خانه / روانشناسی و دین / هرمنوتیک و روانشناسی تکفیر
چرا بعضی از مسلمانان دست به افراط گرایی و حتا در مواردی دست به تکفیر همدیگر میزنند؟ ارشاد حسین نقش مهم هرمنوتیک در تفسیر و برداشت دینی را بیان نموده و خصوصیات افراد مستعد به رویکردهای تندروانه را برمیشمارد.

هرمنوتیک و روانشناسی تکفیر

اشاره: این مقاله تا حدی تخصصی بوده و مخاطبین آن افراد علاقمند به روانشناسی و دین و تفسیر متن اند.

نوشته: ارشاد حسين

برگردان: اسماعيل درمان

این نوشته میتواند درآمدی خوب در حوزه روانشناسی تکفیر باشد – مترجم

تكفير: شيوه ي است كه در آن فرد يا گروهي كه قبلاً مسلمان شمرده مي شدند، كافر (غير معتقد به خدا) اعلام مي شوند و در مواردي ريختن خون شان روا مي گردد.

داشتن يك زندگي ديني يا شكل دادن زندگي فرد در چارچوب دين مستلزم يا برخاسته از نوع تفسير بعمل آمده از متون ديني و بكارگيري اين متون و تفسير آنها در زندگي فرد و نوع تعامل وي با دنياي پهناور ماحول وي است.

تنوع گروهها و ويژگي هاي متعدد اسلام كه امروزه به ميان آمده برخاسته از تفاوت در تفسير، هرمنوتيك ويا روش شناسي در تفسير قرآن، حديث و تاريخي بوده كه پس از نزول كتاب – قرآن-  شكل گرفته و رشد نموده است. سازه هاي الهيات، ساختارهاي اجتماعي و رويكردهاي متفاوت به مسايل اجتماعي، سياسي و اقتصادي ناشي از نوع روشي است كه توسط آن كتاب مقدس فهم شده است.

منبع و سرچشمه ذهني و معرفتي افراد، حساسيت هاي ديني شان و روشي كه بوسيله آن معلومات را پردازش و پالايش ميدهند قوياً متأثراز هرمنوتيك ديني شان است – بعبارتي ديگر شيوه و سازوكار فهم شان از دين و نوع تفسيري كه از اين گونه فهم برميخيزد.

بصورت كل، هرمنوتيك اشاره به نظريه ها و روش شناسي تفسير، بخصوص تفسير كتب مقدس و متون مقدس، دارد. با آنهم، اين كلمه ميتواند به معناي وسيعتري، يعني تمام نظريه ها و روشهاي كه براي تفسير و شناخت دنيا بكار ميروند، اطلاق گردد. اگر به اين كلمه به معناي گسترده اش نظر بياندازيم، پس هر اجتماع و گروهي صاحب هرمنوتيكي هست – گاه حتي چند هرمنوتيك (مثلا هرمنوتيك ديني و سكولار) مي توانند با هم همپوشاني داشته باشند – كه بوسيله آن دنيا را تفسير و با آن تعامل ميكنند.

هرمنوتيك ميتواند منسجم و يا آشفته و ازهم پاشيده باشد و اين نشاندهنده اينست كه فهم، از منابع و سرچشمه هاي متعارض و غيرهمگون صورت گرفته است – و اين خود در همخواني با چندساني ها و تنوعات متعارضي است كه دنياي مدرن را برايمان ترسيم ميكند. اين فهم ممكن است بصورت خودآگاه حاصل آيد و يا خيلي احتمال دارد كه از منابع متفاوت و توسط فرآيندي بنام جذب ذهني، كه در آن اراده شخص دخيل نيست، بدست آيد. اين حالت هم براي شخص باورمند و هم غيرباورمند و تمام كساني كه در درجاتي ميان اين دو قرار دارند، بصورت واقعي اتفاق ميافتد.

مسلمانان در تعامل خود با دنيا، در سبك زندگي و در شناساندن خود بوسيله بيان وعمل متاثر از فهمي اند كه از پيش نياز هاي دين خود دارند و تاثيرپذيرفته از فهمي اند كه از معاني سامانمند و نامتناقض قرآن و ديگر منابع بنيادي دين بدست مي آورند. درين ميان تاكيد و تمركز بر يك سلسله آيات و احاديث كه آيات و احاديث ديگري را تحت الشعاع قرار ميدهد و نگاه عميق يا سطحي در تفسير، از يك گروه تا گروه ديگر متفاوت است.

ولي همين هرمنوتيك ديني بالنوبه متاثر و قوام يافته از شيوه هاي غالب تفكر در عرصه هاي وسيعتر ديگر اند، چرا كه جريان تفكر و نظريه پردازي در حوزه تاريخ، اجتماع، سياست و تفسير معمولاً موجب دگرديسي ديدگاه هاي يك ديندار از عناصر مختلف ديني ميشوند. بهمين دليل ما تنوع مختلفي را در ميان مسلمانان مشاهده مي كنيم؛ مسلمانان سنتي، مسلمانان ترقي خواه، مسلمانان محافظه كار، مسلمانان ليبرال، مسلمانان سوسياليست، مسلمانان اصلاح طلب، مسلمانان سكولار يا فرهنگ گرا و فرقه هاي مختلف ديگر…

اگر چه اين هرمنوتيك ها بصورت ثابتي بر روي يكديگر تاثير ميگذارند و تاثير مي پذيرند و اين حالت بوسيله ارتباط با قدرت، ثروت، سياست، اقتصاد، گفتمان رسانه اي، گفتمان روشنفكري، رويكرد هاي اسكولاستيك  متفاوت و چيزهاي از اين دست، شكل ميگيرند؛ ولي در بيشتر مواقع اين هرمنوتيك هاي متفاوت و همپوشان بدون كدام رابطه آشكارا تيره، كه گاه خيلي هم راحت نيست، با هم همزيستي دارند. تعارض زماني بوجود مي آيد كه يك جنبه انتقادي اين هرمنوتيك هاي ناهمگون بصورت تحريك آميزي در عرصه اجتماع و يا سياست مطرح شود. اينجاست كه مردم بصورت عمومي قوياً به مباني عمده اي كه ديدگاههاي شان را شكل ميدهد، برميگردند و در چارچوب تفسير و رويكرد مشخص خود موضوع را توجيه و اثبات مي كنند. اين حالت ممكن است سبب مباحثات جدي و حتي برخورد در سطح فكري شود، ولي در بعضي مواقع با مباحثه خردورزانه، نه توسط استدلال، بلكه از طريق سياست ايديولوژيك و زور مقابله مي شود.

يك مثال خوب كه نقش عمده تفسير و فهم ظريف و بسيار باملاحظه ديني را در رهبري جوامع مذهبي – در امور داخلي و ارتباط شان با جوامع ديگر- واضح ميسازد مواردي از قبيل تكفير (كه توسط آن يك مسلمان بدليل يك ديدگاه يا كنش كافر اعلام ميشود) و تاثير آن برروي درگيري هاي فرقه ي است. اين درگيري هاي فرقه ي نيز در شرايط پرتلاطم سياسي جهان اسلام تقويت ميشوند. اين موضوع نشان ميدهد كه بعضي از  شرح و تفصيل هاي برخاسته از هرمنوتيك قرآني در باب ايمان، توحيد، شرك، مشرك، كفر و غيره در گذشته چقدر با اهميت و يا زيانبار بوده و هنوز كه هنوز است برروي جوامع مسلمان امروزي تاثير ميگذارد.

يكي از سوره هاي قرآن بنام فاتحه، به معناي بازكننده، ياد ميشود و نخستين نسل هاي مسلمان پتانسيل قوي نهفته درين سوره را در قلب خود جاي دادند. آنها قرآن را كتابي ميدانستند كه مطالعه آن راه هاي نو و روش هاي جديدي را فراراه شان قرار ميدهد تا بوسيله آنها ظرفيتهاي جوامع نورسته و نوبپاخاسته خود را گسترش دهند. اين مسلمانان با جديت كار كردند تا پتانسيل هاي قرآن درحوزه كلام، فلسفه، جامعه شناسي، سياست، قانون و عرفان را بيشتر آشكار سازند. ولي با وجود مشكلات و درگيريهاي داخلي و با وجود پيدايش قبيله گرايي، ملوكيت و ملوك الطوايفي، كه منتج به بي عدالتي و كشمكش ميگرديد و بالاخره باوجود تنوع گسترده در تفسير، نتيجه آن تلاشها به رشد سريع و وسيع علم و پرورش گسترده هنر و علوم مختلف براي چندين قرن انجاميد. اين رشد سريع علم و معرفت حتي دانشجويان معاصر رشته تاريخ را به تعجب وا مي دارد. 

ليكن، اگر جامعه درحال تكوين مسلمانان بصورت كل قرآن را بعنوان گشاينده پتانسيل هاي بالقوه و شيوه هاي نهفته مي انگاشتند، گروهي كوچكي بنام خوارج قرآن را كتابي ميدانستند كه براين پتانسيل ها مهر و موم مي زند و درش را مي بندد. آنها قضاوت و حكميت انسانها و حتي تلاش براي پل زدن ميان معاني آيات به ظاهر مرتبط را به ديده شك مي نگريستند. فهم آنها از قرآن بصورت قطعه قطعه و شكسته ريخته بود (و ارتباط منطقي و مستدل ميان آياتي كه تفسير ميكردند به مشاهده نميرسيد) چرا كه با قرآن با يك رويكرد گسسته و آشفته تعامل ميكردند. اين رويكرد به زعم خود منتج به يك هرمنوتيك متحجر و تنگ نظرانه ي گرديد كه برمحور يك سلسله مفاهيم گسسته ميچرخيد، بالاخص در موارد حساسي چون ايمان، شرك، مشرك و كفر. جدايي خوارج و تفسير آنها از ويژگيهاي يك مومن راه را براي تكفير گروه بزرگي از مسلمانان باز كرد، مسلماناني معتقد و باپشتكاري كه فقط ديدگاه خوارج در موارد خيلي جزيي را نقض ميكردند.

خوارج در مقابل ساخت و پاخت هاي سياسي و جنگهاي داخلي زمان خود واكنش مذهبي قوياً افراطي ولي آشفته اي را نشان دادند. آنها از لحاظ فكري آماده رويارويي با بازيهاي پيچيده سياسي (كوشش ها و پيشنهادها براي دستيابي به قدرت و نفوذ و بالاخره مقام خلافت بعنوان يك دستاورد سياسي) كه در زمان امام علي بروز نمود، نبودند ( و حضرت علي، بعنوان خليفه، به اجبار عليه اين بازيهاي سياسي به ستيز برخاست). همين بود كه آنها در اولين قدم طعمه سواستفاده هاي سياسي شدند.

در واكنش به اوضاع پايين تر از حد انتظار، آنها به نوعي از خلوص و تزكيه مصنوعي برخاسته از هرمنوتيكي پناه بردند كه از تعاليم انعطاف ناپذير تكفير آب ميخورد. اين هرمنوتيك خوارج را قادر ميساخت تا با استفاده از تعاريف مختص به خود به حذف هر آنچه را ارتداد، بدعت و انحراف مي انگاشتند و هر آنكه را بحد كافي پاكدامن نمي دانستند، بپردازند.

تذكر: اصولاً، اساس تفسير مطلق گرايانه خوارج از واكنش به اوضاع سياسي آنزمان منشأ ميگيرد. اين واكنش سبب شد تا آنها يك موضع افراطي را تبليغ كنند كه در آن فقط به حكميت خداوند (بوسيله قرآن) اعتنا شود و حكميت انسان، بعنوان موجود خطاپذير، رد شود (اگرچه حضرت علي اين موضوع را برايشان توضيح داد) ولي آنها ناتوان از درك اين بودند كه تفسير، غيرقابل اجتناب است و اگر اين تفسير بدون رجوع به ماخذ، روش و علم مناسب و كافي انجام شود، اشتباهات زيادي رخ مينماياند و وضعيت را به سرعت بدتر از آنچه هست، ميكند. به همين دليل، با وجود تلاش براي پرهيز از هرنوع تفسير انساني، آنها در دام هرمنوتيك از هم گسيخته و بشدت تنگ نظرانه اي افتادند و اين همه بخاطر آنست كه نمي توان از تفسير انساني اجتناب كرد.

مردمي كه بوسيله سياست مورد اذيت و جور قرارگرفته اند( و بخصوص آنهايي كه مذهبي نيز هستند)، معمولاً بدنبال آن گونه تفسيرهاي ديني ميروند كه اعمالي را كه حس ميكنند مجبور به انجام آنها اند را رخصت دهد و توجيه كند. مشكل جايي بروز ميكند كه دين به سياست شكل نمي دهد (سياست در انسجام با اساسات ديني رشد نمي كند)، ولي اين سياست برخاسته از خشم و استيصال است كه تفسير دين را شكل ميدهد و تحريفش ميكند. بدين طريق، دين و يك سياست خشن در مواردي بصورت خطرناكي با هم تلفيق مي شوند (و بصورت خطرناكي با تمايلات انسان گريزانه ي جفت ميشوند تا جامعه را از عناصر ناخالص و تطهيرناشده تصفيه كنند) ولي ريشه اين رويكرد در سياست (و سرخوردگي) است، نه دين. متاسفانه، توجيه كردن اعمال افراطي توسط دين منتج به ظهور يك رسم ناسالم و اشتباه مذهبي ميگردد. بهر اندازه ي كه اين اعمال افراط گرايانه تر انجام شوند، بهمان اندازه توجيه ديني انعطاف ناپذيرتر و بي رحم تر ميگردد.

روش خوارجي ها استوار بود بر تلاش بي وقفه براي مشخص كردن كساني در ميان جامعه كه خود را مومن ميناميدند ولي در واقع كژآيين و بدعت گذار بودند و راندن اين “به اصطلاح” مومنان از جامعه تا اينكه تنها و تنها مومنان “حقيقي” باقي بمانند. براي رسيدن به اين هدف، بعضي از زيرگروه هاي خوارجي ها به قتل عام آن مسلماناني دست زدند كه به باور ايشان به يكي از اشكال شرك گرفتار بودند (بر اساس نظريات ناريخت، متغير و سياست زده خود خوارجي ها و آنچه ايشان شرك مي پنداشتند). خوارجي ها، با عجله و يك دندگي، هر مسلماني را كه حتي ذره اي از ديدگاه كوته بينانه شان عدول ميكرد، خاين به دين و در نتيجه سزاوار مرگ اعلام ميكردند. از منظر خوارجي ها، مشخص كردن و گزينش كافر و مشرك به معني نوع ناجور و نامناسب يك مومن بود تا يك غيرمومن. براي آنها يك غيرمومن خيلي به مزاق شان خوشايند ميآمد تا يك مومن نا مناسب كه با ايمان نادرست خود نهايتاً به خود دين ضربه وارد ميكرد. اين شيوه تكفير اولين بار و بصورت وسيعي توسط خوارجي ها معمول شد. آنها كساني را كه به استاندارد هاي شان مطابقت نميكرد نه تنها برچسب ميزدند و مجرم مي شناختند بلكه خود شان قاضي، هييت منصفه، و مجري قانون مي شدند و اين اشخاص را (با ناديده گرفتن مراحل قانوني) مجازات ميكردند. در جريان اوضاع متشنج سياسي آن زمان، هرمنوتيك آنها بيشتر از اينكه درگير مباحثات و تبادل نظريات شود، فقط  به يك موضع تيوريك بسنده كرد؛ چرا كه خوارجي ها زياد حرف ميزدند، ولي با شمشير و بدون يك ذره ترحم.

آنها “با شمشيرهاي شان به بازار ميرفتند. زماني كه مردم بي گناه بي خبر از حضورشان جمع مي شدند، خوارجي ها به ناگهان فرياد سرمي دادند “لا حكم الي لله” (حكم از آن خداست)، شمشيرهاي شان را از نيام بر مي كشيدند و به هر كسي كه گير شان مي آمد نشانه ميرفتند، و آنقدر به كشتن ادامه ميدادند تا آنكه خود شان كشته مي شدند. مردم عادت كرده بودند كه با ترس مداوم از آنها زندگي كنند…” (مالاتي، تنبيه، صفحه 51، به نقل از “مفهوم ايمان در الهيات اسلام” – آيزوتسو)

امروز تقليد از رسم ناميمون و پراز اشتباه خوارجي ها در بسياري از نقاط جهان اسلام به مشاهده ميرسد. شرايط سخت و آشفته ناشي از ده ها سال مداخله خارجي، سواستفاده سياسي و جنگهاي داخلي در مناطق اسلامي، راه را براي ظهور دوباره هرمنوتيك تكفير با يك چهره مدرن باز كرده است كه شخص را قادر ميسازد تصوير خوارجي ها را در زمان ما به روز كند: ” آنها مواد منفجره را پنهاني به بازار ها و مساجد ميبردند و وقتي كه مسلمانان بي گناه بي خبر از حضور آنها دور هم جمع مي شدند، خود را منفجر ميساختند و هر كه را كه به حسب تصادف نزديك شان بود مي كشتند. مردم عادت كرده بودند كه با ترس از آنها زندگي كنند.”

هزاران هزار مسلمان جان خود را از دست دادند تا اينكه نفاق حاصل از كار خوارجي ها مهار شد واز صحنه سياست و دين ناپديد گرديد. تعدادي به اين نظر اند كه خوارجي ها توسط سياستمداران جاه طلب كه خواهان نفوذ در بعضي از مناطق بودند مورد سو استفاده قرار گرفتند (نه بعنوان يك ارتش پنهان، بلكه بعنوان عاملان ترور كه وضعيت سياستي و مذهبي را با آشفتگي مواجه مي ساختند). با وجود اين، بعلت طبيعت شكننده و افراطي خوارجي ها، كساني كه آنها را ابتدا برعليه حضرت علي استفاده كردند (حضرت علي بوسيله يك خوارجي به قتل رسيد) خود در نهايت آماج تهاجم بي رحمانه خوارجي ها قرار گرفتند.

حضرت علي هشدار داده بود كه حتي اگر اكثريت گروه هاي خوارجي مهار شوند (همانطور كه در زمان وي اين كار صورت گرفت)، نظريات غيرقابل انعطاف آنها كاملاً مهار نمي شود و هر زماني كه تفكر خردورزانه اسلامي و اخلاق عملي يك جامعه متوازن و با مدارا كمرنگ و در عوض سؤاستفاده سياسي و خشونت پررنگ تر گردد، اين نظريات در پشت رهبران، گروه ها و پرچم هاي متفاوت دوباره ظاهر ميشوند. اگرچه خوارجي ها و اعقاب شان بالاخره به يك فرقه بي آزار تغيير ماهيت دادند، ولي همانطور كه حضرت پيش بيني كرده بود، هرمنوتيك تكفير در مراحل بعدي بارها و بارها سر برآورد.

بنابرين، خوارجي ها از صفحه تاريخ به سرعت ناپديد شدند، ولي مباني تفكر شان در چندين مرحله ديگر بازهم پديدار شد. باوجود اين، جوامع مسلمان بطور اعم از خطر و حماقت اين تفكر آگاه بودند و بهمين دليل بسرعت آنرا محدود و تحت كنترول در مي آوردند.

تذكر: گروههاي كه بعداً ظهور كردند، به مانند گروه جهميه، هرمنوتيك متحجر و توأم با تنگ نظري را رشد دادند كه حتي منجر به اطلاق كفر بر تعدادي از پيامبران پيشين گرديد، چرا كه بعضي از اعمال اين پيامبران با تفسير جهميه در مورد تعدادي از آيات در تضاد و اصطكاك واقع ميشد.

غزالي خيلي واضح ميگفت كه استفاده آزاد و راحت تكفير برعليه ديگران كه در زمان وي خيلي رواج يافته بود، بايد محدود شود.

“…بايد خيلي احمق باشد كسي كه وقتي از وي در تعريف كفر سوال شود، چنين جواب دهد: كفر هر آن چيزي است كه مخالف تيوري اشعريه و يا معتزله و يا حنبليه و يا تيوري هاي ديگر درين حوزه باشد. همچو كسي از نابينايان هم نابيناتر است…” (فيصل التفرقه بين الاسلام و زنديقه، با ترجمه ي از آيسوتزو)

حتي علماي سخت گير و فاقد تخيلي چون ابن تيميه موافق بودند كه رويكرد افراطي خوارجي ها در باب ايمان، شرك و كفر خطرآفرين است.

“…جنجال بر سر معاني اين كلمات اولين تخم نفاق را درميان مسلمانان بارور كرد. بخاطر اين مشكل، جامعه مسلمانان گروه گروه شدند… در رابطه به كتاب مقدس اختلاف پيدا كردند و شروع كردند به “كافر” خطاب كردن يكديگر…” (كتاب الايمان، ابن تيميه)

با وجود اين، پرهيز از تمايل براي نشانه رفتن گروه هاي مسلمان با همچو القابي براي ابن تيميه نيز خيلي آسان نبود، تمايلي كه در دوره هاي اخير (دوره استعمار) يكبار ديگر بوسيله شبه خوارجي هاي كه خود را اصلاحگر ميناميدند، اظهار گرديد. اين اشخاص، درجستجو براي كسب حمايت از تسليحات مدرن قدرتهاي استعمارگر، تلاش ميكردند تا  مسلماناني را كه به باور آنها در شرك و بدعت غوطه ور بودند، “اصلاح” نمايند (اصلاح در واقع حسن تعبيري بوده از برتري جستن و به حاشيه راندن فرقه هاي رقيب در منطقه) و در حين زمان وكالت قدرت نيرو هاي استعمارگر را تصاحب كنند.

عصر مدرن نيز گريبانگير تعدادي از اين نوع گروه ها شده است، گروه هاي كه تفسير ديني خود را با هرمنوتيك تكفير مي آرايند و يا اين هرمنوتيك را در خط مشي فكري خود مي افزايند.

در مواردي، قدرت هاي خارجي اين گروه ها را حمايت و پشتيباني كرده اند دقيقاً بخاطر اينكه آنها مشتاق به كشتن مسلمانان هم كيش خود اند. ولي صد البته كه اين تمايل ايشان را تبديل به عاملين مفيدي براي ايجاد اغتشاش، ترس و بي نظمي مي سازد كه وابسته به تحولات و متقتضيات جغرافيايي – سياسي اند. اين خود فاكتور موثري است كه زمينه را براي يك راه حل تحميل شده خارجي، بجاي راه حل هاي بومي و داخلي، فراهم ميسازد – زمينه ي در راستاي منافع قدرت هاي بيروني.

ولي همانطور كه بر مسلمانان در دورانهاي قبل گذشت، اين گروه ها، چه با ديدگاه هاي تنگ نظرانه خود از هرمنوتيك تكفير نيرو گيرند و چه افراط گرايي شان مورد استفاده جريانهاي سياسي بزرگتر قرار گيرد، هرمنوتيك شان براي مسلمانان جز تباهي چيزي ديگر به بار نمي آورد.

زوايا و جنبه هاي فراوان يك زبان عقلاني الهام گرفته از قرآن و هرمنوتيك ژرف و پرمحتواي كه در قالب هاي تاريخي متعدد و مكاتب فكري گوناگون شگوفا شده است بصورت آشكاري در تضاد با ايديولوژي شرارت آميز و متعصب تكفير قرار دارد. در بسياري از دوره هاي تاريخي اسلام، ايديولوژي تكفير يك مورد دردسرآفرين ولي جزيي بوده كه به خوبي كنترول شده است. ولي درين اواخر، اين ايديولوژي با انحراف عجيب تاريخي ناشي از تغييرات بزرگ سياسي و آشفتگي و خشونت مرتبط با آن در موقعيتي قرارگرفته كه ميتواند خيلي خيلي مخرب باشد (اميد است كه اين حالت گذرا باشد).

“كتابي مبارك بر تو نازل كرديم تا امت در آياتش تفكر كنند و صاحبان مقام عقل متذكر حقايق آن شوند… بگو آيا صاحبان علم و دانش با مردم جاهل و نادان يكسان اند؟ فقط اهل علم متوجه اند…و تفسير كامل (هرمنوتيك) آنرا به جز از خدا و كساني كه صاحب انديشه ژرف اند كسي ديگري نمي داند… (قرآن سوره ص، آيه 29، قرآن سوره الزمر، آيه 9 و قرآن سوره آل عمران آيه 7)

پانوشت:

تمام قوس ها و یادداشت ها  در متن مقاله از آن نویسنده است.

یادداشت: نشر مطالب روان-آنلاین با ذکر منبع آزاد است.

درباره‌ی اسماعیل درمان

اسماعیل درمان، ماستر روانشناسی بالینی و مدیر وبسایت روان آنلاین است. شما می‌توانید از طریق صفحۀ «تماس با ما» یا صفحۀ فسبوک روان آنلاین به او و گروه کاری روان آنلاین پیام بفرستید. خوانندگانی که نمی‌خواهند نام شان ذکر شود این را در پیام خود مشخص کنند. گروه روان آنلاین به حفظ هویت خوانندگان احترام می‌گذارد.

این نیز جالب است

مقدمه‌ی بر اختلالات ساختگی

معرفی، بررسی روان‌شناختی، و روی‌کرد موثر به اختلالات ساختگی

۸ نظر

  1. جناب آقای درمان!

    مقاله ترجمه شده توسط شما را خواندم. در حقیقت متاسفم که این ترجمه را از شما می بینم. باید بگویم انتظار ما این نبود که شما بیایید و حرفهای عجیب و غریب یک نویسنده را که چیزی جز دلایل بی اساس نگفته درینجا نشر کنید. حقیقت این است که کشورهای غربی رشد مسلمانان را نمی خواهند. آنها به مسلمانان بسیار خیانت کرده اند و جنایات شان به همه واضح است. یکی باید از آنها بپرسد که چرا امروز بعضی ها دست به حملات انتحاری می زنند. ما به خوارج کاری نداریم، ولی کتاب خدا پیش ماست و این کتاب بصورت واضح می گوید که با کافران باید جنگید. این کافران امروز در کشور ما هستند و کشور ما اشغال شده به حساب می آید. باید از دین و ناموس خود تا آخرین نفس دفاع کنیم.

    شما با این مطالب تان آب به آسیاب دشمن می ریزید. کاری نکنید که صبر و تحمل مردم مومن به سر آید. همین حالا هم دیر نیست و بهتر است که این مطلب را بردارید و گرنه اگر به شما صدمه ای رسید آنوقت گله نکنید.

    والسلام

    • جناب آقای ایمان!
      این مقاله بصورت منظم و محققانه نوشته شده، و در عین حال منابع اصلی آن قرآن مجید و گفتار تعدادی از متفکرین دینی است. نوشته محققانه این نویسنده اگر به نظر شما “عجیب و غریب” و “بی اساس” می آید، گمان نمی کنم مشکل نویسنده باشد. شما اگر جوابی دارید که بر بنیاد تحقیق و منطق و عقلانیت و نقل و تفسیر درست متون دینی و منابع علمی است، بفرمایید ارایه کنید، در غیر آنصورت وبسایت روان آنلاین جایی برای واکنش های بشدت احساسی و عاطفی و تهدیدآمیز نیست و نخواهد بود. تلاش ما این است که گفتمان علمی و محققانه را جایگزین عکس العمل های عاطفی و رفتار خشن بگردانیم و به این اصل در روان آنلاین وفادار خواهیم ماند.
      درمان

  2. fبا عرض سلام به همه
    نوشتار (روانشناسی تکفیر) به نوبه خود قدم نخستین در باب جنبشهای تکفیری دینی میباشد که میبایست متخصصان دینی ایم مهم را امری جدی تلقی نمایند . تزریق این گونه تئوریهای نا بکار آمد در قالب دین برای اهل دین تاوانی بس ناگوار بر دامان دینداران مدبر نهاده است و آنهم بخاطر تفسیر نا بشایسته یک قشر عقده ای و احساساتی که خویشتن را آتشین مذهبان و جان فدایان ( کاسه های داغ تر از آش ) مینامند و میدانند .
    بجای نقد بی دلیل و سند ، بهتر اینست که مطلب با تفکر و دقت بیشتر مطالعه شود و اگر کدام موضوعی خلاف نقل و عقل ومنطق دیده میشود با سند و مدرک قوی به نقد آن مبادرت ورزیده شود تا دیگران نیز پذیرای آن باشند .
    تشکر از روان آنلاین

  3. با عرض سلام به همه
    نوشتار (روانشناسی تکفیر) به نوبه خود قدم نخستین در باب جنبشهای تکفیری دینی میباشد که میبایست متخصصان دینی این مهم را امری جدی تلقی نمایند . تزریق این گونه تئوریهای نا بکار آمد در قالب دین برای اهل دین تاوانی بس ناگوار بر دامان دینداران مدبر نهاده است و آنهم بخاطر تفسیر نا بشایسته یک قشر عقده ای و احساساتی که خویشتن را آتشین مذهبان و جان فدایان ( کاسه های داغ تر از آش ) مینامند و میدانند .
    بجای نقد بی دلیل و سند ، بهتر اینست که مطلب با تفکر و دقت بیشتر مطالعه شود و اگر کدام موضوعی خلاف نقل و عقل ومنطق دیده میشود با سند و مدرک قوی به نقد آن مبادرت ورزیده شود تا دیگران نیز پذیرای آن باشند .
    تشکر از روان آنلاین

    • آقای عبدی! جهانی سپاس از شما. متاسفانه بسیاری هنوز بر اسب احساسات و عواطف سوار اند و نمی گذارند نهال اندیشه ورزی و تفکر انتقادی قوت گیرد و به ثمر نشیند. ولی در امتداد این راه، روان آنلاین به نشر کارهای تحقیقی و تحلیلی ادامه خواهد داد و به نیش زبان خاردوستان و خشک اندیشان که رشد عقلی را نمیخواهند توجهی نخواهد کرد. درمان

  4. با درود وسلام خدمت جناب آقای درمان امید وارم صحتمند باشید . این مقاله بهترین مقاله در حوضه (روانشناسی تکفیر ) می باشد من خوشحال هستم که شما دست به ترجمه همچون مقالاتی میزنید وامیدوارم در این حوضه خصوصاً روانشناسی دینی مطالب زیادتری از خود شما داشته باشیم. من آرزو دارم که دوستان زیادی استفاده کنند از این مقاله، چون زندگی ما سراسر ازنابسامانی بوجودآماده توسط این جنبش های تکفیر دینی بوده است. درواقع خود دین اسلام دارای تناقضات ومشکلاتی است است که باعث بدبختی ونابودی مردم افغانستان شده وعده ای جاهل نیز به دنبال اینها رفتند. تمام مشکلات در افغانستان از جهل وخرافه پرستی مردم سرچشمه میگیرد. من نمیفهمم این مردم ما چه وقت آگاه میشوند وچی وقت این خرافات را کنار میگذارن.
    در ضمن:
    جناب آقای درمان خوب شد در اول مقاله شما فرمودید که این مقاله تا حدی تخصصی است. بنابر این باید کسانیکه سطح علمی شان پائین تر است ونمی توانند موضوعات را درک وتحلیل کنند اول خود را اگاه بسازند بعد چینن مقالاتی را بخوانند. من فکر میکنم آقای ایمان به آن سطحی نرسیده اند که این مقاله را درک کنند ویا اینکه از روانشناسی چیزی بدانند، وفکر کنم جهل آخوند های افغانستان نیز تاثیر خودرا بر آقای ایمان گذاشته است.
    در افغانستان تمام جنایات توسط همین مسلمین دیندار روانی صورت گرفته است ونگذاشتن که افغانستان پیشرفتی داشته باشد. وفعلن نیز هرچه بدبختی درافغانستان وجود دارد از دست این بی صفتان است.

    یک جهان سپاس از شما جناب آقای درمان که همچون سایتی را به راه انداختید وامیدوارم که این سایت برای برطرف کردن جهل ونادنی از افغانستان عزیز کم کند.

  5. سلام خدمت درمان عزیز: مقاله بسیار جالبی و آموزنده بود به فکر من موضوعات بسیار مهم را راجع روانشناسی تکفیر بیان داشته اید. به امید موفقیت های بیشتر شما در زندگی تان.

  6. با سلام و تشکر از آقای درمان نسبت به ترجمه و بازنشر این مقاله مفید
    لطفا و در صورت امکان فایل اصل مقاله و آدرس آن را برای بنده ارسال فرمایید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *