خانه / تازه‌های روانشناسی / بخشی از افسردگی شهروندان افغان «وضعیتی» است

بخشی از افسردگی شهروندان افغان «وضعیتی» است

نوشته: اسماعیل درمان

مدیر وبسایت روان آنلاین

آماری که سال پیش منتشر شد نشان می‌داد که بالای 60 درصد شهروندان افغانستان از مشکلات روانی رنج می‌برند، یعنی از هر ده نفر، شش نفر. (1)درین میان، یکی از اختلالات عمده «افسردگی» بود. منظور از افسردگی، تنها تجربۀ غم و غصه برای مدت کوتاه نیست، چون غم و غصۀ عادی جزیی از تجارب روزمرۀ زندگی اند. منظور از افسردگی درین‌جا همان «اختلال افسردگی» است که یک مشکل شدید و در مواردی دوام‌دار است و غم و غصه فقط بخشی از آن است. برای معلومات بیشتر در بارۀ اختلال افسردگی مقالاتی را که در پایین این نوشته آمده‌اند بخوانید.

آن تاریکیِ که شخص حس می‌کند و دامی که خود را در آن گرفتار می‌بیند، در بسیاری موارد مربوط به «موقعیتی» است که در آن گیر افتاده است.

آمار قابل پیش‌بینی بودند

با توجه به آن‌چه بر سر افغانستان آمده، و با توجه به نوع فرهنگ برخورد با اختلالات روانی، طبیعی است که نرخ اختلالات روانی در کشور این قدر بالا باشد. طبق آمار دیگر، حداقل یک میلیون معتاد به مواد مخدر در کشور زیست می‌کنند، و اگر نفوس کشور بطور تقریبی 30 میلیون باشد، پس از هر سی نفر شهروند، یک نفر معتاد به مواد مخدر است. از سویی، اعتیاد معمولاً تنها وابستگی به یک مادۀ مخدر نیست، بلکه بخش‌های دیگر زندگی یک شخص را نیز متأثر می‌سازد. حوزه‌های چون شغل و اقتصاد و حیثیت اجتماعی صدمه می‌بینند، و بالطبع سبب ایجاد افسردگی و اضطراب در شخص می‌شوند. البته گاهی افسردگی خود اولین عامل اعتیاد در برخی افراد است.

البته ما تنها نیستیم. در آمریکا، سالانه 21 میلیون شهروند خورد و بزرگ به افسردگی دچار می‌شوند و این مشکل آمریکا را سالانه 31 میلیارد دالر ضربه می‌زند! (2) این نرخ در بین جوانان این کشور حداقل 3 میلیارد دالر در سال است. (3) در ایران گفته می‌شود که تا 25 درصد شهروندان آن کشور مبتلا به اختلالات روانی اند، یعنی از هر چهار نفر، یک نفر. (4) لیکن مشکل عمده این است که این اختلالات در بین شهروندان ما شدیدتر اند و به آن‌ها به شکل درستی رسیدگی نمی‌شود.

بخشی از این، «افسردگی وضعیتی» است

موضوعی که می خواهم به آن درینجا اشاره کنم این است که افسردگی همیشه یک عامل ندارد. در بسیاری موارد بیش از یک عامل (ارثی/زیستی، روانی، و محیطی) در بروز آن دخالت دارد و البته عامل محیطی یکی از بزرگترین عوامل است و نباید نادیده گرفته شود. در این نوشته نیز تأکید بیشتر من بر عوامل محیطی است.

به زبان ساده، عوامل محیطی یعنی گروهی که شخص در آن به سر می‌بَرَد، نوع کار، فضای کار، مقدار درآمد، سطح فقر، فاصلۀ طبقاتی، حیثیت و موقعیت اجتماعی، امنیت، رفاه اجتماعی، و…

متأسفانه درین حوزه تحقیق زیادی نشده؛ اما مطالعات انجام شده در کشورهای در حال جنگ یا پس از جنگ نشان داده اند که بی‌امنیتی، عدم رفاه اجتماعی، تطبیق ضعیف قانون، و فقر از جملۀ عوامل عمدۀ بروز اختلالات روانی، به ویژه افسردگی، می‌باشند که برداشتن یا محدود کردن این مشکلات در بهبود صحت روانی شهروندان تاثیر قابل‌توجهی داشته است.

چه باید شود؟

به عبارت دیگر، توجه به رفاه اجتماعی، اشتغال‌زایی، و ایجاد فضای امن در بهبود صحت روانی بسیار مهم اند و تعداد زیادی از افرادی که همین حالا از افسردگی رنج می‌برند، یا دوای ضدافسردگی مصرف می‌کنند، یا هم در جستجوی کمک اند، با فراهم شدن این تسهیلات افسردگی شان برطرف شده و هیچ نیازی به روانشناس یا داکتر اعصاب و روان نخواهند داشت. این بخاطری است که افسردگی شان، «افسردگی وضعیتی» یا «افسردگی موقعیتی» است، و به علت فشاری است که با قرار گرفتن در یک موقعیت ویژه بر آن‌ها وارد آمده است، نه این که بصورت ذاتی رخ داده باشد یا شخص در بروز آن خود را مقصر بداند. البته یکی از شرایط این است تا شهروندان به آگاهیِ کافی دست پیدا کرده و بدون شرم و خجالت بخاطر داشتن یک اختلال روانی، به دنبال کمک شوند.

یکی از حوزه‌های مهم، توجه به کودکان افغانستان است که امیدواری زیادی برای آینده از خود نشان داده اند.

نکتۀ امیدبخش دیگر این است که حمایت خانوادگی و پایداری شهروندان افغان می‌تواند کار را اندکی آسان‌تر کند. پژوهشی که سال پیش توسط یکی از استادان دانشگاه ییل در بین کودکان و نوجوانان افغان انجام شد نشان‌دهندۀ این بود که نرخ بالایی از آن‌ها، با وجود مشکلات متعدد، به آینده امیدوار بوده و با سختی‌های روزانه مقابله می‌کنند، اما مهم است تا خشونتی که در خانه یا بیرون خانه با آن مواجه اند، محدود گردند. (5)

خوشبختانه وزارت صحت افغانستان توجه به صحت روانی را به عنوان یکی از اولویت‌ها در نظر گرفته است. این امر مبارکی است، ولی کافی نیست. از یک سو، وزارت نیاز به کارمندان متخصص در تمام ولایات و بودجۀ کافی درین بخش دارد. از سوی دیگر، این وزارت نیاز به همکاری تمام نهادهای ذیدخل در امور سیاسی، اقتصادی، و اجتماعی دارد تا رفاه و آسایش – حداقل به شکل نسبی – فراهم گردد. همان‌طور که به تعداد زیاد روانشناس بالینی و روانپزشک (داکتر عقلی-عصبی) نیازمندیم، به همان پیمانه یا حتا بیش‌تر نیازمندیم تا یک سیستم مختلط ایجاد شود و شهروندان از چندین زاویه مورد پشتیبانی قرار گیرند.

منابع:

1 –  گزارشی از وضعیت صحت روانی در میان افغان‌ها http://www.rawanonline.com/mstatus-htm/

2-Ranking America’s Mental Health: An Analysis of Depression Across the States http://www.mentalhealthamerica.net/go/state-ranking

3 -Mental Health in Young Men Costs $3 billion a Year
http://www.abc.net.au/news/2012-05-30/mental-health-in-young-men-costs-3-billion-a-year/4042726

4- از هر چهار نفر ایرانی یک نفر «اختلال روانی» دارد. وبسایت دویچه وله فارسی به نقل از انجمن روانپزشکان ایران http://www.dw.de/dw/article/0,,16032265,00.html

 5- Mental Health of Children in Afghanistan: An Interview with Yale University Professor Dr. Catherine Panter-Brick : http://www.youtube.com/watch?v=GSKEwVslc3Y

 یادداشت: نشر مطالب روان آنلاین فقط با ذکر منبع و نویسنده یا کسب اجازۀ رسمی از مدیریت وبسایت آزاد است.

درباره‌ی اسماعیل درمان

اسماعیل درمان، ماستر روانشناسی بالینی و مدیر وبسایت روان آنلاین است. شما می‌توانید از طریق صفحۀ «تماس با ما» یا صفحۀ فسبوک روان آنلاین به او و گروه کاری روان آنلاین پیام بفرستید. خوانندگانی که نمی‌خواهند نام شان ذکر شود این را در پیام خود مشخص کنند. گروه روان آنلاین به حفظ هویت خوانندگان احترام می‌گذارد.

این نیز جالب است

کشمکش‌های نهان پشت نام‌ها

نگاهی دیگر به کمپین اخیر برخی از زنان کشور

۲ نظر

  1. ممنون از زحمات شما. واقعا راه حل هاییکه پیشنهاد شده ضروری و مهم است.

  2. وب جالب و عالی بود……….ممنونم……

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *