تماس با ما

خوانندگان گرامی!

شما می توانید با استفاده از این آدرسها با ما به تماس شوید:

info@rawanonline.com

edarman@facebook.com

درباره‌ی اسماعیل درمان

اسماعیل درمان، ماستر روانشناسی بالینی و مدیر وبسایت روان آنلاین است. شما می‌توانید از طریق صفحۀ «تماس با ما» یا صفحۀ فسبوک روان آنلاین به او و گروه کاری روان آنلاین پیام بفرستید. خوانندگانی که نمی‌خواهند نام شان ذکر شود این را در پیام خود مشخص کنند. گروه روان آنلاین به حفظ هویت خوانندگان احترام می‌گذارد.

۱۴۹ نظر

  1. هموطن گرامی صمیمانه سلام میفرستم.
    از مطالبی که به گونۀ ویژه وتخصصی انتشار داده اید، هنگام ترتیب یادداشت هایم، زیر عنوان « وضعیت کودکان در افغانستان» بهرۀ فراوان بردم. خواستم احساس خویش را به شما ابراز نمایم.
    سعادت مند باشید
    نصیرمهرین/ هامبورگ/ جرمنی

    • جناب مهرین! جهانی سپاس! از وبسایت به دوستان خود نیز بگویید چون افرادی زیادی اند که نیازمند اطلاعاتی از این دست اند. تشکر

      • دوکتور کریم الله "شهپر"

        اندیشمند ګرامی متخصص صاحب درمان سلام

        بهره ای بیکرانی از نبشته های شما دریافت کردم. از اینکه به این سایت دسترسی پیدا کرده ام بسیار ممنون شما هستم. امیدوارم بازهم بتوانم از این مطالب مفید بیشتر استفاده کنم و به دیگران نیز انتقال دهم.

        با عرض ارادت
        پوهنیار دوکتور کریم الله “شهپر”
        استاد دانشگاه طبی کابل

    • سلام داکتر صاحب درمان.
      خیلی خوشحال استم از دیدن سایت وزین و ارزنده تان که از مطالب عالی برخوردار است.
      من در بخش کودک فعالیت دارم که نشریه ای در رابطه به کودک داریم در افغانستان و می خواهم از مطالب تان در سایت با ذکر منبع استفاده نمایم و همچنان ارزومندم که در زمینه کودک همکاری خویش دریغ نورزید.
      بهروز باشید

      • سلام آقای سروش! شما می توانید از نوشته های روان آنلاین در نشریه خود استفاده کنید و همانطور که اشاره کرده اید لطف نموده منبع و لینک نوشته را نیز ذکر کنید.

        سرسبزی و سلامتی
        درمان

  2. Machine translation failed. retry

  3. برادر دانشمندم جناب داکتر صاحب درمان
    امیدوارم صحتمند و بهروز باشید. امروز صبح وقتی به وبسایت روان آنلاین برخوردم هم خوشحال شدم و هم خجالت کشیدم خوشحالیم از این بود که سایت را پر بار و نشانه ای از صداقت و دلسوزی فراهم کنندگان آن یافتم و خجالت از اینکه چرا این قدر دیر این سایت را یافتم.
    فقط میخواستم به نکته ای کوچکی اشاره کنم که مربوط به مشکل روانی غالب کشور ماست و آن لج بازی عمومی مردم افغانستان در مقابل هر چه بوی ایرانی بدهد حالا هر چه می خواهد باشد زهر یا عسل فرقی ندارد. و به راستی من هم به مردمم حق میدهم در مقابل آن همه اجحاف دولت ایران در مقابل هم وطنانم این همه عقده داشته باشند.
    از آنجائیکه اکثریت مردم نمی توانند حد و مرز عقده را معین کنند تا بفهمند برای اعتراض در مقابل ظلم نباید به خود شان و زبان اصیل شان هم ضرر بزنند. واکنش منفی در مقابل اصطلاحاتی که در ایران بیشتر مروج است در افغانستان شدیدا احساس می شود و این باعث پائین آمدن میزان مخاطبین می شود. و از آنجائی که مبنای محاسبات من و شما بر اساس آمار و ارقام است باید از هر عاملی که از موثریت کار مان بکاهد اجتناب کنیم. و صد البته این برمتخصصین زبان و ادبیات فارسی دری فرض است که برای لگد مال نشدن زبان اصیل فارسی در زیر لگد های عقده کاری بکنند.
    روی دلایل فوق پیشنهاد میکنم از استعمال کلماتی که در ایران مروج بوده ولی معادل افغانی هم دارد بیشتر استفاده شود تا کار اصولی و معقول شما انگ بیجا نخورد

    • تمنای گرامی سلام
      یک دنیا سپاس از پیام شما

      بلی، روان آنلاین حالا دیگر بیش از یک سال میشود که فعال است. من با شما موافقم و حتی الامکان کوشش کرده ام تا درین زمینه از کلمات و اصطلاحات آشنا و مروج استفاده کنم. خوشحال میشوم اگر شما مواردی دیده اید که نیاز به بازنگری دارند با من در میان بگذارید. فقط قبل از آن یک توضیح مختصر بدهم و آن اینکه در حوزه روانشناسی زبان فارسی دری زیاد غنامند نیست و من در هنگام ترجمه یا نوشتن و یا هم ویرایش کردن بارها به این مشکل برخورده ام. یکی از راهها اینست تا برای برگردان فارسی دری کلمات معادل بسازیم که آن هم کار متخصصین امور است که متاسفانه تشکل بخصوصی درین حوزه وجود ندارد. راه دیگر این است که از همان اصطلاحات انگلیسی بصورت مستقیم استفاده شود، و گزینه دیگر اینکه بعضی کلمات و اصطلاحات را خودم برگردان کرده و پیشنهاد کنم. من با هیچ یک از این گزینه ها مشکل خاصی ندارم چون هدف من هم همین است که آفتابه خرج لحیم نگردد!!! منتظرم تا شما و دوستان دیگر درین زمینه نظر دهند و با من همراه و یاور باشند.

      سرسبزی و بهروزی

  4. Machine translation failed. retry

  5. من به شماره تماس و یا ایمیل آدرس یک روانپزشک مشهور را نیاز دارم. با من همکاری کنید . سپاس

  6. سلام زياد به آغاي اسماعيل “درمان”تقديم ميكنم هميشه صحت وسلامت باشيد.
    .و من سوالي داشتم اگرميشه جوابش را لطف كنيد و آن اينكه من به تنهاي خوشم وقتي تنها هستم وظيفه خودرا بخوبي انجام ميدهم ولي وقتي در جمعي از مردم باشم كاملاُ هوش خودرا گم ميكنم وخيلي آن فضا برايم تنگ ميشه وكار نميتوانم حتي درست ابراز نظر نميتوانم وهي دلم ميخواهد كه از آن جلسه خودرا بيرون كنم.
    حالا به نظر شكما من براي ترك اين عا دت چي كار نم؟

    • سلام عصمت الله جان! شما چند ساله هستید؟ وظیفه شما چیست؟ این مشکل از چه زمانی پیدا شده؟ جلساتی که تشکیل میدهید زیاد اند؟ تا حال در طول این جلسات کدام مشکل شدیدی بروز کرده؟

    • سلام آقای اسماعیل درمان .من مشکل دارم .احساس خفگی درحنجره میکنم .لطفا بگوید برای درمان چه بکنم

      • سلام آقای روستایی! اگر احساس خفگی در حنجره همراه با اضطراب و ترس شدید و بعد نگرانی از وقوع دوباره این حالت است توصیه می کنم از تمرینات آرام بخش یا ریلاکسیشن که نوع اجرای آن در وبسایتم موجود است استفاده کنید. این تمرینات در کاهش نگرانی و اضطراب بسیار موثر اند، ولی باید اندکی حوصله کنید چون مدتی زمان میبرد تا تاثیر خود را به جا گذارد.
        درمان

  7. Machine translation failed. retry

  8. Dear Darman Sahib,
    I am from Afghanistan, province Logar, I have this bad sickness that there below a few
    Sentence about my sickness, I have my problem with my mother, sometime she talked me, and she is happy sitting with me, other time she don’t want to talk me.
    In that time she tell me that you are not my son, you are my enami, go far from me,
    Also when she is like this with me, she is also like this with my father,
    Each time I am sad also my mother, my mother don’t have sleep, when she don’t eat capsule by the name of (eimiline) when I tell to my mother that what is my crime, what are you doing with me, she is Crying, with my father,
    This sickness almost from 13th year’s ago, I don’t know what I will do it
    I share this sickness with a lot of people but no one understand about my illness,
    After that I share my sickness with one of the most famous astrologer she said me
    The below Advice:

    But before saying anything else, I must absolutely tell you something else about yourself and reveal certain hidden aspects of your past that led you to the difficult life you are living today, for it is true that all your hardships today come from your past.

    If, above everything else, I am insisting on your past, it is because a life-changing negative event happened then. It is paramount that we diminish the power of this wicked incident and relieve you of the psychological pressure you are suffering today.

    I have perceived that this negative event occurred on the day of your 13th birthday. I don’t know whether you can recall it. You were among your family and you thought everyone was your friend. One of those people, jealous at you and your family, acted very rashly and inflicted a very deep wound on your soul. However, at the time, you tried to forget the incident and put it behind you. But it never went away; it left a deep imprint in your memory and it is very likely one of the main reasons behind your problems today!

    Indeed, since your 13th birthday your personality has changed. Today you are a different person than before that evil incident. Anxiety has taken the upper hand in your soul, once filled with energy and joy. Your passionate nature, your immense sensitivity have been impounding on your relationships with the others. Some people know your weak points all too well, they often use them and sometimes abuse them.

    If I am taking the liberty to tell you all of this, it is because I truly want to help you find true Happiness as fast as possible. Your behavior today is full of contrasts. You easily slip from calm to impulsive behavior, your sharp reactions are followed by moments of great sorrow. When this happens, it seriously affects you and you think no one can truly understand you.

    Thanks from you
    Ahmadzai

  9. سلام خدمت شما . تشکر فراوان واقعا سایت بسیار مفید اموزنده و جالب ترتیب داده اید خداوند اجر انرا نصیب تان فرماید. من به ادرس یک روانشناس مجرب در کابل نیاز دارم میشود با من همکاری فرمائید؟؟ تشکر زیاد

  10. سلام
    بسیار بسیار خوشحالم که یک همچین سایتی با موضوع تخصصی در محیط مجازی توسط افغانها راه اندازی شده است. کمبود سایتهای این چنینی برای ما افغانها در فضای اینترنت و به زبان فارسی بسیار زیاد حس میشد. از شما مدیران سایت کمال تشکر را دارم. با افتخار لینک شدید.

  11. it is wonderful site can I have your phone number?

  12. سلام وقت ناز شما بخير
    هركجا كه هستي شاد باشي وكامروا .
    دوست گرامي اين حقير دانشجوي كارشناسي ارشد مشاور خانواده مي باشم كه موضوع پايان نامه ام بررسي سازه هاي اعتماد بين فردي با رضايتمندي زناشويي است باكمان تاسف تا كنون نتوانستم كه منابعي درباره موضوع خود بيابم خواهش مي كنم درصورت امكان كمكم كنيد بزرگواري كن باتشكر

    • سلام خواننده گرامی! ما چند مطلب عمومی در باره اعتماد درین وبسایت منتشر کرده ایم. من شخصا منابع فارسی زیادی نمی شناسم چون تحصیلاتم را در حوزه روانشناسی در امریکا انجام میدهم. با آن هم اگر منبعی در اختیارم قرار گرفت با شما شریک خواهیم ساخت.
      داکتر اسماعیل درمان

  13. Machine translation failed. retry

  14. درمان صاحب بزرگوار مقاله جدیدی تأثیر تلویزیون براطفال نوشته ام و منبع آن از لایف ساینس است به ایمل که در فوق ذکر نموده اید بفرستم؟ تشکر هارون فرازی از کابل

  15. Machine translation failed. retry

  16. ميخواهم در تهيه و فرستادن گزارش ها با روان آنلاين همكاري كنم حتما بزودي برايتان مقالاتي خواهم فرستاد و اگر امكان داشت به ايمل من پاسخ بدهيد تا از آن طريق در تماس شوم تشكر

  17. Machine translation failed. retry

  18. سلام آقای دکتر
    خسته نباشید
    از اینکه مطلب شما رو در وبلاگم بدون اجازه شما گذاشتم عذر خواهی می کنم
    من مطلب شما رو خوندم و ازش خوشم اومد برای همین توی وبلاگم گذاشتم تا وستانم هم بخونن
    من مطلب شما رو با نام شما در وبلاگ قرار دادم
    موفق و موید باشید

  19. Machine translation failed. retry

  20. سلام جناب داکتر اسماعیل درمان. واقعا مطالب بسیار خوب را تذکر میدهید که حقیقتا مشکلات مردم افغانستان به آن مرتبط میباشد که میتوان هرفرد مشکلات تقریبی خود را حل نمود.
    اما چیزی را که باید بگویم این است که آیا میتوان با شخص خود شما بصورت آنلاین تماس گرفت و یا اینکه فقد ایمل کرد؟

  21. Machine translation failed. retry

  22. درود بر شما جناب دکتر صاحب!
    مدتهاست که نیاز به صحبت با یک روانشناس را در خود احساس کرده ام. ایمیل و یا شماره تماسی از شما دریافت نکردم اگر امکان دارد به آدرس ایمیلم لطف نموده ویک ایمیل بفرستید تا از آن طریق بتوانم مشکلاتم را با شما در میان بگذارم.

    منتظر ایمیل شما هستم!
    جهانی سپاس

  23. Machine translation failed. retry

  24. سلام آقای درمان دوست عزیزم !
    در قدم نخست باید یاد آور شوم که شما همیشه تلاش کردید تا با مطالب مفیدتان مثلی که تخلص شما زیبا است درمان تمام جامعه را درمان نمائید.
    واقعا از شما ممنونم با مطالب زیبای شما شاید سوالی پیش شما خلق شده باشد که این دوست کیست ؟
    محمد کریم اسیر هستم از ولایت پروان و همچنین محصل سال اول پوهنحی هنرهای زیبا پوهنتون کابل .
    واقعا خوش شدم از اینکه توانستم با شما ارتباطی برقرار کنم و در ضمن لطف کنید در فیس بوک من را ازجمله دوستان خود علاوه کنید البته اگر شایسته میدانید .
    با احترام
    محمد کریم اسیر
    دوست شما

  25. تشکر آقای درمان از شما

  26. Machine translation failed. retry

  27. سلام داکتر اسماعیل درمان ..
    اولا خیلی ممنون که جواب سوالای خوانندگانتونو میدید..
    و بعد اینکه
    من دختری 16 ساله هستم که از طریق نت دوستان دختر زیادی پیدا کردم و بعضی از آن ها را نیز دیدم .
    یکی از آن ها دختری ساکن در مشهد بود که وقتی به مشهد رفتم او را دیدم … باهم صمیمی بودیم … وقتی هم را نیز دیدیم من او را دوست داشتم اما چون ترس از یک طرفه بودن علاقه ام داشتم با او درمیان نگذاشتم چون بنظرم او من را دوست نداشت !
    بعدا بهش گفتم که دوسش دارم و اونم گفت که دوسم داره …مثل دوتا خواهر ..
    گذشت و گذشت و من او را بیشتر شناختم … مهربانی اش را .خوبی هایش را . فداکاری و میشه گفت فرشته بودنش …
    و عاشقش شدم … عاشق منظورم اینه که توی بیشتر لحظاتم یادش میدرخشید و از ته دل دوسش داشتم مثل خواهر واقعیم ..
    اما متاسفانه نسبت به او غیرتی هستم:( با این وضع که دختر است ،اما من غیرتی هستم …دوست ندارم ازدواج کند!او از اول هم گفت که هیچ تمایلی به ازدواج ندارد اما خواستگار برایش آمد و خانواده اش مایل بودند که خدارو شکر لغو شد !من همش نگرانم ازدواج کنه …
    نزدیکانش پیششن من حسودیم میشه میشه گفت بهشون …. که دوست من پیششونه !
    دوست داشتم خوشحالش کنم … بخندونمش …. اما میترسم یکی دیگه این کارا رو انجام بده و تا جاییکه تو نستم از همین راه دور ،برایش کادو فرستادم ، حرف های خنده در زدم ….
    من چمهههه ؟؟؟ میترسم اگه ازدواج کنه نابود شم …
    همین الانشم که دوستاش و خانوادش و داداشاش میخندوننش و خوشحالش میکنن و باهاش درد و دل میکنن و باهمن حسودیم میشه 🙁

    • سلام خوانندۀ عزیز

      تشکر از پیام. در بارۀ نوع احساس تان باید بگویم که در مواردی درین مقطع سنی و دورۀ نوجوانی که دورۀ گذار است تلاش برای ایجاد رابطۀ اجتماعی و حفظ آن طبیعی است و البته گاه شدید می شود. شما زیاد نگران نباشید که چرا این طور شد ولی متوجه باشید تا اگر رشک ورزیدن و حسادتی در کار است تحت کنترل و مدیریت شما بیاید و شما زیاد آزار نبینید.

      مسئله این است که اگر دوست شما که حالا احساس خواهری به یک دیگر می کنید شما را دوست دارد و احترام می گذارد، نیازی نیست که زیاد نگران باشید چون وقتی قرار بر دوست داشتن باشد با وجود آن که با افراد دیگر نیز در تماس هست، باز هم محبت و صمیمیت سر جای خود باقی میماند و لازم نیست نگران این باشید که او را از دست می دهید.

      خوب است که در عین زمان برای خود مصروفیت های دیگری در نظر بگیرید، مطالعه و ورزش و کسب مهارت های هنری تا اوقات فراغت شما را پُر کند بسیار مفید بوده و حس اعتماد به نفس شما را نیز بالا می برد و شما را کمک می کند تا خوشی و خوشبختی خود را وابسته به یک فرد مشخص ندانید.

      شب و روز خوش برای شما خواهانم

      اسماعیل درمان

  28. سلام داکتر..
    ممنون که جواب دادید ..
    اما من توی زندگیش کمرنگ میشم و مسئولیت زندگی میاد روی دوشش و دلش واسه شوهرش میسوزه و درجه اون میره بالاترو واسش خرج میکنه و من اینور….
    از این میترسم ….نمیتونم !
    و حالا دارم این کارو میکنم و سرم شلوغ کردم اما یادش باهامه ،درسته که شلوغ شدن سرم خوبه و به چیزای منفی کمتر فکر میکنم اما یادش باهامه ..

    • خواننده گرامی: شما از دوستی در حال حاضر لذت ببرید. کار آینده را به آینده واگذار کنید. خیلی چیزهایی که ما نگران شان هستیم که در آینده شاید اتفاق بیافتند اصلا اتفاق نمی افتند. به هر اندازه که دوستی تان بهتر رشد کند به همان اندازه از خوشحالی و موفقیت همدیگر احساس رضایت بیشتری می کنید. فعلا از همین چیزی که هست لذت ببرید.

  29. خیلی ممنون واسه راهنمایی و این سایت 🙂

  30. سلام من برای شما یک ایمیل میزنم نمیدونم جوابی در یافت میکنم یا نه ولی یک ایمیل میزنم به شما خواهشمندم از شما تا جواب منو با ایمیل زدن به من بدهید

  31. Machine translation failed. retry

  32. احمد وسیم محصل سمستر چهارم روانشناسی پوهنتون هرات.افغانستان

    سلام خدمت جناب محترم دکتر صاحب درمان !
    امید از صحت کامل برخوردار باشید.و همچنان شاد و پیروز و سبز باشید.بنده که از چندین وقت هست که از مطالب آموزنده و ارزنده شما استفاده میکنم.و همچنان با ذکر نشانی و اسم جناب عالی در کانفرانس های داخل صنفی از مطالب شما استفاده نمودم.این بار خواستم تا معلوماتی در باره رفتن به درجه ماستری به خارج از کشور از جناب عالی معلومات اخذ بدارم.بخصوص رابطه به روانشناسی سیاسی…آیا در ضمینه روانشناسی سیاسی دانشکده تخصصی در آسیا وجود دارد؟
    بعید از لطفتان خواهم بود.

    • تشکر از پیام شما احمد وسیم جان. در ارتباط با پرسش شما باید بگویم که من مشخصا کدام پوهنتونی را در آسیا نمی شناسم تا درین رشته ماستری بدهد، ولی احتمال زیادی وجود دارد که چنین رشته ای ارائه شود. من امروز کمی تحقیق کردم ولی چیز خاصی بدست نیامد. اگر به نتیجه ی رسیدم شما را در جریان می گذارم. البته شما نیز دست از جستجو برندارید.

      درمان

  33. احمد وسیم محصل سمستر چهارم روانشناسی پوهنتون هرات.افغانستان

    Machine translation failed. retry

  34. برادرم جناب درمان صاحب:

    من مقالات تطبیقی شما را همیشه مطالعه نموده و در صورت امکان آن را چاپ کرده به هموطنان خود نشر می کنم.
    این مقالات حسنش آن است که در قدم نخست در باره بیماری به طور کلی صحبت شده و پس از آن در باره افغانستان
    طور ویژه تطبیق شده اند که بهترین شیوه پژوهش و رهیافت است و خداوند شما را در این راه همت بیشتر و اجر بزرگ بدهد.

    با سپاس
    میرویس بلخی

  35. سلام !!!
    دانشجو هستم و درین اواخر مشکلات در رفتارم احساس میکنم
    مقاله تان را راجع به افسردگی خواندم مشکلات ذیل را در خود یافتم
    : منفی شدن احساسات:
    بی علاقه شدن و از دست دادن انگیزه
    احساسات غیرقابل کنترول
    عدم تمرکز و مشکل در تصمیم‌گیری
    میشود در زمینه مشوره برایم داشته باشید
    ممنون!!!

    • فروتن عزیز! تشکر از پیام. بلی، امکان این وجود دارد که افسردگی داشته باشید، ولی این باید توسط یک داکتر یا روانشناس مشخص شود. تجربه های عاطفی از این دست اگر گذرا باشند به هیچ وجه افسردگی بالینی محسوب نمی شوند ولی اگر بیشتر دوام کنند و مشکل در زندگی ایجاد کنند، در آنصورت باید به آنها با جدیت رسیدگی کرد. من توصیه می کنم تا این موضوع را با داکتر خانوادگی خود در میان بگذارید، ولی اگر داکتر خانوادگی ندارید، با مراجعه به روانشناس/روانپزشک یا هم داکتر عمومی مسئله را مطرح کنید و جویای نظر شان شوید.

      موفق باشید.

  36. من با پسری ارتباط دارم که بسیار پولدار و مغروره من هم دختری زیبا هستم البته به گفته ی دورو بریا نمیدونم به جه علت از قیافه ی من ایراد میگیره خیلی یدوسش دارم و میترسم که از دستش بدم حالا چی کار کنم خودشم اصلا قشنگ نیس حالا به چه دلیلی از صورت من ایراد میگیره و عکس العمل من باید چطوری باشه در رابطه با این قضیه؟

  37. سلام آقا اسماعیل درمان:

    من یکتن از فارغان فاکولته روانشناسی و علوم تربیتی پوهنتون کابل هستم. و فعلا هماهنگ کننده(coordinator) موسسه افغان – کانادا میباشم. به همین تازیگی ها موسسه ما در داخل فاکولته روانشناسی پوهنتون کابل یک مرکز تحقیق و خلاقیت را احیاء کرده که در کل فعالیت ها این مرکز متمرکز میشود به مطالعه و تحقیق در باره مسایل روانی در افغانستان من میخواستم در مواردی با شما صحبت داشته باشم و اگر امکانش باشد محصلین فاکولته روانشناسی از دانش شما و نوشته های شما از طریق مرکز نامبرده مستفید شوند. اگر لطفا کرده آدرس ایمل تان را برایم بفرستید تا مفصلا در باره این مرکز و اینکه چقدر نیازمند همکاری شما هستیم برایت بنوسم. با سپاس شبنم حضرتی

  38. Machine translation failed. retry

  39. با سلام

    من دچار یک اختلال روانی شدم

    من با هدفون حدود 3 ساعت مدام به آهنگ های خواننده ی محبوبم گوش کردم.

    من همیشه رویای این که روزی اون رو از نزدیک ببینم رو داشتم پس و چون سن من به اون خیلی نزدیکه نوعی وابستگی به اون پیدا کردم و حالا آهنگ های اون مدام در سر من داره تکرار می شه و گریم می گیره و از این که نمی تونم اونو از نزدیک ببینم زجر می کشم.

    یه راهی می خواستم که فکر اون رو از سرم بیرون کنم و آروم بگیرم.
    تورو خدا کمکم کنید

    • آقای خوش زبان
      علیکم سلام. میشه لطف کرده بگویید که چند سال سن دارید؟ مجرد هستید یا متاهل؟ شغل تان چیست؟ از چه زمانی این وضعیت شروع شده؟ تا به حال درین باره چه کرده اید؟ این معلومات در دادن مشورت به شما بیشتر کمک می کند. من این پیام را به ایمیل شما نیز می فرستم.

      مدیریت وبسایت

      • ممنون که پاسخ دادید.

        من 16 سال دارم و دانش آموز هستم و حدود 5 روز هست که این حال رو دارم.

        تا حالا سعی کردم با توجه به چیز های دیگه مثل تلوزیون و کامپیوتر حواسم رو پرت کنم تا به اون فکر نکنم ولی درست وقتی کامپیوتر رو می بندم یا تلوزیون رو خاموش می کنم صدای اون تو سرم می پیچه و بغز گلوم رو می گیره.

        ممنون می شم اگه کمکم کنید

  40. Machine translation failed. retry

  41. با سلام

    من دختری هستم که در شرف ازدواج هستم و پسری به خواستگاریم اومده و برای آشنایی چند ماهی هست که با هم صحبت می کنیم. و دیروز سر یه موضوع با هم بحثمون شد و ایشون رو من دست بلند کرد. و بعدش کلی عذر خواهی کرد تا از دلم در بیاره. ولی من موندم که چه کنم. من دیروز تصمیم گرفتم که جواب رد بهش بدم ولی قبول نکرد. گفت دیگه تکرار نمی شه. شمابفرمایید که من چه کنم؟

    • سلام. در بارۀ ایشان بیشتر تحقیق کنید و ببینید سابقه رفتار خشونت آمیز دارند یا خیر. ایشان اگر سابقه این رفتار را داشته باشد، و حالا هم که هیج قرارداد رسمی و شرعی میان شما نیست به خود اجازه می دهد تا بالای شما دست بلند کند، به احتمال زیاد پس از ازدواج نیز این رفتار را از خود نشان خواهد داد. به همین دلیل بسیار مهم است تا شما در این باره خود را مطمئن کنید. برای معلومات بیشتر مقالۀ «با کسی که دست بزن دارد ازدواج نکنید» در همین وبسایت را مرور کنید.

      موفق باشید
      مدیریت وبسایت

  42. Machine translation failed. retry

  43. باعرض سلام خدمت شما!
    بسیار خوشحال شدم ازاین که به این سایت دسترسی پیدا کردم.
    بنده نیز همانند شما در رشته روانشناسی بالینی در دانشگاه اصفهان مشغول به تحصیل هستم.
    و بسیار مایه ی سرافرازی است که بتوانم با شما همکاری داشته باشم و از تجارب باارزشتان برخوردار شوم.

  44. Machine translation failed. retry

  45. سلام اقای اسماعیل درمان من بعضی وقتها دچار مشکلات مثل ترس یا کمرویی ومشکلات دیگر میشوم وچون دارو مصرف نمی کنم با تلقین و روشهای دیگر از ان حالت خودم راخارج مکنم اما حالا دچار مشکلات شخصیتی شدم حالا باید چه کار کنم من بازنان هم مشکل فراوان دارم باید چه کنم

  46. سلام داکتر گرامی!
    من محصل هستم 24 سالم هست واستعدادم در یاد گیری هم بدنیست راضی هستم ازلطف خدا وند(ج) ، اما دوچار یک مشکل روانی مشه گفت، که شده ام بسیار آزارم میدهد و باعث کندی تحصیلم شده یعنی مانع پشرفتم میشود.
    اون مرض هواس پرتی یا عدم تمرکز من است یعنی در افکار یا تخیلات غرق هستم واین به بش از حد خود رسیده و به سرحد رسیده که از کنترول من خارج شده و شدیداً نگرانم ساخته یعنی در اوایل اش میتونستم از پس اش برایم ودوباره تمر کز کنم در مطالعه،سخنرانی ،درس ویا هرچیزی دیگه اما حا لا که خیلی زیاد شده و مدت اش هم زیاد شده تقریباً (8-9) سال ویا هم بشتر مشه دامن گیرم است که کاملاً مرا مرضی ساخته،البته بنابردلایل دچار این مشکل شدم که بشتراش شرایط بود که من دران قرار داشتم مثل فقر وبدتر ازآن اجتماع که درآن زندگی میکردم و دست کم گرفته مشدم زیادتحقیرمشدم حتی درمیان روفقایم، که اینها همه بنابروضعیت یا مشکلات بودکه باهاش روبرو شده بودم واون مشکلات هم فقط ازبابت یکعده دستان جاهل و محافظه کار بود که درجامعه مارا حقیر ساخته بود و مشکلات را در روابط ماساخته بود و…
    بنابرین این همه باعث شد که ما احساس تنهایی کنم و افکارم در گیر این شد که کاش من هم مثل دیگرا محبوب میبودم وهمه مرا میپزرفت و مثل آنها خوش میبودیم که البته مستحق اش هم بودم چون هیچ گونه کمبودی هم نداشتیم نظر به دیگران فقط مشکلات مذکور بودوفقر، همین افکار که زیاد توقع بالا هم نبود اما فکر مرا مشغول کرده بود بسیار زیاد، این شرایط طول کشید و مدت دوسال یا بش شد ومنم به همین افکار هر روز وقتم میگذشت.چون من نسبتاً خورد بودم و این هم دروجود من رشد کرد، مثل تخییلات همه روزه روزی چند ساعت، البته حالا افکارمشخص نیست مفکوره های گوناگون آمده ومیره درذهنم تا به حد که خودرا به مرض مبدل کرده و ازکنترول ام حالا خارج شده که واقعاً باعث نگرانی میشود. طوریکه اگر بخواهم مطالعه کنم به یک خط ، یک جمله ویا یک پاراگراف که متمرکز هستم بعداز آن دوباره به افکار یابگم تخیل چنان بی اختیار از سرم میره که هچ بخود نمی آیم وبعد از3-4 ساعت ویا هم بشتر ازآن بخود نمی آیم تا به خستگی مواجه میشم و یک وقت متوجه میشم که خیلی خیلی ضرر کردم .بعد ازآن بی اندازه ناراحتی روخ میدهد هم ازبابت وقتم هم ازناتوانی ام درمقابله بااین.
    حالا مشوره شما داکترگرامی را خاهانم وهمچنان لطف نمایید یک روانپزشک خوب باآدرس آن در کابل برای من هدایت فرمایید ورهنماییم کنید.
    جهان سپاس ازلطف شما.

  47. Machine translation failed. retry

  48. سلام و خسته نباشيد.
    من 27 سالمه 2سالو نيم كه ازدواج كردم ، با شوهرم 5 سال دوست بوديم كلاً عاشق هم بوديم و هستيم اما از اول زندگيمون دخالت هاي پدر شوهرم زندگيمونو داره خراب ميكنه اصلاً ديگه نميتونم تحملش كنم سه بار تاريخ مراسمونو عقب انداخت آبروي منو همه جا برد اما من فقط سكوت كردم و حتي كوچكترين بي احترامي بهش نكردم حالا هم كه نميذاره وسايل زندگيمونو خونمون ببريم ميگه باشه براي بعد مراسم چون تازه بخودش افتاده كه بايد ميز تلويزيون و تخت بخره از نظر مالي وضعيتش خوبه اما خوب خسيسه
    لطفا كمكم كنيد چون واقعاً ديگه نميتونم تحملش كنم ميترسم يدفعه بتركم و هر چي به دهنم ميرسه بهش بگم باهاش چيكار كنم ؟؟؟؟

    • سلام بر شما و تشکر از پیام. به نظر می رسد با سکوت کردن های طولانی، خشم درونی خود را افزایش داده اید. فکر می کنم یکی از راه های موثر این است تا با آرامی مخالفت خود را بیان کنید، چون این حق شماست. در عین زمان، خوب است تا پای یکی از بزرگان خانواده که پدرشوهر شما از او حساب می برد و احترام می کند، در میان آید تا با مشورت او از این مشکل گذر کنید. پیشنهاد می کنم تا روی این مسایل که به ظاهر کوچک می نمایند کار را از یک جایی شروع کنید ورنه به تدریج بزرگ و بزرگتر شده و به دردسری می انجامند که حل نمودن آن وقت و انرژی زیادی لازم خواهد داشت.

      موفق باشید
      مدیریت سایت

  49. باتشکر فراوان از شما بزرگوار در صورت تبادل لینک خبرم کنید

  50. با سلام
    جناب اقای درمان بنده دختر نوجوانی هستم که علاقه شدیدی به مطالعه و خواندن کتب مختلف و جمع اوری اطلاعات دارم اما اخیرا به مطالعه رمانها و داستانهای مختلف پرداخته ام قابل توجه باشد که این رمانها عاشقانه بوده اند اما اطرافیان بنده به اینجانب پیشنهاد نموده اند که از خواندن این قبیل کتب دست برداشته و به خواندن کتابهای علمی ادامه دهم اما در این رمانها اداب و اخلاق شایسته و طرز برخورد با اطرافیان بیشتر نظرم را جلب کرده تا صحبتهای عاشقانه ان. میخواستم بدانم که ایا واقعا این رمانها برای سن من زود هستند یا نه؟
    ممنون

    • سلام بر شما. خواندن رمان های رمانتیک در این دوره ی سنی کاملا عادی است، بخصوص اگر داستان های خانوادگی باشند گاهی می شود در کنار تفنن، از آن ها چیزهای نیز آموخت. خواندن تنها برای آموزش نیست، بلکه برای تنوع و تفنن نیز هست. بستگی به این نیز دارد که از کدام نویسنده ها می خوانید. توصیه ی من این است که در مورد انتخاب کتاب ها کمی دقیق تر باشید و از کسانی که در این زمینه تجربه دارند مشوره بگیرید. لازم نیست همه ی کتبی که می خوانید علمی باشند، رمان های خواندنی و مهمی نیز وجود دارند که قابل دسترسی اند. توصیه ی من این است که هم کتاب های علمی بخوانید و هم اگر علاقمند استید به رمان خوانی خود ادامه دهید.

      موفق باشید

  51. Machine translation failed. retry

  52. سلام.آقاي دكتر من از يك ماه قبل از كنكورم دچار علايمي شدم كه الان فكر ميكنم اختلال هراس باشه.الان دانشجو هستم اما هيچ چيز زندگيم مثل سابق نيست دارم عذاب ميكشم و به غير از مادرم كسي از حال من خبر نداره.همش از يه احساس گناه كوچيك شروع شد به دليل افكار مزاحم و گاهي احساس گناه دچار استرس شديد ميشم ضربان قلبم به شدت افزايش پيدا ميكنه دست و پاهايم يخ ميكند و…لطفا كمكم كنيد

    • سلام. از پیام مختصر تان به نظر می رسد که نشانه های اضطراب را تجربه می کنید. توصیه می کنم برای تشخیص قطعی به یک روانشناس بالینی مراجعه کنید و در صورتی که نیاز بود برای شما مهارت های کاهش استرس را آموزش دهد تا از مزمن شدن این مشکل جلوگیری کند.

      موفق باشید
      مدیریت سایت

  53. Machine translation failed. retry

  54. باسلام؛دختری 23ساله هستم؛حدود 6سال است اضطراب شدید دارم؛بیشتراوقات حالت تهوع دارم؛کلافه شدم؛هیچکدام از تصمیم هام رو عملی نمیکنم؛چندبارهم دکتر رفتم؛همه میگویند خودم باید مشکلم راحل کنم؛لطفا کمکم کنید؛دنیابرایم جهنم شده؛لطفا به ایمیل ام پاسخ دهید؛باتشکر فراوان

  55. Machine translation failed. retry

  56. سلام آقای دکتر من دختر16 ساله ای هستم که جدیدا دوچار دوگانگی شدم و خودم هم از این دوگانگی سر درنمیارم خیلی عصبی هستم و به علت شدت عصبی بودن درد های شدیدی بدنم رو عذاب میده من مادر تند خویی دارم و من شخصیت بدی ندارم فقط از اطرافیانم محبت میخواهم و اصلا از لج کردن خوشم نمیاد من امسال که سال اول دبیرستان بودم به دلایل عوض شدن محیط مدرسه و طرز تدریس معلم ها و ازدهام دانش آموز ها بر خلاف سال های قبل معدلم خیلیییییییییی پایین امد و من واقعا اولایل سال بسیار تلاش میکردم ولی در3 ماه اول مدرسه هیچ پرسشی از من نشد در طول مدرسه و من دیگه انگیزه ای برای خوندن درس هام نداشتم خیلی سعی کردم معدلم رو بالا ببرم ولی پیشرفتی نکردم و من از سال پیش با ی شخصی دوست هستم که علاقه خیلی خاصی بهش دارم و باهم در ارتباط هستیم و من مادری دارم که خیلی بد بین هستن وبه طرز حرف زدن و ………همه چیز من ایراد میگیره !و نمیزاره مطابق میل خودم زندگی کنم اون فقط به من میگه که مراقب باش مردم پشت سرت حرف در نیارن وگرنه نمیشه حرف رو جمع جورش کرد و من دوست دارم برای خودم زندگی کنم و ولی متاستفانه مادرم میگه تا زمانی که توی خونه من زندگی میکنی باید مراقب آبروی من باشی. موقع امتحان ترم دوم گوشی من توسط صمیمی ترین دوستم دزدیده شد من خیلی از دوستانم ضربه خوردم و نمیتونم دوستانم رو درست انتخاب کنم من خیلی وابسته گوشیم بودم و توی این مدت خیلی سعی کردم از دوستم پسش بگیرم ولی زیر بار نرفت که برداشته.خلاصه الان نمیدونم چطور باید مادرم رو راضی کنم که برام گوشی بگیره! و من ی خواهر دارم که امسال کنکور داره و پارسال به خوبی یادم میاد که مادرم گفت امسال رو تو مدرسه عادی برو که بیشتر روی خواهرت سرمایه بزاریم که دانشگاه سراسری بره منم بدون چون و چرا قبول کردم ولی الان که خواهرم کنکورش رو داده و باید منو طبق گفته خودش ببره مدرسه غیر انتفاعی میگه من با این معدل تورو ی مدرسه عادی ثبت نام میکنم و باید فنی بخونی در صورتی که میدونم مدرسه مورد نظرم منو با یه آزمون ورودی قبول میکنه که توی اون مدرسه رشته تجربی رو ادامه بدم ولی نمیدونم چطور با مادرم در این باره صحبت کنم و قانعش کنم لطفا خواهشاکمکم کنید!!!!!!!!!!!!ممنون

    • سلام. تفاوت در توقع دو طرف ریشه ی اصلی مشکل است. توصیه می کنم با هم صادقانه تر گفت و گو کنید. اگر صحبت رو در رو کمی مشکل است برای اش نامه بنویسید. راه دیگر این است که عضو نزدیک دیگر فامیل که قابل احترام و اعتماد هر دوی شما باشد، در تصمیم گیری و توافق کمک تان کند.
      موفق باشید

  57. Machine translation failed. retry

  58. دكترجان سلام مردي 32ساله هستم 3ماه پيش يكي از دوستانم به من سيگاري تعارف كرد كه محتوي مقداري حشيش بود پس از استعمال دچار حمله استرسي شديد شدم پس از چندروز كه به حالت عادي برگشتم هر 2هفته يكبار دچار همان حالات ميشوم كه بطرز شديدي افكارم را متوهم و پريشان ميكند جه راهي راپيشنهاد ميكنيد

  59. Machine translation failed. retry

  60. درود بر شما آقای درمان، ممکن است راهنمایی ام کنید پیام قبلی که اینجا نوشته ام را پاک کنم؟ چون صلاح نمی دانم عمومی باشد و همه دسترسی به خواندنش داشته باشد. ممنون از لطف تان

  61. سلام دوست گرامی اقای اسماعیل درمان. ازایران هستم.مدتهاقبل ازطریق ایمیل باشماتماس داشتم.مقاله شمادررابطه بااثرات جنگ برسلامت روانی افراد رامطالعه کرده ام.ایا باسازمان بهداشت جهانی شمامذاکره کردهاید

  62. سلام عرض ادب داکتر صاحب
    من احمد از کابل یک مشکل داشتم مشکل من همین است که من زیاد شک میکنم به دوستم پیش خودش نی وقتی خودم تنها باشم یک مشکل که پیش میآید به خود فکر میکنم این کار را او انجام و چرا با من من او این کار را را میکند داکتر صاحب چه باید شک خود را از بین ببرم؟

  63. سلام ودرود خدمت داکتر صاحب پیروز باشی!
    عرض اینکه بنده خیلی اعتماد بنفس پایین دارم،درانجام وظیفه جدید به شدت دچار استرس میشوم رابطه اجتماعی ام خیلی ضعیف است به همین خاطر بعد از صنف داوازده هم درس را رها کردم همیشه احساس میکنم یک چیزی از دیگرا کم دارم یعنی همیشه باخودم درحال جنگ هستم.مدام افکار منفی در ذهنم میگردد بعضی وقتا تحملم سرمیرود.آیا میشه راه حلی پیشنهاد بدهید؟

  64. سلام خیلی خوش حالم که تونستم بلاخره همچین سایت مفیدی رو پیدا کنم من ۱۸ سالمه سال اخر دبیرستانمم و تو یکی از شهر های خوزستان زندگی میکنم و متاسفانه دکتر و متخصص روان شناسی یا روان پزشکی، اینجا نیست و خیلی کم پیدا میشه یا اکثرن مشاورتحصیلی یا خانواده هستن.
    به خاطر همین خیلی گشتم و تلاش کردم تا با روان شناسی به یه طریقی ارتباط برقرار کنم…من تست های انلاین زیادی دادم و مطالعه زیادی کردم تا مطعمن بشم اینکه فکر میکنم افسرده شدم حقیقته دارع یا فقط تلقین میکنم؟!
    و همونجور که فکر میکنم تمام علاعمو داشتم و افسردگیم ظاهرا شدیده و تو تمام تستا و حتی با مشاور مدرسمون که صحبت کردم بهم گفت حتما پیش روان شناس یا روان پزشکی برم…
    یه سال و نیمه که این حس افسردگی باهامه ولی اخیرا و از اونوقتی که مدرسه ها شروع کردن بیشتر شد تا جایی که جدی دوبار میخواستم خودکشی کنم و یبار قرص خوردم و یبار میخواستم رگمو بزنم…ولی از تسلیم شدن متنفرم و دوست ندارم اینقد راحت زندگیمو ببازم…:( با ابن وجودم درحال حاضر هم هیچکاری از دستم بر نمیاد چون هیچ احساس لذت یا حتی راحتی یا ارامشی از کارای روزمره زندگی هم بهم دست نمیده و همیشه احساس خستگی مداوم و خواب الودگی میکنم ، اول فکر میکردم به خاظر تغذیه یا خواب نامنظمم ولی یه هفته بیشتره که خواب و تغذیه امو درست کردم ولی هنوز بعد از بیدار شدن از خواب بازم احساس کسلی یا خواب الودگی میکنم و بیشتر مواقع، غذا خوردرنم عصبیه و گاهی هم اصلا چیزی نمیخورم ، تمرکزم هم خیلی کم شده و بسختی درس میخونم…
    اگه میتونید لطفا کمکم کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *