یک از اینها را نمیتوان در مورد افغانستان با اطمینان مطرح کرد و دلیل اصلی آن نبود یک رویکرد تحقیقی و راه اندازی مطالعات اساسی برای روشن کردن این مساله است. آنچه در مورد اختلالات روانی در افغانستان گفته شده بیشتر محدود به چند گزارش یا نظرسنجی (سروی) بوده که هیچ یک از آنها برای اینکه بشود یک کار منظم را شروع کرد بسنده نیستند.

از سویی هر روز تعداد بیشتری از شهروندان افغان به این نتیجه میرسند که باید کاری برای رفع فشارهای روانی، اختلالات روانی، و مشکلات ناشی از آنها انجام شود. این روزها متوجه می شویم که بعضی از فامیل ها بتدریج جرات این را یافته اند که مشکلات روانی خود را – با آنکه بصورت جدی بعنوان “تابو” مطرح است – حداقل با داکتر فامیلی یا در صورت امکان با یک مرکز مشاوره دهی یا صحت روانی که اساسی ترین خدمات را فراهم میکند، در جریان بگذارند. این در ذات خود نشانه ی بسیار خوبیست.

ولی راه طولانیست و رنج سفر در پیش. بنابر آخرین گزارشی که خواندم تعداد کل روانشناسان در شهر پر جمعیتی مثل کابل بسیار اندک است و آنها نیز خدمات بالینی (کلینکال) ارایه نمی کنند. تعداد داکتران عقلی-عصبی یا اعصاب-روان افغان نیز وضع بهتری از این ندارد. این رقم در شهرهای بزرگی چون هرات، مزارشریف، جلال آباد، قندهار و غیره کمتر از این یا مساوی به صفر است چه برسد به شهرهای کوچکتر. این در حالیست که بعضی از منابع در داخل دولت افغانستان اخیراً اظهار داشته اند که بیش از ۶۰ فیصد افغانها از مشکلات روانی رنج میبرند.

از سوی دیگر، من در طول زندگیم در افغانستان حتی یک اثر جدی در باب روانشناسی ندیده ام و اکثریت کتب وارد شده از ایران (که به زبان فارسی چاپ می شوند) یا ارزش اکادمیک ندارند و یا اینکه بصورت درستی گزینش نشده اند. بسیاری از شهروندان نیز قادر به استفاده از کتب چاپ شده به زبانهای دیگر (بخصوص لسان انگلیسی) نیستند. من بعد از مدتها جستجو، یک وبسایت یا حتی وبلاگ در باب صحت روانی یا روانشناسی یا مسایل مرتبط به آنها که در افغانستان پایه گذاری شده باشد، نیافتم. حجم اطلاعات بشدت ناچیز و وحشت آور است؛ مساوی یا نزدیک به هیچ است. بعضی برنامه ها و پروژه های ابتدایی تا بحال انجام شده، ولی در مقایسه با حجم نیازمندی کوچک، معدود، و محدود اند. زیرساخت های کشور نابودشده یا بشدت درهم کوفته اند و درین میان به صحت روانی، به عنوان یکی از مهمترین بخش در رشد یک نسل پویاتر و کمترمریض، توجه و کار لازم نشده است.

بهر صورت، تنها موردی که این اواخر به ذهنم رسید این بود که بالاخره باید از یک جایی شروع کرد. به مثابه ی یک فرد، حداقل کاری که به لطف عصر اطلاعات و ارتباطات انجام داد اینست که چند سطری نوشت و با دیگران در میان گذاشت. علاقمندی و همکاری و اشتراک اطلاعات از جانب دوستان (بالاخص اشخاصی که درین حوزه تخصص دارند یا تحصیل می کنند، منجمله داکتران و محصلین) و خوانندگان میتواند درین زمینه کمک کننده باشد.اگر احساس می شود میتوان از این طریق کار موثری حتی در یک دایره و طیف کوچک انجام داد، پس خوب است که این اطلاعات از یکدیگر دریغ نگردد و درین وبسایت یا صفحات دیگر به اشتراک گذاشته شود.

من از طرح هر نظر، پیشنهاد، و انتقاد که در باروری این قدم کوچک نقش داشته باشد، استقبال می کنم. انتظار دارم تا دوستان متخصص درین حوزه به یاری و همراهی بشتابند.

از دوست خوبم نعیم عزیزیان، که با وجود مسوولیت های سنگین محصل بودن، پدر بودن، و همسر بودن، در طرح ریزی این وبسایت وقت گرانبهای خود را صرف کرده و مرا یاری رساند، یک کهکشان تشکر.

بعلاوه، از داکتر ناهید نصرت-عزیز، که با مشورت های مفید و متخصصانه اش در طرح ریزی و بخشبندی مطالب مرا یاری رساند، جهانی سپاس.

لازم به تذکر نیست که بدین وسیله از تمام دوستان خوبم، بالاخص محصلین فلبرایت، که وقت خود را صرف مرور وبسایت نموده و پیشنهادات ارزنده ای ارایه کرده اند یک دنیا قدردانی مینمایم.

چشم به راه حمایت شما از این گام کوچک هستیم.

اسماعیل درمان

فیلادلفیا، پنسلوانیا، ایالات متحده امریکا

درباره‌ی اسماعیل درمان

اسماعیل درمان، ماستر روانشناسی بالینی و مدیر وبسایت روان آنلاین است. شما می‌توانید از طریق صفحۀ «تماس با ما» یا صفحۀ فسبوک روان آنلاین به او و گروه کاری روان آنلاین پیام بفرستید. خوانندگانی که نمی‌خواهند نام شان ذکر شود این را در پیام خود مشخص کنند. گروه روان آنلاین به حفظ هویت خوانندگان احترام می‌گذارد.

این نیز جالب است

کشمکش‌های نهان پشت نام‌ها

نگاهی دیگر به کمپین اخیر برخی از زنان کشور

۷ نظر

  1. داکتر صاحب درمان سلام
    من یکی از دکتوران سابق صحت روان افغانستان هستم که فعلا در انگلستان زندگی میکنم .پس از چند سال کارکلینیکی در بخش صحت روان در انګلستان ، در رشته هیپنوتراپی در لندن تحصیل کردم ودر این بخش مصروف هستم.
    از اینکه در رشته صحت روان درس خواندید واینک در رشته روانشاسی در خارج از کشور مشغول تحصیل هتتید مبارک تان باد. موفقیت های همیشګی شمارا از بارګاهٔ خدواندمتعال در راستای خدمت ګذاری به هموطنان دردکشیدهٔ ما که اکثرأ از آلام روانی رنج میکشند ،خواهانم .
    جهت معلومات مزید شما باید علاوه کنم که بنیاد صحت روان نوین در افغانستان در سال ۱۹۸۴میلادی توسط داکتر برنا آصفی یکی از هموطنان انسان دوست ما ګذاشته شد .از همان آغاز کار ها به طور اکادیمیک واصولی در پیشرفت بود وکار درمان به شیوه مروج در کشور های اروپایی صورت میګرفت. مقرره صحت روان نا فذ شد وحقوق بیماران روانی منحیث انسان محفوظ ګردید واز برخورد های ضد انسانی پیش از آن زمان جلو ګیری بعمل آمد. شیوه های عصری رواندرمانی با بکار انداختن دکتران وروانشناسان جوان آغاز ودر خدمت قرار ګرفت . اولین دکتوران صحت روان نوین داکتر سلام آثم ،دکتور هامش درویش،دکتور سعید عظیمی،دکتور فتح الله سلطانی،دکتور یوسف علی رحیمی ،دکتور شریف و دکتور حمید سیماب بودند که با دکتور برنا آصفی همکاری داشتند و از خدمات شباروزی برای بهبود وضع صحت روان در افغانستان دریغ نکردند.
    ایجاد انجمن رضاکاران صحت روان دست آورد دیګری در پهلوی سایر دستاورد ها بود که ذمینه خدمات طب روانی جمعتی را میسر میګردانید .
    در آن زمان اکثر ولایات کشور یک بخش صحت روانی با چند بستر داشت که در برای ولایت هرات دکتور عبدالله … ترن شده بود.
    به هر حال چون در افغانستان بیماری روانی بنا بر نابسامانی های سی ساله در کشور در خور توجه بیشتر است و روانشناسان ودرمان ګران بیشتر را خوهان است جلب وجذب جوانان در این بخش حیاتی حساب میشود وامیدوارم روزی بتوانیم روزی به تعداد کافی دکتوران صحت روان وروانشناسان داشته باشیم تا خدمت بهتری به هموطنان کنیم.
    خودم در صدد بنیانګذاری هیپنوتیزم درمانی در افغانستان هستم پروژه ام روی دست است و در صدد منابع کمک کننده هستم ، هرګاه چنین منبعی را سراغ داشته باشید لطف نوده ودرین کار خیر مارا همراهی کنید .

    با عرض احترام
    دکتور هامش درویش
    سابق معاون ریاست شفاخانه روانی کابل
    http://www.drhamishdarwish.co.uk

  2. جناب داکتر هامش درویش،

    جهانی سپاس از معلوماتی که فراهم نمودید. من پسر داکتر بٌرنا را می شناسم، ولی متاسفانه هیچوقت خود شان را از نزدیک ملاقات نکرده ام. آنچه شروع شده بود متاسفانه با شروع جنگ و بی نظمی با چالشهای بزرگی مواجه شد و از رشد و توسعه باز ماند. فعلاً در کابل تنها یک شفاخانه صحت روانی/مرکز درمان اعتیاد و دو سه مرکز مشاوره دهی که توسط موسسات خارجی تمویل میشوند و فقط مشاوره خیلی ابتدایی را ارایه می کنند چیز دیگری وجود ندارد. در هرات البته کلینک صحت روانی و شفاخانه کوچکی تاسیس گردیده که کار آن در چند سال اخیر بسیار موثر و مفید ارزیابی شده است. داکتر عالمی در شهر مزار شریف نیز مصروف ساخت یک شفاخانه برای مریضان عقلی-عصبی است که گام بسیار ارزنده درین حوزه است.

    ارتباط با شما باعث خرسندی من است. خوب است با هم در تماس بوده و در قسمت برنامه ریزی های آینده با هم مشورت کنیم.

    سر بلند و پایدار باشید

    اسماعیل درمان

  3. داکتر صاحب درمان ، سایت شما قابل تمجید است ومطالب مفیدی در رابطه به مسایل روانی وروانشناسی ارایه میکند،تشکر از شما وسایر همکاران قلمی شما. قابل پیشنهاد میدانم که از ویدیو کلپ های داکتر صاحب درویش که در یو تیوب در رابطه به روانشناسی وروانپزشګی دارد در ویب سایت تان استفاده کنید تا از یکسو به علاقمندان سایت تان کمک بیشتر شود واز سوی دیګر مایه تشویق هموطنان ګرامی در عرصه همکاری به بخش های صحت روانی شود .نشانی آن اینست.

    utub drhamish darwish

    • آقای الکوزی! تشکر از سخنان گرم و پرمهر تان! دکتر صاحب درویش باری لطف نموده و بعضی از ملاحظات خود را با ما شریک ساختند که قابل قدر است. من متاسفانه نتوانستم در مراحل بعدی از ایشان جوابی دریافت کنم. همکاری ایشان با وبسایت ارزنده خواهد بود و ما به گرمی از آن استقبال می کنیم. سلامت باشید

  4. درود بر محترم درمان
    مطالب در مورد همکاران تان را خواندم و از اینکه بعضی مسایل و مشکلات های را تحمل کردید و میکنید و به کارتان که اگهی دهی مفید است ادامه میدهید واقعآ خوشحالم! اگر چند رشته من (حقوق و علوم سیاسی) با روانکاوی و روانشناسی کم ربط دارد ولی علاقه مندی من در تحقیق چرا ها در مورد چگونگی تاثیر گذاری شرایط در باورها و ارتکاب اعمال جرمی مرا به خواندن مطالب این سایت میکشاند: خلاصه اینکه من از شما به خاطر زحمت ها و کوشش های تان برای مردم بسیار خوشحال و سباسگذارم!
    داکتر عالمی از دوستان در همسایگی محل کار من بود و بعضآ نزد وی سر میزنم آدم بسیار خوب و زحمت کش است.

  5. سلام خدمت شما و همکارانتان!
    مطالبی که شما در سایتتان می گذارید واقعاْ مفید است… چون ما در افغانستان دیگر منبعی برای این مطالب نداریم با وجود چنین سایتی حقیقتاْ در رشد و تکامل روان شناسی گام مثبتی برداشتید
    تشکر

    محمد فرید فائز محصل رشته روان شناسی

پاسخ دادن به اسماعیل درمان لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *