آخرین نوشته‌ها
خانه / روانشناسی / روانشناسی کلانسالان / نشانه‌های حمله و اختلال پانیک یا هراس

نشانه‌های حمله و اختلال پانیک یا هراس

نوشته: داکتر اسماعیل درمان

ماستر روانشناسی بالینی و مشاوره 

داشتن اندکی استرس قبل از رویدادهای چون امتحان، سخنرانی، یا وارد شدن در یک جمع آشنا، کاملاً عادی است.

اختلال پانیک یا هراس یکی از اختلالات نسبتاً شایع اضطراب است که باعث ناراحتی شدید می‌گردد. این اختلال عبارت است از وجـود حملات غیرمنتظـره و عود کننده‌ی پانیک که لااقل به دنبال یکی از ایـن حملات علایمی نظیر نگرانی دائم از وقوع حمله‌ی دیگر، نگرانی از نتایج ضمنی حمله یا عواقب آن، و پیدایش تـغیـیـر چشمگیری در رفتـار بـه دلیل نگرانی از وقوع حملات مزبـور به وجود می‌آید. کسانی که مبتلا به این اختلال هستند حملات پانیک یا دوره‌ی از ترس یا نگرانی شدید که دوره‌ی زمانی مشخصی دارد را تجربه می‌کنند. بعبارت دیگر، احساس این ناراحتی شدید (حمله پانیک) شروع و پایان مشخص دارد و شخص از ظهور مجدد حمله معمولاً در تشویش است و در فاصله میان دو حمله در نگرانی شدید به‌سر می‌برد.

در طول حمله، شخص حداقل چهار تا از نشانه‌های ذیل را که بطور ناگهانی پیدا شده و در جریان ده دقیقه به حداکثر شدت خود می‌رسند، تجربه می‌کند:

  • تپش قلب (افزایش ضربان قلب)
  • تعریق (عرق کردن زیاد)
  • احساس سرگیجه (سرچرخی)
  • احساس کوتاه شدن تنفس (نفس‌تنگی)
  • احساس ناراحتی یا درد در قفسه سینه (صدر)
  • احساس لرزیدن
  • دلبدی (تهوع) یا احساس ناراحتی در شکم
  • احساس خفه شدن
  • ترس از مردن
  • سوزنک سوزنک شدن اعضای بدن (پاراستیزیا)
  • ترس از دست دادن کنترل یا ترس از دست دادن هوشیاری/درایت
  • احساس واقعیت زدودگی (اینکه شخص فکر کند قادر به تجربه واقعیت اطراف خود نیست) و احساس شخصیت باختگی (شخص فکر می‌کند از شخصیت خود جدا شده و خود واقعی نیست)
  • احساس سردی یا داغ شدن بدن

حمله‌ی پانیک می‌تواند به سه شکل عمده باشد:

حملاتی که بصورت غیرمنتظره اتفاق می‌افتند که در آن شخص نمی‌تواند علت خاصی را برای آن‌ها جستجو کند.

حملاتی که در جاهای بخصوص (مثلاً محل کار، اتاق سخنرانی، و غیره) یا فکرکردن راجع به آن‌ها اتفاق می‌افتند.

و حملاتی که می‌توانند با محلات یا تفکرات خاص ارتباط داشته باشد، ولی لزوماً همین‌که شخص به آن محل رسید یا راجع به یک موضوع نگران‌کننده فکر کرد اتفاق نیافتاده و مدتی را در بر می‌گیرند تا ظهور کنند.

این علایم ممکن است بتدریج یا نسبتاً سریع برطرف گردند.

اختلال پانیک معمولاً با آگورافوبیا (گذرهراسی) همراه است. در آگورافوبیا، شخص از رفتن به فضاهای بسته (ساختمان‌ها، بازارهای سرپوشیده، موتر، طیاره/هواپیما، و غیره)، و محلات مزدحم اجتناب می‌کند. با آن‌که نشانه‌های این اختلال می‌توانند شدید باشند، ولی هیچ‌کدام خطرناک نبوده و مشکل جدی برای صحت و سلامتی شخص ایجاد نمی‌کنند؛ لیکن بعلت این‌که می‌توانند زندگی فرد را بسیار محدود بسازند و مانع کار و فعالیت روزمره‌اش گردند، بنابرین لازم است تا در اسرع وقت اقدام به تداوی گردد.

برای تداوی این مراجعین از ادویه ضدافسردگی و ضداضطراب و روان‌درمانی با روش‌های متفاوت استفاده می‌گردد. درین‌باره در مقالات دیگر توضیحاتی داده خواهد شد.

ویدیوی ذیل بصورت مختصر درباره این اختلال به لسان انگلیسی معلومات می‌دهد. روی “اطلاعات بنیادی در بارۀ حملات پانیک” کلیک نمایید تا ویدیو را مشاهده کنید:

اطلاعات بنیادی در باره حملات پانیک –  ارایه شده توسط داکتر Paul Salkovskis

منبع ویدیو:

یادداشت: نشر و پخش مطالب با ذکر منبع آزاد است.
این نوشته صرفاً جنبۀ معلوماتی دارد. برای تشخیص دقیق و تداوی به متخصص مربوط مراجعه شود. 

درباره‌ی اسماعیل درمان

داکتر اسماعیل درمان، ماستر روانشناسی بالینی و مدیر وبسایت روان آنلاین است. شما می‌توانید از طریق صفحۀ «تماس با ما» یا صفحۀ فسبوک روان آنلاین به او و گروه کاری روان آنلاین پیام بفرستید. خوانندگانی که نمی‌خواهند نام شان ذکر شود این را در پیام خود مشخص کنند. گروه روان آنلاین به حفظ هویت خوانندگان احترام می‌گذارد.

Add a Facebook Comment

۱۵۶ نظر

  1. این پرسش را آقای فریدون پویا مطرح کرده اند: من شنيدم در روانشناسي علايم نميتونه به همه عموميت داشته باشه يعني اينكه شما نميتوانيد علايمي را در يك شخص شناسايي كنيد و بعد بگوييد كه اين شخص دوچار چنين بيماري هست و درمانش هم اين موارد است و در كل شنيدم كه روانشناسي تجربه گرا نيست حتي اگر دانشمندان اين عرصه نهايت تلاش خود را بكنند و در نهايت اينكه در حدغير ممكن است تداوي يك كسي كه بيمار رواني خوانده ميشود .نظر شما چيست كمي من را اگاه كنيد

    پاسخ: بله، نشانه ها نمیتوانند عمومیت داشته باشند، بهمان دلیل در تقسیم بندی اختلالات روانی دقت زیادی صورت میگیرد تا تجارب افراد را در نظر گرفته و طرح موضوع را بریزند. بروز و تجربه یک اختلال نیز در فرهنگها و نژادهای مختلف میتواند تا حدی متفاوت باشد و حتی در مواردی اگر تجربه یک حالت در یک فرهنگ غیرعادی بنظر برسد در فرهنگ دیگر کاملا عادیست. مثال ساده اش اعتقاد به وجود جن در بین بعضی فرهنگهاست.
    حالا اگر منظورتان را درست متوجه باشم، باید بگویم کلاً بستگی به این دارد که از کدام دریچه نگاه کنیم. یادتان باشد که روانشناسی نیز ده-ها شاخه دارد و یکی از آنها روانشناسی بیولوژیک (زیست شناسیک) است که تمام بنیاد آن استوار بر تجربه آزمایشگاهی (لابراتواری) است.
    موضوع دیگر اینست که آیا اختلالات روانی تداوی قطعی دارند یا خیر. اینهم بستگی به نوع اختلال و شدت آن دارد.
    و در نهایت، با این موضوع موافقم که نمیتوان انسان را در چهارچوکات یک اختلال خلاصه کرد، چون قالب بندی و ساختار اختلالات محدودتر از آن اند که وضعیت و تجربه و اندیشه و ذهن یک انسان را خلاصه کنند. ولی تلاش برای تقسیم . بندی برای ساده-تر شدن کار برای اشخاص مسلکی و شرکتهای بیمه است.

  2. عرض سلام خدمت دوست گرامی داکتر صاحب درمان.

    این مطلب مفیدبودوچون خارج ازمسلک این جانب است نمیتوانم بحثی دراین مورد نمایم فقط اگرمیشدازویدئوکرده مطالب را خودتان برای روش های وقایه وتداوی عاجل را ذکرمیکردیدخوب بود.

  3. خیلی وبسایت خوب ومفید است. به نظر من هنوز لازم است تا مطالب بیشتر را علاوه کنید. مثلا اختلالات اضطرابی ویا اعراض وعلایم امراض روانی ویا حالات روانی را اگر اضافه کنید خوب خواهد بود. همچنان مطالب برای داکتران ومتخصصین نیز باید اضافه شود. از زحمات تان سپاسگذاریم.

    • داکتر صاحب رستگار! تشکر از نظر شما. با شما موافقم. لازم است تا مقالات زیادی منتشر گردد. همکاری شما در قسمت معرفی و به اشتراک گذاری وبسایت با خواننده های دیگر سبب میگردد تا افراد بیشتری از معلومات فراهم شده استفاده کنند، بالاخص که آگاهی دهی درین حوزه بسیار حیاتی است. سبز باشید. اسماعیل درمان

  4. besiar ali bood motshakeram ostad gerami

  5. salam ba ham mayhanan aziz
    faqat tawsya mikonam ba hama hamwatanan ba khosos kasani ke dar kharej ba sar mebarand khodam 2sal tamam tadawi rawani kardam wa khaili spasgozaram ke fehlan metawanam donya ra az jahat mosbat an did

  6. azaton vaghean mamnonam laeghal fahmidam in bimari avarezi nadare va dige tars az marg nadaram.

  7. سلام
    من چند سالی بود پانیک داشتم و خیلی درمان هارو پیش گرفتم اما درمان قطعی نگرفتم بعد از مدتی تونستم خودم درمانی بسیار سریع براش پیدا کنم و الان تقریبان چند سالی میشه هیچ حمله و یا حتی تر سی ندارم هر وقت خواستید با من تماس بگیرید کمکتون می کنم و اصلا نگران نباشید. تا به حال تمام کسانی که با من تماس گرفتن کاملا درمان شدن با من تماس بگیرید یا علی.
    یادداشت مدیریت وبسایت: شمارۀ تلفن اقای افتخاری بنابر درخواست خود شان از اینجا حذف شد.

  8. باسلام. من مرتضی 25 ساله هستم تقریبا یک سال هست که ازاولین حمله پانیک من میگذره.وقتی یادش میفتم خندم میگیره.بیمارستانای شهرستانمون دیگه همه من رومیشناختن.فقط یه چیز به دوستانی که دجاراین حملات میشن میگم.حمله پانیک هیچی نیست جز توهم.باخونسردی واراده شکستش میدید…حتما

    • سپاس از پیام شما. خوشحالم که بر این مشکل غلبه کرده اید. البته تجربۀ داشتن یک یا چند حمله پانیک برای کسی که آن را دارد، واقعی است و توهم نیست. مساله این است که باید امید خود را از دست نداد و برای محدود ساختن آن اقدام کرد.
      درمان

  9. سلام ازمعلوماتي كه داديد تشكر مفيدبود من هم حدود دوماهي ميشود كه دچار اين حمله ها ميشوم خيلي هم ميترسم واسم دعا كنيد كه زود ترخوب بشم چون دو تا بچه كوچيك دارم التماس دعا

  10. سلام من دو سال پیش دچار حمله شدم. هفته اول همش دوس داشتم تو بیمارستانا باشم ! فقط میخوام تجربمو بگم که دارو درمانی بهتر از روان درمانی بهم کمک کرد. خیلی خوب شدم ولی هنوز دلم نمیخواد به جاهایی برم که به بیمارستان دسترسی ندارم
    بچه ها کار خیلی مفید بود واسم . کار کنید اصلا بیکار نباشید

  11. سلام.من هم حدودیکسال بودبااین حملات درگیربودم.دارودرمانی وجلسات روانشناسی خوبه.ولی آدم خودش خیلی مهمه.مثلاهرموقع احساس کردیدکه داریدمیمیرید.فورافکرکنیدکه چندین باراینجورشده ایدولی هیچ مشکلی پیش نیومده.توکل بخداکنیدتسلیم حملات نشویدمن ازدکترمغزگرفته تاقلب وداخلی میرفتم ولی حرفاشونوقبول نداشتم.ولی خوشبختانه مدتی هست که این غول دوسربزمین زده ام.فقط باورکنیدکه پانیک بیماری جسمی نیست وهیچ خطری نداره

  12. منم دچار حمله پانیک شدم
    اونم چه زمانی
    یه ماه قبل کنکور
    خیلی وحشتناک بود_
    قبلش اسمشم نشنیده بودم
    بنظر خودم استرس آنچنانی واسه کنکورم نداشتم ولی خوب مجموعا فشارعصبی زیادی تو اون مدت روم بود..
    خلاصه داغون شدم
    اصلا نتونسم واسه امتحان خودمو جمع وجور کنم
    اونایی که تابحال این حمله رو تجربه کردن میفهمن چی میگم
    یه عمر سالم زندگی کردی، سابقه هیچ مشکل روانی نداشتی، یدفه همچین مشکلی واسه ت پیش بیاد
    نمیتونی هضمش کنی خوب؛
    فکرمیکردم میخام بمیرم_
    درس که هیچی
    فکرمیکردم یه بیماری لاعلاج گرفتم که تاآخر عمرم..
    خیلی کلافه ودستپاچه شده بودم_
    الان یه سال از اون موضوع میگذره
    کنکورمو خوب ندادم
    ولی دیگه حمله عصبیم خوب شد
    میخام بگم ریشه حمله پانیک استرسه
    همه امکان داره تجربه ش کنن
    ویک حمله، حملات بعدی رو در پیش داره
    دیگه تضمینی واسه درمان نیست؛ در بهترین حالت چندین ماه درگیرتون خواهد کرد_
    سعی کنید تو زندگی ریلکس باشید که پیشگیری کنید از این مشکلات/
    اگر هم شدید دچار این حملات
    دیگه خودتونو سرزنش نکنید
    حالا که شنید
    تا جایی که میتونید سعی کنید ریلکس باشید بااینکه سخته در این شرایط_
    سعی کنید اگه میتونید یمدت از محیط دور باشید،سفر و..
    یمدت خوش باشید
    نگران هیچیم نباشید
    هیچی مهمتر از خودتون وسلامتیتون نیست_
    بهتون قول میدم خوب خوب شید بدون اینکه متوجهم بشید..
    شاد بشید
    دوست داشتین نظر بدید_

    • سلام.امیدوارم که همیشه سرحال باشید.منم بعدازفوت مادرم دچاراین حملات شدم.والان یکسال هست که این حملات راتجربه میکنم.درسته باداروومشاوره توانسته ام کنترلش کنم.فقط میخواستم اینوبگم که این حملات هرچندکه آزاردهنده است ولی خطرناک نیست بهتره همیشه توزهنمون تداعی کنیم که هیچ خطری نداره.امیدوارم بیش ازاین سرحال باشیدبماهم دعاکنید

    • salam
      khoobid
      man ali hastam
      chand mahedocharein hamalat misham tapeshe ghalbebalasar gije
      aragh kardan
      fekr kardan
      tars az bazgasht
      tazechand roooze fahmidam
      marizim cheye
      tasmim gereftam bahashmoghabelekonam
      choon ensan mitoone khodesho kontorolkone mikham harvaght omada
      khodamobezanam be bikheiali
      bayad bikheiaesh shod
      man 20 kilo vaznamkam shode

  13. سلام به همه دوستان من 25 سالمه از وقتی خودمو شناختم دچار حملات پانیک شدم ولی تا الان کسی از اطرافیانم متوجه نشدن به خاطر اینکه سعی میکنم باهاش مبارزه کنم اصلا نمیدونستم چیه فکر میکردم عادی باشه تا برای اولین بار تو دانشگاه تو کتاب روانپزشکی خوندمش ولی واقعا عذاب آوره

  14. سلام دوستان خواهش میکنم کمکم کنید من خانومم چند ماهی هست که به این حملات دچار شده تقریبا هفته ای یکبار این حمله ها براش پیش میاد فقط کافیه از چیزی بترسه یا ناراحت بشه تحت درمان دکتر روانپزشک هم هست ولی هنوز بهتر نشده خدا وکیلی اگه راه درمانی خوبی رو تجربه کردید به این آدر س برام ایمیل کنید ممنون از دوستان red_eh.2000@yahoo.com

  15. SALAM
    KHASTE NABASHID aghaye dr mamnon misham age comment bandaro az bala hazf konid chon enghad tamas gereftan dige khaste shodam nemitonam javab bedam az karo va zendegi khodam oftadam. namone afradi ke khob shodanro ba shomare baraye shoma ersal kardam.
    mamnon eftekhari

    • سلام بر شما. شمارۀ شما بنابر درخواست شما حذف شد. شما می توانید در بارۀ تجربه و پیشنهادهای خود برای ما بنویسید تا در صورت امکان در دسترس صدها خواننده دیگر نیز قرار بگیرد و لازم نباشد هر فرد جداگانه با شما تماس بگیرد و شما نتوانید به تک تک شان رسیدگی کنید.

      مدیریت وبسایت

  16. خوانندگان گرامی! این کامنت را آقای افتخاری در پاسخ به سوال های تان فرستاده است. روان آنلاین مسوولیت درستی یا نادرستی این کامنت را به عهده نمی گیرد و چون آن چه در این جا پیشنهاد شده، لزوماً آسیب خاص وارد نمی کند، به همین دلیل در نشر آن مانعی دیده نشد.
    مدیریت وبسایت

    “chand mored rahnamai

    1. az khordan ghazahaye roghani, torsh, shor, shirin parhiz konid

    2. 1saat ghabl az khab 1 livan abe porteghal sarf konid

    3.sobha ghabl az saat 8.30 az khab bidar beshavid ta shadabi shoma dar tole roz tolani tar shavad

    4.shabha 1 saat bad az sarf sham 30 daghighe varzesh sabok anjam bedahid

    5.sham sabok bokhorid va ghabl az saat 7.00 bashad

    6.az saat 9.00 dar rakhte khab bashid

    7. hengam bidari az khab va ghabl az khab sore nas va ayatol korsi bekhanid

    8.sobha bad az sobhane >>>>>1 livan<<<<>>>1 estekan <<<>>>> hatman ghors ra 1 saat ghabl va ya bad az shir sarf konid zira shir asare daro ra daf mikonad.

    dar dore darman hatman ghorshara sare vaght bokhorid”

  17. باسلام و خسته نباشید
    یکی از دوستانم می گوید:در مورد درمان بیماری پانیک مرا یاری کنید.چندی پیش بر اثر ناملایمات در منزل بنده در خواب ترس ناگهانی خوردم . و از آن موقع به بعد این حملات با همین مشخصات رخ داد .که ترس از مرگ نمیتوانستم غذا خورده و به راحتی به خواب بروم.کلی آزمایشات گران خون سی تی اسکن.. با وجود گرانقیمت بودنش ونداشتن وضع اقتصادی خوب مجبور به انجام آنها شدم..وبه روانپزشک هم مراجعه کردم که یکسری داروهای اعتیاد اور نوشت که استفاده نکردم.از شما جناب داکتر میخواهم که مرا راهنایی کنید که آیا روش غیر دارویی یا بدون اعتیاد هم وجود دارد؟؟؟؟دیگه خسته شدم از این حالت و دکتر رفتن و نتیجه نگرفتن.منتظر هستم خدانگهدار

    • سلام و تشکر از پیشنهاد. اگر شما نیز در این حوزه به شکل تخصصی کار می کنید، روان آنلاین از همکاری قلمی شما استقبال می کند.

      مدیریت وبسایت

    • با عرض سلام.به نظر من چند درصد این مشکلات به خاطر وضع حا کم هستش که واقعا جوانانی مثل منو شما را ا در خد نابودی و پوچی میتونه بکشه.بیکاری بی پولی فقر و در کل هر چی که میتونه رو مغز واعصاب انسان تاثیر بذاره و تبدیل به عقده هایی بشه.اغلب متمرکز شدن به موضوعات منفی و افکار مزاحم و …این حمله هارا خیلی تحریک میکنند. پیشنهادهای من ۱٫نباید به هر دلیلی بیکار بمانید چون هر بلا سر ما جوانان ایرانی و غیره میاد از سر همین بیکاری هستش ۲٫روابط اجتماعی خودان را خیلی افزایش دهید۳٫به کمک پزشکتان از داروهای گیاهی که درمانشان طولانی مدت هستش کمک بگیرید۴٫زود از خواب بیدار بشید و زود بخوابید۵٫افکار منفی را از ذهن خود دور کرده و تصاویر خوب در ذهنتان از آینده خود بسازید و موقع احساس حمله بدون توجه به آن از تصاویر ذهنی مثبت که تو ذهنتان ذخیره کرده اید بهره بگیرید۶٫افرادی که الکل یا مواد اعتیاد آور آن هم بصورت بلند مدت و افراطی مصرف میکنند بعدها بیشتر در معرض این بیماری قرار میگیرند به دلیل وابستگی شدیدشان۷٫سعی کنید عاشق خدا باشید چون اگر خدا رو داشته باشید دیگه حمله هراسی باقی نخواهد ماند چرا که هر چی بشه خدا پیشتتونه همیشه و وجودش را با لطف و مرحمت و همه بزرگیهایش حس خواهید کرد۸٫زندگیتان را تغییر دهید و به معنویات نزذیک و نزدیکتر باشید تا قلب و روحتان آرام گیرد

  18. من 2 سالي هست كه به اين بيماري دچارم زندگيم رو سياه كرده روزي يك بار تجربشو دارم روزگارمو سياه كرده اينقد فشار خونمو بالا ميبره كه پوست صورتم ميسوزه تازه من23 سالمه خدا كمكم كن

  19. سلام من یک دختر 24 ساله هستم 5 ماهه دچار حمله پانیک شدم و2 روز خوبم یه هفته بد اگه میشه کمکم کنید

  20. من یکی ازمریضانی هستم که تجربه سخت مرض روانی راگذرانده ام ومشابه پانیک میباشد. مختصراراعه نماییم: خودم زیاد علاقه به سخن وری داشتم حدود 9سال قبل دریک تمرین سخنرانی دچار ترس شدم وزیرتاثیررفتم بعدا چنان وحشت دردلم جای گرفت نه تنها نتوانستم به پای میزخطابه بروم حتی توان گپ زدن رو در رو بایک فردعادی راازدست دادم حدودا چهار سال تحت مدوا داکتر نادر عالمی در مزار قرار گرفتم درابتدا احساس کردم دارم خوب میشوم بعدها شکل عادی را باخود گرفت دیگر احساس شفا یافتن نکردم بلاخره به تقوا روی آوردم تاحدی خوب شدم اما باز هم رفتن به اجتماع برایم ناگزیربود زیرا گاهی اوقات در یک اجتماع کوچک خوب میتوانم اهدافم را ابرازنماییم وگاهی اوقات بعد از اینکه آغاز به سخن کردم ناگهان ترس دردلم پیدامیشود مبادا زیرتاثیر نروم یکی لرزه دراندامم پیدامیشود قلبم درتپش میاید وزیرتاثیررفته فرار را به قرارترجیع میدهم تابه هنوز بااین مشکل سردچارهستم هیچ ازش رهایی نمیتوانم ومانع رشدمن درزندگی ام شده اگر داستان واقعی زندگی 9سال باتکلیف روانی را اگر بنویسم ممکن کتاب ها تالیف شود بازهم ازخدای خود شکر گذارهستم که نسبت به قبل خیلی ها صحت یاب شدم و در ازشما داکتر صاحب میپرسم اگر تکلیف که گفتم تداوی داشته باشد مرا یاری رساند آنچه که سخنران بود خواست همیشگی ام بوده به ان برسم.

    • جناب فیض الرحمن جان! تشکر از پیام. مشکلی که مطرح کرده اید پانیک نیست، بلکه «اضطراب اجتماعی» نام دارد و معمولا زمانی پیدا می شود که شخص می بیند رفتارش زیر نظر دیگران قرار دارد. تداوی دوایی گاهی موفق است و گاهی نه. توصیه می کنم از تمرین های آرامبخش مثلاً تنفس عمیق، مراقبه، و عبادت بسیار آرام استفاده کنید. همچنان کوشش کنید آنچه را قرار است در یک سخنرانی بگویید به شکل غیر رسمی در میان جمع دوستان و گروه های کوچکی که با آنها آشنا هستید بیان کنید تا برای تان هم تمرین شود و هم کاهش استرس را سبب شود. در بارۀ تمرینات آرام بخش شما می توانید از انترنت نوشته های زیادی بدست بیاورید.
      با جناب داکتر عالمی نیز در تماس باشید و با دقت و جزییات از مشکل خود بگویید. به ایشان سلام مرا برسانید

      اسماعیل درمان

  21. سلام و خسته نباشید من با بیماری پنیک خیلی وقتع اشنا هستم . از بچگی یعنی سال های اول وقتی میخواستم به مدرسه برم برام اتفاق می افتاذ بیشترشم حالت تهوع و استفراغ و تپش قلب هست اواخر دبستان و راهنمایی و دبیرستان و اوایل دانشگاه خوب شدم ولی دوباره شروع شد الان چند ساله ازدواج کردم خیل بد شده دیگه خسته شدم کمکم کنید بصورت جدی درمان نشدم بیشتر به خاطر خانمم ناراحتم لطفا کمکم کنید mehdi.zombie@yahoo.com

  22. باسلام خدمت آقای دکترمن دختری21ساله هستم تو18سالگی به مدت1ماه این حالات روداشتم مخصوصاوقتی صبح بیدارمیشدم یه استرس بسیاروحشت ناک همراه تهوع وتپش قلب ودست وپاهام شل میشدن ازاون روزادیگه نمیتونم برم جایی که به دورازبیمارستان باشه همش میترسم دوباره بیادسراغم الان مدت 4سال میشه که بعضی وقتااینجوری میشم مخصوصاوقتی استرس دارم ومیخوام به مسافرت برم ویاخبربدی میشنوم حالامیخوام ازتون بپرسم بایدبه روانپزشک مراجعه کنم؟فقط پیش دکترعمومی رفتم که گفت ازاعصابته وداروی اعصاب بهم دادتامدتی خوردم کم کم قطع کردم.توروخداجوابموبدیدخیلی وحشتناکه برام.ممنون ازسایت خوبتون .تازه فهمیدم که پانیکه بیشتراز50تادکتررفتم هیچ کدوم تشخیص ندادن.

    • سلام. مضطرب شدن پس از شنیدن خبر بد، یا در مواردی هنگام سفر، زیاد نگران کننده نیست و بسیاری این تجربه را از سر می گذرانند. تا زمانی که این حالت بر زندگی تان تاثیر عمیقی به جا نگذارد و مشکل ساز نشود، لازم نیست وقت خود را در مراجعه از این داکتر به آن داکتر بگذرانید. در عوض، ورزش، تمرینات آرامبخش، تنفس عمیق، و همصحبتی با دوستان مثبت اندیش بسیار بیشتر کمک می کنند.

      موفق باشید
      اسماعیل درمان

  23. من بیست و دو سالمه و سه سال پیش دچار این بیماری شدم و بعد از انجام همه جور آزمایشی بالاخره فهمیدم که مشکلم از اعصابه و دچار حمله های وحشت و ترس هستم دو ماه خود درمانی کردم با خوردن سه قرص آلپازولام نیم میلی در روز (البته با پزشکم هم در مورد خوردنش مشورت کردم که گفتن اگه با قرص حالت خوب می شه و می تونی بری بیرون و کاراتو انجام بدی هیچ اشکالی نداره) بعد دو ماه که حالم بهتر شد قرص ها رو دو تا در روز کردم و پیش روانپزشک رفتم ایشون آسنترا تجویز کردن که البته یک ما اول بیسو پنج مصرف کردم بعد پنجاه اش رو شروع کردم یکسال خوردم و آلپرازولام رو هم در این مدت کامل کنار گذاشتم و بعد حالم واقعا خوب شد اماحالا به نظرم تاثیر الپرازولام بهتر بود ولی به شرط اینکه کنترل شده مصرف بشه و اجازه ندین که بهش عادت کنین. یاد گرفتم که ظرفیت روحی خودم رو بشناسم و تا جای ممکن از موقعیت یا فکر تنش زا خودم رو دور نگه دارم و در مواقعی که دیگر خیلی ناگزیرم از قرص آلپرازولام نیم استفاده می کنم و به نظر من باید با این مسئله کنار بیاین و از اینکه اینطور هستین احساس غصه نکنید گاندی رهبر بزرگ هند می گوید: آگاهی من از نقص هایم سبب تعالی من گردید. به عنوان تجربه سعی کنید کارهایتان را به موقع و با برنامه ریزی انجام دهید و از روند طبیعی زندگی اجتماعی دور نمانید ممکن است خیلی ها بی خیال باشند ودر زندگی هیچ تکانی نخورند ویا دیر بجنبند و اصلن هم از این مسئله ناراحت نشوند اما کسی که دچار ناراحتی روحی می شود روح حساسش بااین آدم قابلمقایسه نیست. سعی کنید حول نشوید و اگر اشتباهی کرده اید یا از موضوعی عقب افتاده اید بدون اینکه خودتان را با دیگری مقایسه کنید در ارامش برنامه ریزی جدید و بسیار سبکی برای خودتان تدارک ببینید.
    هو الشافی….

  24. سلام
    میشه امیل آقای افتخاری رو برام امیل کنید یا بفرمایید چه درمانی رو برای درمان پنیک بکار بردن و درمان رو برام امیل کنید
    ممنون
    mmmirloo@gmail.com

  25. سلام خواهش میکنم یکی ب من بگه چیکار کنم الان حدوده 2 هفتست ک ب حمله پانیک روزی 1-2 بار دچار میشم همه علاعمی ک گفتید هم دارم احساس میکنم دیگه زنده نمیمونم یا مرگم نزدیکه یا تومار مغزی دارم خیلی میترسم یعنی همه کسایی ک ب پانیک دچارن علاعم منو دارن؟ این مریضی درمان قطعی داره؟

    • درود سارا خانم. این مشکل در بیشتر موارد قابل درمان است و شما می توانید با کمک گرفتن از روانشناس یا روانپزشک در شهری که زندگی می کنید این مشکل را به تدریج تحت کنترل بیاورید. برای معلومات بیشتر به ویدیوی که تحت نام من در یوتیوب منتشر شده نیز مراجعه کنید. در آنجا مشکل پانیک و راه های تداوی را شرح داده ام.

      به امید بهبودی

  26. سلام دوستان…تک تک نظرات شما رو خوندم..همین الان که دارم این مطلبو مینویسم دچار سر درد وتهوع هستم..من چند سالی میشه که با پانیک آشنا شدم دیگه یه جورایی با هم دوست شدیم وبه بودن در کنار هم عادت کردیم..اولین گام در جهت بهبودی اینه که در هنگام شروع حملات نترسید چون ترس شدت حملاتو چندین برابر میکنه.دوم خیلی آروم دراز کشیده وکاملا ریلکس باشید.سوم اینکه با نفس کشیدن های عمیق و شمارشی از ایجاد حس خفگی بکاهید..ودر آخر با توکل به خدا احساس آرامش بیشتری میکنید..با آرزوی سلامتی برای تک تک شما دوستان

  27. سلام سارا خانم
    من هم چند سالی است به پنیک مبتلا هستم. اولین مطلبی که پزشکم به من گفت و شما در هنگام بروز حملات باید به خاطر داشته باشید این است که این حملات به هیچ وجه نمی تواند باعث هیچ آسیبی به شما شود چه برسد به اینکه خدای نکرده باعث مرگ شود. یعنی خود این بیماری این کار را نمی کند، مگر اینکه در حال رانندگی یا کار با وسایلی باشید که احتیاج به هوشیاری کامل دارند و… که در این مواقع بهتر است طبیعتا کار را رها کنید و فقط به خاطر آورید که این بیماری هیچگونه لطمه جسمی نمی تواند به شما بزند.

  28. لطفا راهنمایی کنید من برای مادرم که دچار این مشکل است نیاز به کمک دارم

  29. سلام آقای دکتر.من یک مادر 34 ساله هستم و از وقتی خودمو شناختم از فضاهای بسته به شدت میترسم.به حدی زیاد که حتی جرات سوار شدن هواپیما را ندارم چون درها را میبندند و باز کردنشان به اراده من نیست.از مرگ نمیترسم اما گیر کردن توی اتاق و بسته شدن دربها امانم را بریده.به هیچ وجه آسانسور سوار نمیشوم چون میترسم.لطفا مرا راهنمایی کنید.

    • سلام بر شما. ظاهراً مشکل شما اختلالی است که به آن کلاستروفوبیا یا ترس از فضاهای بسته می گویند. این مشکل تا حد زیادی قابل درمان است. می توانید در شهری که زندگی می کنید به یک مشاور یا روانپزشک خوب مراجعه کنید تا مشخص شود واقعاً همین گونه است یا خیر. پس از تشخیص، تداوی لازم و مربوط این اختلال را در نظر بگیرید.

      به امید بهبودی
      اسماعیل درمان

  30. آقای دکتر سلام
    مادرم حدود 4 ماهه که گاهی میگفت حوصله نداره، و دلهره و اضطراب داره، (دکتر عمومی بهش آرام بخش داده بود که هنوزم میخوره)علائمش بهتر شده بود ولی به خاطر اینکه وقت دکتر اعصاب داشت پیش دکتر رفت ،دکتر آسنترا 100 داد روزی نصف، 5 روز خورد ولی خیلی بدتر شد، میگه همش میخاد بخابه، بی حوصله است، داره میمیره،،،خیلی هم سردشه، دکترش عوض کردیم ، گفت قرصش رو بجای نصف ، ¼ بخوره، 3 روز گذشته ولی همون عوارض رو داره ، میگه دیگه بهتر نمیشه و پشیمونه دکتر اعصاب رفته میگه قبلا همه کاهارش رو میکرد فقط این احساس رو گاهی داشت ولی حالا هیچ کاری نمیتونه بکنه خیلی بی قراره،با وجودیکه هوا خوبه ، چند تا ژاکت میپوشه ..همش میگه دیگه نمیتونم کارام رو بکنم، باید همش بخابم ،میگه حالت پوچی و بیخودی دارم .انقدر میگه که منم ترسیدم……..خواهش میکنم راهنمایی کنید
    یعنی بدتر شدن از علائم مصرف دارو هست؟ من نمیدونم مشکلشون دقیقا چیه ولی پس مرگ یکی از عزیزان از یه بیماری وحشتناک ترس و استرسش بیشتر شده بود.. افسردگی هست یا پنیک ، نمیدونم

    خیلی مستاصل شدیم..تو رو خدا راهنمایی ام کنید
    یعنی آسنترا وضعیت رو بدتر میکنه و بعد به مرور بهتر میشه
    چیکار کنیم؟ دارو رو ادامه بدیم .پیش دکتر بریم یا قطعش کنیم و دیگه دکتر نره

    • سلام. این هم می تواند ناشی از بیشتر شدن اضطراب یا هم عوارض جانبی دارو باشد – یا هم هر دو باشد. بهترین کار این است تا برای فعلا دوای آرامبخش قبلی خود را ادامه داده و در عین زمان وقت ملاقات با یک داکتر باتجربه بگیرید. معمولاً این گونه موارد با تبدیل کردن دارو، یا تثبیت کردن مقدار آن، و دادن مشاوره بهبود می یابد.

      موفق باشید

  31. سلام من 22 سالمه تقر یبا 6 ماهه اسیرداین بیماریم . هیچ دکتریم تا الان نتونسته کمکم کنهچ هیچ داروییچ ار ز جمله قرص اسنترا
    الپرازولام
    هالوپریدول
    ایمی پرامین
    کلومی پرامین
    و و و و
    خواهش میکنم یه دکتر خوب بهم معرفی کنید تا کمکم کنه .
    من نزدیکه عروسیمه نمیخوام کسی بفهمه.
    توانایی هیچ کاری ندارم همش خوابم خستم و افسرده
    هیچی خوشحالم نمیکنه

  32. منم دچار اين حملات شدم خيلي تجربه ي بديه وقتي تموم ميشه ميترسم دوباره بياد سراغم ولي بيچاره شوهرم نميدونه چكار كنه من الآن سه ماه اينطوري شدم ديروزم دكتر بودم ووقتي فهميدم خيلي جا نخوردم چون ميدونستم اين حالتهاي من طبيعي نيست،ولي خوشحالم اينجا چند نفر ديگه هست كه مثل منن اميدوارم همه خوب بشيم خدا مهربونه بهمون كمك ميكنه از اين پانيك رها شيم.

    • من 25 سالمه و یه سالی میشه دچار این حملات شدم
      چند هفته ی اول واقعا عذاب اور بود
      تا حدی که میخواستم خودکشی کنم.
      چون فکر میکردم هر لحظه میخوام سکته کنم و بمیرم.
      جرات اینم نداشتم به کسی بگم و خودمو مخفیانه به بیمارستان میرسوندم تا کمکم کنن.
      متاسفانه هیچ دکتری بهم نمیگفت مریضیم چیه.
      تا اینکه رفتم پیش روانپزشک و فهمیدم پانیک چیه.
      7 ماه تحت درمان بودم و یه بارم دچار حمله نشدم تا اینکه قطع کردم و دوباره چند باری دچار حمله شدم.
      پانیک از محل کارم شروع شده. هر روز که تو محل کارم قرار میگیرم دچار ترس از حمله میشم.
      اما مکانهای دیگه واقعا اروم و خوبم.

      حس میکنم دیگه زندگیم مثل قبل نمیشه.
      دیگه هیچ امیدی به اینده ندارم.
      دلم واسه روزهای قبل پانیک تنگ شده که چقدر خوب و اروم بودن.
      الان با قرص آپو نیتیرازپام مهارش میکنم که دیگه وارد نمیشه و موندم چه قرصیو جایگزین کنم.

  33. این کامنت ها رو که خوندم بیشتر دلم گرفت
    از 5 6 ماه پیش دچار چند تا حمله شدم ولی الان دیگه نه.
    فقط شبها گاهی احساس سنگینی در سینه و نفس تنگی میکنم
    و بعضی وقتا درد در سینه دارم
    موقع هیجان بدنم سوزن سوزن میشه
    معمولا قسمت چپ بدنم
    گاهی هم موقع استرس انگشت کوچیکه دست هام سوزن سوزن میشن
    این ها همه ربط به پانیک داره؟ ربطی به بیماری قلبی نداره؟ چون نگرانم که بیماری قلبی داشته باشم!؟

  34. سلام من میخواستم بگم 2 روز بعد مضرف ماری جوانا این ترس بهم وارد شد …و تا الان که 9 روز گذشته 2 بار بیشتر این حملات برایم پیش نیامده که زیادهم شدید نبود و فکر نمیکنم دیگه پیش بیاد…ولی دایم سرگیجه دارم و صدای صوت در سرم میشنوم و شب ها کابوس میبینم و انگار تو حال خودم نیستم یا مستم یا عقلمو از دست دادم. ممنون میشم کمکم کنید و بگوییدمشکل چیست.

  35. سلام
    کسی هست پانیک داشته باشه همراه سرگیجه دورانی واقعی؟
    درمان پانیک آسونه

  36. salam
    khaste nabashid.man dochar tangie nafas misham vadardi dar ghafase sinam ehsas mikonam va hamintoor dardi dar atrafe sineye chapam tiri khafif hast ke dor ta doresinam mizane va gozara va zamani ke dar halat deraz keshide hastam bishtar ehsase tangie nafas mikonam aya man dochare hamalat panetik misham ya bimari ghalbi daram
    mamnoon az zahamateton

  37. hata zamani ke kheyli rilax hastam va negaran nistam

  38. چطور تماس بگیریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  39. سلام دکتر خسته نباشید.
    من17سال سن دارم و این درد حداکثر4ثانیه طول میکشه اما گاهی اوقات درد خفیفی احساس میکنم که تا چند دقیقه هم طول میکشه.
    من دارو مصرف نکردم و به بزشک متخصص هم مراجعه نکردم اما تا به حال چند دکتر عمومی به من گفتن صدای اضافه توی قلبم شنیده میشه.
    یه حالت خیلی بدیه نفسم سنگین میشه و مرتب نفس های عمیق میکشم که ضربان قلبمم بالا میره تاچندساعت مثلا حدود3الی4من این حالت رو داشتم نمیدونم دقیقا تنگی نفس هست یا نه.توی گرما بیرون که میرم بیشتر میشه.
    واقعا ممنونم که با حوصله جواب ما رو میدین خیلی ممنون.
    منتطر جوابتون هستم.
    مرسی

  40. سلام عزیزیم اره من دارای سر گیجه شدید میشم

  41. slm man 1sal panic daram aln asentra mikhoram vili chand vaght tapesh ghalb daram vali mitarsam tapesh ghalb khatarnak bash haminjore lotfan javabamo bedid/

  42. سلام به همگی بله من 3ماه دچارپانیک شدم وچندروز که سرگیجه واقعی دارم

  43. من گاهی بیدلیل دچار تپش قلب زیاد که گاهی به 120 هم میرسه و گاهی سردرد میگیرم حالت منگی و تاری چشم هم بهم دست میدم فکر میکنم که دارم میمیرم اولین بار فکر کردم قلبم داری از کار میوفته اما دکتر قلب رفتم گفت مشکلی نداری آیا این میتونه دلیل این باشه من دچار حمله پانیک شدم آخه بیشترین چیزی که اذیتم میکنه ضربان قلب بالاست طوریکه همش صدای تپش قلبم و میشنوم تو این یکساله نصف قرص زاناکس و میخوردم و خوب میشدم اما الان انگار وقتی میخورمش روم تاثیر نمیزاره وافعا مشکل من اضطراب بی دلیل هست؟

    • سلام. اگر معاینات دقیق پزشکی هیچ مشکل قلبی را مشخص کرده، در آن صورت ممکن است دچار اضطراب باشید. قرص زاناکس برای اضطراب تجویز می شود، لیکن برای دوره های کوتاه مدت. در دراز مدت این دارو اثر خود را از دست داده و به همین دلیل یا باید دوز آن بیشتر شود یا این که به طور کامل قطع شود. البته گزینه ی دومی به مراتب بهتر است.
      توصیه می شود – اگر مشکل قلبی با آزمایش های دقیق رد شده – به یک روانشناس یا روانپزشک خوب مراجعه کنید.

      به امید سلامتی
      مدیریت سایت

  44. سلام بر همه. من بابک هستم 29 سالمه مهندس کامپیوترم من برای اولین بار در سال 84 یعنی 8سال پیش این حمله را متحمل شدم..کم کم داشتم دیوانه میشدم به خدا راضی به مرگ بودم ولی راضی به این حملات که نمیدونی حتی دلیلش هم چیه نبودم میگن گذشت زمان همه چیزو حل میکنه الان خدارو شکر راهکارهای خوبی رو برای خودم به کمک دکتر و خودم ابدا کرده ام که میتونم حریفش بشم دیگه 2ساله اثری هم ازش نیست

  45. lotfan mano rahnamaei konid manam dargiram

  46. salam aghaye doktor..man 24 salame..taghriban8mahe pish bad az keshidane dandoone aghlam ke be dlile bi tadbiri dokor va zadane lidokaein dar ragam dochare tahavo shadiid shodam…ke 2 rooz dar bimarestan bastarii shodam…bade in ghaziye gahi oghat bade bidar shodan az khab delpiche migereftam bad halate tahavoo shadiid mishod bad yehooo paham shol mishod badesh nafasam tang mishod be torike soratam kabod mishod badanam milarzid va angoshtam khoshk mishod ke be sorat bimrestan mirftam va bade 5 rooz morakhas mishodam chon halate tahavom raf nmishod..hame no azmayesh az ghabile andoskopy alayeme marbot be sange safra hame chizo emthan kardam ama khob nashodam ..ta inke akharin bari ke bimarestan raftam yek doktori goft hameye azmayeshat saleman manshaeh asabi dare …3mahe pish pishe ravan pezeshk raftamva fahmidam ke panik daram..man khodam daneshjoye arshadam..hich moshkele asabi ham ghablan nadashtam..chon kheili natavan shode boodam daro darmani ro shoro kardam mahe aval yekam alayemi khafifi ro dashtam ama alan 2 mahe ke yejoraei halam khobe..to in2mah shoro be varzeshe erobic kardam..har rooz sib zamini pokhte va moz khordam…va sobha kami zodtar az khab bidar shodam va kolan 2 mah drs ro gozashtam kenar albate be ye kelase zban ham raftam..faghat alan 2 ta ngarani daram1..inke ghorsaei ke mikhoram alprozalome .5 va sertralin 50 va nortripline 25 mitrsam mozer bashan va 2..inke mitrsam nmidnam drman misham ya na….man hata mikham azmone doktora ham bdam va trso eztrabi un chenan nadaram…in alayeme panik ham tbghe fkr kardnam bad az narahat shodnm miomad soragha bazi oghat shak mikonam ke vaghean man panik daram

  47. من ترس زیادی از مریضی سرطان دارم چند وقت پیش غدد لنفی زیر گردنم ورم کرد دکتر برام آزمایش سرطان و عفونت
    نوشت تا جواب بیاد من دچار استرس شدید شدم لرز و عرق سرد و تپش قلب علایم عفونت روده وبیخوابی در شب و لرزش بدن از تو فشار رو قفسه سینه وقتی جواب منفی شد حالم کامل خوب شد به فاصله 2 روز 2باره پشت گوشم ورم کرد و من 2باره دچار استرس شدید شدم دکتر بهم انتی بیوتیک داد و گفت عفونت ساده است 1مقدار حالم بهتر شد اما بعد که خوب نشدم2
    باره تمام علایمم برگشت روی 1شقیق ام احساس ضربا کردم و بعد کمی ورم 2باره دکتر رفتم گفت انتی بیوتیک مناسب نبوده بعدش بیماریم تقریبا خوب شد اما علایم استرسم باقی مونده دچار لرزش خفیف در دست و سوزش معده وتکرر در دفع هم شدم چه باید بکنم لطفا راهنماییم کنید بیخوابی و تپش قلب و ترس از بازگشت بیماری یا گرفتن بیماری سرطان به علت ترس شدید ازون داره عذابم میده

  48. با سلام،من اولین تجربه پانیک رو 5 سال پیش داشتم بعد به روانپزشک رفتم و با مصرف قرص خوب شدم،ولی متاسفانه دوباره به سراغم با علاییم بد تی مثل :شبها یهو بهم فشار میاد و میخوام فرار کنم و اصلا فکر میکنم تو این دنیا نیستم و دوست دارم دیگه زنده نباشم و کلا استرس و ترس از زندگی کرددارم،البته علاییم افسردگی رو هم دارم،اطرافیانم رو هم انگار دوست ندارم و نسبت به اونها بیتفاوت شدم نمیدونم دیگه چی کار کنم خستهام

  49. سلام منم قبل امتحان کانون وکلا اینجوری شدم.توکل بر خدا.قسمت هر چی باشه همون میشه .منم مثل شما ها بودم.واقعا خرفای دل منو زدی.ادم سر خوش یهو داغون شه.یعنی بهش زیاد فکر نکنیم بهتر.البته دعا و نماز ارومم میکرد قبل اینکه برم دکتر.ولی باید درمان

  50. بدادم برسید من سیگاری هستم 23 سالمم هست آقا دارم روانی میشم دکتر نرفتم ولی مطمنم پانیکه که فکرم کنم با فوبیا قاطی شده میرم سرکار جرات ندازم برگردم م
    تو خونه هم جرات ندارم برم سرکار
    اصلا وضعیتیه
    فقط توی تاکسی و اتوبوس اینجوری نیشم حتما پیش اومده یه شخص مهم رو ببینید یهو من دقیقا همینجوری میشم
    نشستم تو تاکسی یهو قلبم هوری میریزه و شروع میشه تنگی نفس سر شدن و در برخی موارد خشک شدن دستهام ،دستمو میزارم رو قلبم افزایش ضربان قلبمو که حس میکنم بیشتر میترسم و داد میزنم همیشه هم راننده ها میزنن کنار از توی صندوق آب میریزن رو سرم و… اصلا معلوم نیست آبه تمیزه با نه خخخ
    ولی خیلی میترسم از ایست قلبی و سرطان و… همیشه هم به این چیزا فکر میکنم همین الان دستام خیس عرقه از استرس کمکم کنید کمک :(
    دکتر خم میترسم برم بگه سرطان داری
    یبار حسابی ورزش کردم و دوییدم اصلا زره ای نفس تنگی نداشتم ولی توی تاکسی و اتوبوس مرگ رو میبینم
    کمک کن دکتر دارم دیوونه میشم یکی دوست داشتم وقتی بهش فکر میکنم حمله ها بیشتر میشه

  51. با سلام و خسته نباشید. من حدود 5 ساله به مسافرت نرفتم به دلیل پانیک خواهش می کنم کمک کنید که باید چطوری درمان بشم 3 سال قرص می خورم بی تاثیر خواهش میکنم خواهش میکنم و خواهش می کنم اگه کسی می تونه به من کمک کنه

  52. با سلام//من 48سال دارم اولین بار در سال 77 دچاراین بیماری شدم اومن موقع اطبا ی معالج هم تشخیص ندادند که حمله پانیکی است وی ک سری قرص وکپسول قوی اعصاب دادندکه پس ازمدتی کنار گذاشتم وبعد خوب شد ولی از ابتدای امسال به صورت جسته گریخته اذیتم می کرد الان نزدیک یکماه است که شدت بیشتری پیدا کرده وقتی تو خونه هستم هیچ مشکلی ندارم ولی وقتی میام سرکاریواش یواش اذیتم می کنه دیروزنزد یک دکتر اعصاب وروان رفتم کمی که علائم را گفتم گفت شما دچار حمله پانیک شده ایدوقتی هم در اینترنت اطلاعاتی راجع به ان دیدم خیالم راحت شدکه جسمانی نیست ولی واقعا حملات بدی است به هرحال اقای دکتر که لازم می دانم از ایشان تشکر کنم آلپرازولام0/5هرروز3نصفه قرص به اضافه سیتالوپرام 20هرروزبعد ازنهار تجویزکرده است .طول درمان کامل را بین 8تا یکسال اعلام کردند.سوای مطالبی که عنوان شد دوستان درگیر این مورد با تلقین مثبت وکمی تغییردرروش زندگی می توانند آثار تخریبی این بیماری را کم کنند.با تشکر وآرزوی تندرستی برای همه

    • سلام. خوشحالم که حال تان بهتر شده . این پیام نشان می دهد که دوستانی که اختلال یا حمله پانیک دارند محکوم به این نیستند که آن را همیشه تحمل کنند، بلکه دنبال درمان آن بروند. در ضمن مهم است تأکید کنم که روش درمانی برای هر فرد ممکن است متفاوت باشد، به همین دلیل توصیه نمی کنم تا دوستان دیگر پیش از مشورت با متخصص از عین دارو استفاده کنند.

      موفق باشید

  53. سلام
    منم دچار پنیک هستم .الان سال سوم دانشگاهم . این علایمو از سال اول دبیرستان پیدا کردم . ولی نمیدونستم چی هستن .واقعا خیلی روزای بدی بود . فکر میکردم مشکل قلبی دارم . دکترا میگفتن هیچ مشکلی نداری . 5 سال با بدبختی زندگی کردم .تام سال اول دانشگاه رفتم روانپزشک . الانم دارو میخورم .ولی بازم گاهی دچار حمله میشم .دیگه خسته شدم. شما میگید چی کار کنم ؟ از زندگی عقب افتادم.دکترم هم فقط دز قرصا رو بالا میبره.

    • سلام. متاسفم که از این مشکل رنج می برید نظر به این که از دارو به شکل منظم استفاده می کنید، یکی از بهترین روش های درمانی، مخلوط کردن دارودرمانی با روان درمانی است. به عبارت دیگر، در کنار دارو، از روان درمانی نیز استفاده کنید. پیشنهاد می کنم پس از جستجو با یکی از روانشناسان بالینی باتجربه قرار بگذارید چون بسیاری از روانپزشکان تنها به تجویز دارو بسنده می کنند و طبیعتا این کافی نیست. این خلا معمولا توسط روانشناسان و مشاورین پر می شود.

      موفق باشید

  54. سلام من از آسانسور و آپارتمان با طبقات بالا وحتی هواپیما هراس دارم ونگاه که میکنم دچار تپش قلب شدیدمیشم ونفسم کوتاه می شوددر جلسات قلبم تندتند میزند ونمیتونم سخنرانی کنم دکتر آسنترا تجویز و مدت شش ماه مصرف نمودم ولی خوب نشدم چه کار کنم؟از دکتر میترسم از خلوت هراس دارم در بیابان که تنها با ماشین میرم وحتی شب هراس دارم به نظر شما چه کار کنم آیا مشکل قلبی که ندارم؟ما را راهنمایی کنید خیلی ممنون میشم.

    • سلام. اگر پس از بررسی تمام موارد جسمانی، تشخیص این بوده که پانیک داشته اید، بهتر است دوباره به روانپزشک مراجعه کنید. گاهی اوقات، یک دارو برای شخصی مفید است در حالی که برای فردی دیگر با عین مشکل، مفید نیست. به همین دلیل خوب است تا در این گونه موارد با تغییر دادن دوزاژ دارو یا تغییر دارو، درمان ادامه یابد. در ضمن معمولا لازم است دو کار انجام شود:
      درمان حداقل برای یک سال و به علاوۀ آن، روان درمانی
      موفق باشید

  55. در ضمن سن من 29 سال است.

  56. من 36 سالمه 2 تا فرزند دارم خیلی علاقه به سخنرانی داشتم یک بار که مشغول کنفرانس در کلاس سوم دبیرستان بودم دچار اضطراب شدید شدم که بعد از اون دیگه هرگز نتونستم توی جمع صحبت کنم و ترس میومد سراغم/دوران دانشجویی سختی داشتم که همیشه همراه با استرس بود همون موقعها دچار این ترس می شدم اما نمی دونستم پانیک هست در دوران بارداری اولم شدت این حملات زیاد شد و بعد از زایمان به حدی شدید شد که حتی از تنها موندن تو خونه هم می ترسیدم الان حدود 4 ساله که می ترسم تنها بیرون برم حتما باید کسی از خانواده ام همراهم باشه زندگیم مختل شده من شاغلم و جدیدا سر کار هم حملات میاد سراغم دچار مسخ شخصیت می شم پیش روانپزشک چند بار رفتم ولی داروها رو هم که خوردم احساس کردم بهتر نشدم و حتی شاید شدیدتر شده پیش روانشناس رفتم باز هم احساس کردم اون هم نمی تونه کمکم کنه احساس می کنم توی یه مخمصه افتادم که راه نجاتی نداره زندگیم مختل شده با شوهرم دچار مشکل شدم دیگه خسته شدم حاضرم بمیرم ولی دچار این حمله ها نشم خیلی عذاب می کشم نمی دونم چه کار کنم لطفا راهنماییم کنید آیا روانپزشک یا روانشناسی می شناسید که من برم و جواب بگیرم؟

    • سلام. یکی این است که آدم از کار با یک روانشناس یا روانپزشک راضی نیست، یکی هم ادامه ندادن درمان است. اگر کار با یک روانشناس نتیجه نمی دهد به یکی دیگر مراجعه کنید و کار را تمام شده فرض نکنید. یا اگر دغدغه ای در بارۀ روانشناس خود دارید، با او مطرح کنید تا نگرانی تان در بارۀ روند تداوی، تحلیل و بررسی شود.
      خلاصه این که اگر یک روانپزشک یا روانشناس نتوانست کمک تان کند، به بن بست نمی رسید، چون ده ها متخصص با تجربۀ دیگر هستند که قادر اند شما را کمک کنند.
      موفق باشید

  57. باعرض سلام خدمت آقای دکتر و همه دوستان عزیز.من یکسال پیش دچار حمله پانیک شدم و این علایمارو داشتم:سرگیجه که بیشتر سبکی سر بود،سردرد،دل درد،درد قفسه سینه،تنگی نفس،طپش قلب واحساسش در شکم،گز گز دستام که بشتر پوستش بود،بی خابی،استرس واضطراب،ترس شدید از تنهایی،احساس ناامیدی،فکر کردن به خودکشی،هر روز دکتر بودم هر روز نوار قلب و اندازه گیریه فشار خون،حالت غش،حبس نفس.
    چندتا دکتر متخصصم رفتم سی تی اسکن و…بالاخره سرتونو درد نیارم تشخیص داده شد که پانیکه.آسنترا100میخورم 11 ماهه که خوبه خوب شدم فقط میخاستم بگم فکرای الکی نکنید که دارم میمیرمو چم سده و از اینجور فکرا،سعی کنید مسافرت برید با آدمای شاد حرف بزنید باور داشته باشید که خوب خواهید شد مثل گذشته.سعی کنید سالم زنگی کنید و ورزش بکنید به خدا ایمان داشته باشید.نامزد من در این مدت همیشه پا به پای من بود و بشتر از خودم بهم کمک کرد از همتون میخام عاشق باشید عاشق خوبها و خوبیها وعاشق خدا

  58. با سلام من 20 سالمه و تا حالا هم به روانپزشک مراجعه نکردم که ببینم این بیماری رو دارم یا نه ولی6-7 ماهی هست که از سر تا پا آزمایش دادم گفتن چیزی نیست من اکثر علائم رو دارم ولی چیزایی هم هست که جز علائمی که گفته شده نیست میخواستم بدونم من ممکنه این بیماری رو داشته باشم یا نه؟

  59. سلام مهسا خانوم چه علایمایه دیگه ای داشتید؟

  60. ممنون من تاری دید داشتم ولی زیاد نه بعضی وقتا دست و پا هام ضعف داره………

  61. من اونموقع چشام حساس به نور شده بودو پیشونیم هم درد میکرد،دکتر مغزو اعصاب رفتم که چیزی تشخیص داده نشد بعدش چشم پزشک رفتم گفت عفونت کرده که تحت درمان بهتر شد،بنظر من به توصیه دکتر درمان عمل کنید بهتره،اگه چیزی تشخیص داده نشد به دکتر مغزو اعصاب حتما برید.

  62. با سلام
    من هفته 27 بارداری هستم، از هتفه 25 دچار کم خوابی شدم و اکثر مواقع موقع غروب دچار اضطراب و استرس میشدم، تقریبا دستم به هیچ کاری نمیرفت حتی نمیتونستم به بچه توی شکمم فکر کنم، بعد از دادن آزمایش همگلوبین خونم بسیار پائین تشخیص داده شد و قرص آهن مصرف کردم ولی با مراجعه به روانپزشک برای من پانیک تشخیص دادند الان به مدت 2 هفته است که قرص آسنترا 25 میلی روزی یکی و کلردیازپوکساید 5 شبی یکی مصرف میکنم ولی از امروز از ترس اینکه روی بچه تاثیر بزاره داروها را قطع کردم، با توجه به اینکه من الان به وضع عادی برگشتم آیا تشخیص پانیک درست بوده یا کم خونی ناشی از این موارد بوده است؟ علاوه بر این من ترسی از مرگ و … نداشتم. لطف میکنید اگه جواب من رو زودتر بدهید.

    • سلام بر شما. داروهای که برای اضطراب تجویز می شوند حداقل 2 تا 4 هفته زمان نیاز دارند تا تأثیر شان حس شود. البته چون مدتی از گذاشتن پیام شما می گذرد باید تا حال تاثیر دارو را متوجه شده باشید. البته دوز آسنترا پایین است و حداقل باید دو برابر شود. در ضمن کلردیازِپوکساید در زمان بارداری دوای زیاد مناسبی نیست و بهتر است با مشورت روانپزشک مصرف شود و ایده آل این است که هر چه زودتر قطع شود. در عوض از تمرینات تنفسی برای آرامش بخشیدن به خود استفاده کنید.

  63. میتونم بپرسم چرا سوال من را حذف کردید؟

  64. سلام دوستان
    بیماری پانیک را میتوان کنترل و درمان نمود با کمک روانپزشک .و طب سنتی ایرانی که تکمیل کننده درمان است یعنی اصلاح مزاج و داشتن رژیم غزائی مناسب و از همه مهمتر پرهیز از غذاهای با طبع سرد بخصوص ترشی ًٌ,سرکه ,عدس,بادمجان,دوغ ,ماست, ماهی,و میوهای خیلی ترش .ازغذاهای نامبرده به مدت سه ماه استفاده نشود درصورت استفاده از غذای با طبع سرد مصلح آن نیز استفاده شود به لطف خدا در صورت استمرار بهبود خواهید یافت

  65. آیا کسی هست که مثل من به جز مواردی که همگی گفتند، ترس از کنترل نشدن ادرار و یا خروج منی داشته باشه؟
    این قضیه من رو سرکلاس درس و محل کار به شدت اذیت میکنه.

  66. سلام ..میخواستم بدونم بانیک اتک واسه همیشه درمان میشه یا نه؟
    من 17 سالمه الان 5 ماهه درگیر این بیماریم بدون استفاده از هیچ قرصی 1 ماه خوب شدم اما باز دوباره برگشت و دیگه داره کلافم میکنه..خواهش میکنم به سوالم جواب بدید

    • سلام. قطع پانیک یک موضوع حتمی و قطعی نیست و برای هر فرد، متفاوت است. شما حداقل یک تا دو سال باید به شکل منظم از دارو استفاده کنید. روش ایده آل این است که دارودرمانی همراه با روان درمانی باشد. بعد با مشورت داکتر یا روانپزشک، دارو را به تدریج قطع کنید و به تنهایی چنین تصمیمی نگیرید! قطع ناگهانی دارو می تواند سبب جدی تر شدن مشکل شما شود.

  67. با سلام و خسته نباشید.27 سالمه.15 سالم بود که یه بار خواب دیدم میمیرم و دچار اضطراب بسیاری شدم البته اقدام به درمان نکردم بعدها دوباره خواب دیدم و اضطرابم بیشتر شد و از همین کابوسهای زیاد داشتم مثلا اینکه چند سال دیگه میمیرم تا وقتی که تو خونه بودم زیاد اذایت نمی شدم ولی از وقتی که برای درس خوندم اومدم تهران یه بار دچار حمله ی اضطرابی شدم به حدی فکر میکردم الانه که سکته کنم چون قلبم خیلی خیلی تند میزد یا اینکه به هر دلی بمیرم اشتها به شدت کم شد میل به خوردن اصلا نداشتم همش ترس و همش دلشوره داشتم حتی از رفتن به شهرستان میترسیدم چون فکر میکردم تصادف میکنم هنوز هم وقتی میخوام مسافرت برم از شب قبل کلی استرس دارم البته حمله ای که تو دوران تحصیل دانشگاه به من دست داده بود بعد از دیدن چند فیلم بود که تروریستها ادمها رو میکشن و همش فکر میکردم که میان و ماها رو میکشن من از مرگ به شدت وحشت دارم و تو اون حمله عرق سر تپش قلب بیقراری داشتم و فکر میکردم سکته کنم رفتم دکتر دارو خوردم خوب شدم و لی نه بطور کامل الان که چند ساله که از اون حمله میگذره همش ترس از مرگ اضطراب بیماری بد منو عذاب میده خواب خوشی ندارم و خوشی برام بی معنی شده با دارو موقتی خوبم و لی بدون اون دوباره حالتهای دلشوره تپش قلب استرس حادثه یا بیماری و مرگ عذابم میده شما رو به همون خدای که میپرستید قسم میدم کمکم کنید تا شیرینی زندگی درک کنم میدونم که بیماری اضطراب ترس از مرگ دارم همش فکر میکنم بیمار میشم یا سکته میکنم از اینجور چیزا هر بار هم که ب خودم حرف میزنم نمیتونم ذهنمو کنترل کنم بتازگی ازدواج کردم و میخوام زندگی شادی کنار همسرم داشته باشم کمکم کنید لطفا خواهشا کمکم کنید منتظر پاسخ های شما همستم

    • سلام. به نظر می رسد در نخست دچار استرس پس از صدمه ناشی از مواجهه با عامل استرس زا (فلم و صحنه های وحشتناک) شده اید. حالا هم که تا حدودی از وضعیت خود آگاه هستید. در این گونه موارد که اضطراب از کنترل بیرون می شود بهترین راه روان درمانی و در صورت نیاز مخلوطی از روان درمانی و درمان دارویی حداقل برای شش ماه تا یک سال به طور منظم است. اگر پی گیری کنید به احتمال زیاد مشکل شما تا حد زیاد و قناعت بخشی کاهش می یابد.
      موفق باشید

  68. سلام
    من 35 سال دارم و از وقتی که به یاد دارم همیشه نگران موضوعی هستم همش در حال فکر کردن بعضی اوقات هم دچار حمله پانیک همراه با تعریق زیاد میشوم الان دارم فلوکستین و هالوپریدول مصرف میکنم بهتر شدم ولی خوب خوب نه راهکار دیگری هم هست

  69. سلام من حدود 7ماه که دچار دلهره واضطراب شدم همش دلشوره دارم هروز یک جای از بدن درد میگره همش فکر میکنم که یه مریضی ناعلاجی دارم فکر میکنم به اتفاق بدی میخواد برام بیافته همش بی حوصله ام هیچی من و خوشحال نمیکنه بدن لرزه دارم توی بدنم داغ میشه تپش قلب دارم عرق میکنم همش میخوام بخوابم اصلا نمیتونم درس بخونم دلم گرفته میخوام گریه کنم اما گریه ام نمیگیره بیماری من چیه ؟

  70. یه سوال دیگه ام دارم چه کار کنم روحییه شادی داشته باشم خوابمکم شه اخه من دارم برا کنکور میخونم با این وضع نمیتونم اصلا هیچ ذوق وشوقی برا درس خوندن ندارم هیچ هدفی همش میگم که درس بخونم که چی کمکم کنید

    • سلام. به نظر نمی رسد «پانیک» داشته باشید. آن چه نوشته اید احتمال این را مطرح می کند که ممکن است دچار اضطراب منتشر باشید. شاد نبودن تان نیز مرتبط به همین موضوع است، چون برخاسته از استرس و کمبود اعتماد به نفس می تواند باشد. توصیه می کنم به یک روانشناس باتجربه یا روانپزشک مراجعه کنید. ورزش و استفاده از تمرینات تنفسی عمیق حداقل روز سه مرتبه نیز می توانند شما را کمک کنند.

  71. سلام خدمت دکتر عزیز
    با احترام
    محمد 29 ساله هستم در هنگامی که در میان یک جمع همه ساکتند و من شروع به سخنرانی می کنم قلبم داره از جا در میاد و هنگام با لارفتن از آسانسور همینطور روحیه ام کاملا می بازم و می ترسم و باید سریع برم پایین و همچنین هواپیما از ساختمان های با ارتفاع بالا هراس دارم و در هنگام رانندگی اگر تنها باشم روحیه ام از دست میدم و دچار لرز میشم و نفسم کوتاه میشه چه کار کنم آقای دکتر الان هم قرص پرانول 10 مصرف میکنم دکتر مغز و اعصاب هم رفتم آسنترا هم مصرف کردم ولی خوب نشدم

    • سلام. مشکل تان به احتمال زیاد اضطراب موقعیتی است. مقدار پروپرانولول کم است. باید آن را دو برابر کنید و در عین زمان فشار خون را به شکل منظم چک کنید تا در صورت پایین آمدن، کنترل شود. البته قرص آسنترا به یک شیوۀ خاص مصرف می شود و استفادۀ کوتاه مدت آن تاثیری ندارد.

  72. عرض سلام و خسته نباشید:
    بر طبق توصیه شما به روانشناس مراجعه کردم ایشون گفتن وسواس فکری دارم………..
    ممنون از کمکتون فقط یه سوال که ممکنه از وسواس فکری هم این علائم به وجود بیاد؟
    ممنون از راهنمایی تون…………………..

    • خوشحالم که برای درمان خود، آستین بالا زدید. این گام بسیار مهم است. گام مهم بعدی، ادامۀ تداوی است.
      بلی، یکی از مشخصات وسواس در برخی افراد این است که نشانه های جسمی را بد تعبیر می کنند، یا حتا در نبود نشانه های جسمی، به این نتیجه می رسند که همچو علایمی در وجود شان هست. زمانی که شدت وسواس شما کم شود، این سوء تعبیرها نیز یا کم می شوند یا از بین می روند.
      سلامتی

  73. سلام..23 سالمه…تحصیلکرده!
    آرزو دارم هرکس این بیماری رو داره هرچی زودتر از شرش خلاص شه
    اولین باری که این حالت بهم دست داد 14 سالم بود درست یادمه غروب بود یک دفعه حس کردم دارم میمیرم سریعا خودمو برای خوندن نماز آماده کردم و آروم شدم اصلا نفهمیدم این چه حالتی بود فقط از اطرافیانم میخواستم کاری کنن من نمیرم!
    تا اینکه فرداش غروب باز این حالت بهم دست داد..تا چندماه غروبها حالم بد میشد
    دیگه خسته شده بودم لاغر شدم از غذا خوردن میترسیدم
    مادرم وقتی دید خیلی دارم اذیت میشم پیش دعا نویس رفت گفتن که چشم نظره تا یه مدت نمیگم خوب شدم اما حالم بهتر شد
    خانوادم منو به سفر حج بردند..اونجا هم چندبار این حالت بهم دست داد واقعا از خدا میخواستم نجاتم بده
    فقط اطرافیانم این موضوع رو میدونستن فکر میکردیم چشم نظره و نیازی به دکتر نیست
    تا اینکه یه روز متوجه شدم خاله ام هم مثل منه و چندوقته داره رنج میبره .. من وقتی فهمیدم این مشکل رو فقط من توو دنیا ندارم آروم شدم… بعدا فهمیدم همسرش هم این بیماری رو داره… و یکی دیگر از بستگانمون هم همین ظور شد… اینکه فهمیدم بقیه هم این مشکل رو دارن خوشحالم نمیکرد اما بهم اعتماد به نفس داد
    خالم و شوهرش خیلی حرف از مردن میزدن با اینکه میترسیدن اما همش میگفتن که ما میدونیم زود خواهیم مرد.. تااینکه روز عاشورای ۸۸ هردوی آنها در تصادف از دنیا رفتند!!! (خاله ام 30 و همسرش 35 ساله)
    با مرگ آنها و دیدن صحنه تصادفشان و تشییع پیکرشان این ترس از مردن و نشانه های این حمله بطور کلی از من دور شد تا ۴سال راحت زندگی کردم
    اما متاسفانه الان 2 ماهه که باز این حمله ها به سراغم اومده…با این تفاوت که موقع ترس درد قفسه سینه و آه کشیدن به سراغم میاد… نزدیکه 7 کیلو وزن کم کردم غذا خوردنم به حداقل رسیده
    انواع آزمایش حتی تست کانسر هم دادم چکاپ کامل قلب هم دادم هیچ مشکلی نیست شکر خدا
    اما توو این دو ماه تا دلتون بخواد درمانگاه رفتم و سرم و آرامبخش زدم همش دنبال اینم که پزشک سلامتم رو تایید کنه
    همش فکر میکنم خاله ام با این مشکل توو جوونی مرد پس منم میمیرم… عمه ام هم این مشکل رو داره اما با کمک شوهرش خیلی خوب خودشو کنترل میکنه
    آخر یک دکتر بهم گفت که وسواس فکری دارم با یه عالمه قرص ضد اضطراب
    با جستجو در اینترنت تازه فهمیدم نام این حالتها حملهء پانیک است
    با مطالعه سایتتون و نظر عزیزان آروم میشم اما غروب ها باز حالم بد میشه دست خودم هم نیست
    به امید سلامتی برای همهء عزیزان

  74. بادرود وخسته نباشید.
    خانمی 40ساله هستم 10سال است که این بیماری مزمن را دارم.چه شب هایی که کارم به بیمارستان نکشید،نوارقلب پشت نوارقلب ،فشارم همش رو14 تا15 که می گفتند از استرسه،خلاصه آرزوی مسافرت را دارم توشهرغربت هستم 7ساله نمی توانم به شهرم بروم،درنهایت قرص پرپرانول هر3روز 1عدد می خورم اما ازعوارضش می ترسم،آیا می توانم تا چندسال به خوردن این قرص ادامه دهم؟در ضمن گاهی احساس میکنم مابین جناق سینه ام درست رومعده چیزی مثل پروانه پرپر می زنه لطفا کمکم کنید باتشکر فراوان.

    • درود. توصیه می کنم روان درمانی را نیز شامل روند درمان کنید، چون در اکثر موارد نتیجۀ مثبت دارد و عوارض جانبی هم ندارد. پروپرانولول دوای نسبتا بی ضرری است، لیکن ادامۀ تداوی با آن باید تحت نظر روانپزشک باشد چون در برخی موارد سبب افسردگی می شود.
      موفق باشید

  75. با سلام.من 4 سال درگیر این بیماری بودم و با دارو تنها خوب نمیشدم ولی الان که طبیب واقعی پیدا کردم و به اون پناه بردم دیگه هیچ مشکلی ندارم امیدوارم شماهم به طبیب واقعی پناه ببرید

  76. سلام
    لطفا به من هم کمک کنید!!!!!
    چیکار کنم با ترس از مردن و بیماری مبارزه کنم؟؟
    جواب نظر من را چرا ندادید؟؟؟!!! :-(

    • سلام بر شما. ترس از مردن و ترس از بیماری از نشانه های رایج پانیک اند اما در اختلالی چون هایپوکاندریا (خودبیمار انگاری) نیز دیده می شود. طبیعتا شناخت و پذیرش این که این فکر ها و وسواس ها واقعی نیستند و ترس از مرگ منجر به مرگ نمی شود می تواند کمک کنندهباشد. با آن هم پیشنهاد میکنم در صورتی که فکر می کنید این نگرانی ها از کنترل شما بیرون شده اند، چند جلسه روان درمانی بگیرید.
      به امید موفقیت

  77. سلام منم مثل شما بودم ولی وقتی احساس میکنید داره حالتون بد میشه فکرتون ازاد کنید و چند نفس عمیق بکشید و با توکل به خدا به ارامش میرسید.با ارزوی سلامتی

  78. سلام ممنون از سایت خوبتون دختر من یه خواستگار خوب داره ولی متاسفانه اقا مبتلا به پانیک اتک ست میخواستم بدونم با این بیماری میتونه زندگی سالم و راحتی رو شروع کنه ولی به گفته خودش دو ساله که دچار حمله نشده

  79. سلام.8ماه دچار این بیماری شدم.تازه فهمیدم اسمش چیه.خیلی حالت بدیه.ولی خوشحالم که قابل درمانه.ریشه عصبی داره.من هر وقت عصبانی میشم این حالت بهم دست میده.به امید غلبه به بیماری

  80. سلام.من28سالمه دوساله ازدواج کردم.ااوایل ازدواج دچار علایمی مثل مسمومیت میشدم ولی الان یکسال غروبا دچار دلشوره واضطراب میشم حتی حالت تهوع بهم دست میده.ازنظر آزمایشگاه مشکلی نداشتم الان بهترم ولی باید غروبا خونه باشم چونکه اگه برم بیرون یامهمونی حالم بدمیشه.خواهشا کمکم کنید.ضمنا شاغلم.وباشوهرم مشکلی ندارم

  81. 22سالمه.ک 4ساله پدرمو ب علت سرطان معده از دست دادم.بعد فوت پدرم دچار حالت های پانتک شدم.همش بیمارستانو امپولهای ارامبخش.تااینکه 1ماه پیش رفتم دکتر و بهم قرص فلوکستین 20 داد ک هر روز صبح میخورم.این حالت هم منو خسته کرده هم خونوادمو.همش فکر میکنم دارم میمیرم.از مریضی کوچیک ی غول بزرگ میسازم.خیلی عذاب اوره.تازه امروز اسم مریضیمو از طریق سایت شمافهمیدم.بیکار هم هستم خیلی تنهام.ب نظر شما درمان میشم؟

  82. با سلام… من 26 سالمه حدود 7 سالمه به بيماري فوبيا و وسواس فكري همراه با پانيك كه شديدا حالت تهوع بهم دست ميده و استفراغ مبتلا شدم. به همه جا هم رفتم روانپزشك روانشناس اما خوب نشدم واقعا خستم كرده و از پيشرفت بازم داشته. از دوستان خواهش ميكنم اگه راهكار خاصي پيدا كردن بهم كمك كنن ممنون يا حقsarve.ravan@yahoo.com

  83. سلام آقای دکتر.داستان بیماری من خیلی طولانی هستش.من 12 سال هست که ایران زندگی نمی کنم.اولین بار در سال 2004 شروع شد. بدن لرزه یا همون رعشه شدید همراه تپش قلب.انقدر دکتر رفتم که خسته شدم. الان مشکل اصلیم سر گیجه,تپش قلب و درد بسیار زیاد در قلب هستش..دکتر قلب هم رفتم چند بار که آخرینش 3 سال پیش بود و گفتند که قلب سالم هستش. طبق دانسته های من پنیک به مدت 40 دقیقه تا 1 ساعت هستش ولی حمله های من تقریبا 2-3 ساعت یا شاید هم بیشتر هستش…و قلب درد زیاد و گیجی و منگی در سر و انقباظ شدید عضلات..انواع و اقسام قزص ها رو هم امتحان کردم ولی متاسفانه بدنم به قرص جواب نمی ده..یعنی ایجاد آلرژی میکنه. هفنه پیش قری اس سیتالوپرام و شروع کردم و بعد از خوردن قرص به مدت 6-7 ساعت سردرد وحشتناک داشتم…الان سرتالین می خورم و تا دیروز زاناکس مصرف میکردم روزی 3-4 عدد.. ولی از دیروز طبق نظر پزشک شروع به مصزف کلونازپام کردم..واقعا خشته هستم…واقعا دیگه نمی دونم که چه باید کرد…بدنم هم هرزگاهی کهیر های وحشتناکی میزنه بدون دلیل..کلی هم برای این کیهر ها دکتر رفتم و آخرش گفتند که نمی دونیم چرا!!!!! لطفا اگر راهی به نظرتون میزسه من رو راهنمایی کنید.سپاسگذارم. یا علی مددی

    • سلام. دوز سرترالین به مرور باید حداقل 100 ملی گرام شود، یک بار در روز. کلونازپام را با مشورت داکتر مصرف کنید. بیشتر از دو بار در روز، لازم نیست و اگر به مرور فقط به یک بار در روز محدود شود، بهتر است. جداً توصیه می کنم تا ورزش سبک ِ هر روزه را آغاز کنید و اگر آغاز کرده اید، ادامه دهید. در کنار آن، تنفس عمیق و آرام را امتحان کنید. این روش را معمولا هر روانپزشک یا روانشناس بلد است و می تواند آموزش دهد. در انترنت نیز می توانید روش های خوبی در این زمینه بدست بیاورید.
      به امید بهبودی

  84. سلام من هم از 18 سالگی به این درد مبتلا شدم و الان 26.5 سالمه.
    مشکل من این بود که هر موقع حمله بهم دست میداد با خودم میگفتم تا دارو نخورم خوب نمیشم و این وضع منو بدتر می کرد نمیدونید با چه حالی خودمو به زور به مطب می رسوندم همش تو راه احساس می کردم الانه که بمیرم.
    اما آخرین باری که حمله بهم دست داد با خودم گفتم تو باید حریفش بشی نمیشه که هر موقع بیاد بگی باید با دارو خوب بشم شاید تو یه بره بیابون گیرت آورد اونجا هم دارو هست؟ موقع حمله با هر فکری که به سمتم می اومد مبارزه کردم و به خودم تلقین می کردم که نه نمی میری قش نمی کنی سکته نمی کنی.وقتی تو جمع میرفتم بهتر می شدم و این بار آخر به لطف خدا بدون دارو برگشتم به حالات عادی خودم.به نظرم این بیماری خیلی ذهنیه سریع با یک انگیزه مثبت خوب میشه دارو راه علاجش نیست بلکه علاجش بیشتر با تشخیص درمانیه.
    حالا بگذریم یه سوال برای من پیش اومده یکم نگران شدم توی سایت ها خوندم که مدت زمان حمله از بیست تا سی دقیقست و به ندرت به یک ساعت میرسه.خب این یعنی چی؟ حمله من که بار اول شروع شد تا یک سال بدون وقفه ادامه داشت و آخری تا سه چهار روز.به نظر شما من غیر عادیم؟

  85. سلام. لطفا به من هم کمک کنید. آیا این علایمی که میگم شما هم داشتید؟ و چه کردید که خوب شدید؟
    احساس میکنم در داخل سرم چیزی وجود دارد. در ناحیه پشت سرم.انگار چیزی دارد مغزم را میخورد.تیر میکشد.احساس میکنم تومور دارم. احساس میکنم دست و پا هایم را میخواهد از کار بیندازد. تپش قلب و احساس آتش در قفسه سینه .

  86. با سلام
    من بهزاد ۲۴ سالمه سه سال پیش شاهد مرگ مادر بزرگم شدم ریز ریز مرگشو دیدم حالا یک سال یا شایدم بیشتر هست که زندگی زهر مارم شده فکر کنم پانیک شدید دارم چون احساس میکنم قلبم نمیزنه و نفسم در نمیاد و اینکه دارم قبضه روح میشم و در این حالت نوک انگشتان دستم یخ میشند بعضی وقتها ای توهمات و خیال و ترس چنان شدید میشند که مثل امروز من تا ۷ صبح بیدارم چ نتونستم بخوابم تا میام بخوابم یه چیزی تو ذهنم به من حمله میکنه و من میپرم از جام بعد من در علایم پانیک که ذکر کردید تعریق ندارم همش مرگ رو میبینم پیش روم دیگه طوری شدت وصیتم کردم عزراییل همش کنارمه نمیدونم مشکلم چیه و اینم بگم قلبم اصلا انگار نمیزنه انگار که اصلا قلب ندارم ولی اکو و نوار قلب که گرفتم مثل ساعت کار میکنه افای دکتر خواش میکنم ازتون مشکل منو دریابین عاجزانه میخوام ازتون زندگیمو فلج کرده
    با تشکر فراوان

  87. سلام من خانمی 33 ساله ام که 3 سال دچار این مشکل وحمله پانیک شدم میشه راهنمایی کنید که چطور از دست حملات خلاص شدید باور کنید یک عمر دعاتون میکنم. با تشکر

  88. سلام.. من چند ماهی هستش دچار پنیک شدم پنیک باعث شد طرف راست بدنم درد بگیره حتی به چشم راستم فشار وارد میشه تقریبا یه ماه پیش به روانپزشک مراجعه کردم و گفت پنیک هستش بهم مپروتیلین.. کلونازپام.. دونورین.. سیتالوپرام داد بامصرف اونا بهتر شدم اما هنوز یه نشانه هایی وجود داره مثلاً یه خبر ناراحت کننده میشنوم پای راستم درد میگیره اما خداروشکر دیگه اون حمله ها یا ترس از مرگ خیلییییی کمتر به سراغم میاد البته هنوز دوره درمانم ادامه داره خواستم بگم بدن درده علتش همین پنیک هستش اینم بگم کمخونی شدید دارم
    میتونه علت پننیک کمخونی باشه؟

    • سلام. خرسندم که احساس بهتری دارید. درد بدن در صورتی که شخص حالت کشیدگی مزمن بر اثر استرس مزمن داشته باشد ناشی از استرس/اضطراب است. در غیر آن ممکن است علت جسمی داشته باشد. پیشنهاد می کنم در جلسه ی بعدی با داکتر این موضوع را مطرح کنید. در ضمن درمان را بدون مشورت او قطع نکنید.

  89. با سلام خدمت شما وتشکر از سایته خوبتون.من حدود چهل روزه که یه جوری شدم.وقتی از خواب بیدار میشم زیاد نفسه عمیق میکشم و در بیشتر موارد نمیتونم نفس عمیق بکشم.رفتم دکتر هم خوب نشدم اصلا علتشو نفهمیدن میخواستم راهنماییم کنید علتش چیه البته اینو باید بگم که در طول روز کلا اینجوری هستم تا وقتی که برم بخابم وموقع خواب اینجوری نمیشم با تشکر.

    • سلام. بستگی به این دارد که چه دارویی تجویز شده. اگر تشخیص پانیک بوده باید کمی صبر کنید تا بهتر شود. معمولا بین سه تا شش ماه تحت کنترل می آید و سپس هم درمان تعقیبی دارد تا برگشت نکند. لیکن نخست باید تشخیص شود.

  90. رضا جان با نظرت موافقم با اصلاح مزاج و داشتن رژیم غذایی مناسب و پرهیز از غذاهای سرد میشه تا حدودی درمان کرد

  91. با سلام.من 2 سا ل این بیماریو داشتم و الان 4 ساله خوب شدم توصیم به شما اینه که اول تا خودت نخوای نمیتونی خوب بسی فقط ارادتو قوی کن.و وقیم دچار حمله شدی سعی کن از جات بلند بشی حتی اگه نتونستی بگو کسی دستتو بگیره و راه برو.

  92. سلام خسته نباشید. من تقریبا همه نظراتو خوندم. لطفا کمکم کنید, نامزد منم خیلی اضطراب داره روان پزشکم رفت الان بعد 2 ماه دوزه داروهاشو برده بالا میگه تا یک سال نمی تونه ازدواج کنه چون وسواس فکری شدید داره و پانیک ترس از ازدواج داره خیلیم روی من حساس شده روی نگاه بقیه نمیدونم باید چه کار کنم راه حلی هست تا مشکلش حل شه کلا به یه موضوع خیلی فکر میکنه لطفا کمکم کنید ممنون

  93. با سلام اقای دکتر من 6 سال پیش پس از مرگ یکی از نزدیکانم هرشب دچار لرز شدید میشدم ضربان قلبالا انگار داشتم میمردم یعد از 6 ماه یدئن قرص خوب شد اصلا یادم نیست چجوری خوب خوب شدم اصلا یادم نبود این بیماریو
    تا اینکه 4 ماه پیش با دوستام رفته بودیم بیرون یک دفعه سر شام ضربان قلبم رفت بابلا اشتهام کم شد داشتم میمردم
    صبح با یک استرس شدید از خواب پاشدم از صیحش فکرهای عجیب غریب میمد سراغم مثلا این دنیا چیه من الان کجامم همراه با ترس همش یه احساسی داشتم انگار دارم دیوانه میشم!
    6 سال پیشم این احساس دیوانگی رو داشتم همش فکر میکردم دارم خط ها رو کج میبینم یا روی شیب راه میرم .
    ولی الان خیلی ناجوره همش میگم اسمون چیه حتی فکر کردن چیه همراه یا یه استرس شدید ایا به بیماریه خاصی دچار شدم؟

  94. دوستان من با قاطعیت اینجا عنوان میکنم به عنوان کسی که 3 سال قرص های انتی پانیک از انواع مختلفش مصرف کردم و الان دو ساله که هیچ قرصی مصرف نمیکنم و خوبه خوبم هیچ وابستگی ندارن اگه تحت نظر پزشک مصرف کنید نمیدونم چرا منم اون اول نمیخواستم قرص بخورم و مقاومت میکردم اصلا قرص نخوردن یکی از حقه های فکری این بیماریه که داره فریبتون میده و متوجه نیستین که دارین به این بیماری ذهنی و روحی باج میدین… مشکل اولش حاده قرص مصرف کنید بزارید این قرصا فرصت بیخیالی و فکر نکردن به بعضی مسائل رو بده تا روان شما در ارامش باشه تا سیستم اعصابتون تقویت بشه بعد اگه اون نشانه های شدید برطرف نشد هر چی دوس دارین نثار من بکنید… در کنار قرص شناخت درمانی صحبت با دوستان در مورد علایمان هر چند راهنماییتان نکنند ولی باعث سبک شدن شما میشن و ارتباط با کسانی که این مشکل رو داشتن و برطرف کردن که من یکیشونم و دارم این مطالب رو اینجا کامنت میزارم و به اون روزهای سخت وقتی فکر میکنم خندم میگیره …. خدا شاهده …

  95. با سلام من 25 سالمه از 14 سالگی دچار یک ترس درونی هستم که از یک مهمونی شروع شد که حالت خفکی تو اون مهمونی بهم دست داد ونتنستم تو اون مهمونم بمونم زود برگشتم خونمون الان هم که حدود 7 سال هست که ازدواج کردم مشکل نازایی هم دارم قرص های کلونازپام 1 هر شب یک دوم /سیرتالین 100 شبها 1 دونه /پروپرانول 10 موقع تپش قلب مصرف میکنم الان حدود یک سالی هست که وضیعتم با وجود خوردن قرص بدتر شده حتی نمیتونم با همسرم به مسافرت برم یا مهمونی برم یا مهمون دعوت کنم تو رو خدا کمکم کنید دیگه خسته شدم در ضمن قرص متفورمن /لترزم/کلوفاز/امبول های تحریک فیلیکول ودیکسپانتون مصرف میکنم

  96. سلام منم تجربه كردم حمله ي پانيك رو وحشتناكه الان از تمام مكانهايي كه اونجا پانيك شدم ميترسم حتي تصميم گرفتيم از اين شهر بريم چون من و همسرم كسي رو تو اين شهر نداريم. ولي حالت تهوع از اون موقع با من مونده و حمله ها هم با كوچكترين استرس به سراغم مياد حتي بي خوابي حالتم رو تشديد ميكنه تو رو خدا به من يه راه حل بگيد و عاجزانه از هر كسي كه مطلب من رو ميخونه التماس دعا دارم تو رو خدااااااا برام دعا كنيد پانك بدترين درده حتي خوشحال رو در مواقع. عادي ازت ميگيره چون دايم ترس ز حمله ي بعدي رو داري
    براي همتون دا ميكنم. تو رو خدااا. برام. دعا. كنيد

Add Comment Register



جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.فلدهای ضروری علامت گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

به بالای برگ برو